پیشنهاد‌های علیرضا ایرانی نیا (٦,٦٩٣)

بازدید
٤,١١٥
تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بیرون آمده، درحال جست وخیز ( تصویر شده ) ، برجسته، چشمگیر، بیرون زده.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( salep ) سحلب، ثعلب

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بیرون آمده، درحال جست وخیز ( تصویر شده ) ، برجسته، چشمگیر، بیرون زده.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مارمولک وار، سمندری.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( sallet ) کلاه خود سبک قرن پانزدهم بدون زره صورت

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سلام، سلام کردن.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

قابلیت فروش.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
١

خط شریف یا خط همایون به دستخط سلطان عثمانی اطلاق میشد. مصطفی رشید پاشا فرمان تنظیمات را در میدان گلخانه قرائت کرد و به این دلیل به خط شریف گلخانه شهر ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: استه - Asta مخفف آهسته. بیشتر در شکل مکرر بکار گرفته میشود. استه استه گرد، کجا این قدر میدوی؟ استه استه به همین مرتبه رسی ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

قدوسیت، حضرت.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

قدوسیت، حضرت.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سگ راهنمای کوهستان، نوعی سگ بزرگ.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( sanfoin ) اسپرس

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( sailor ) دریا نورد، ملوان، قایق بادبانی، ملاح، ناوی

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( =safety onez ) بلندی وسط خیابان مخصوص عابرین.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( wisdom ) عقل، معرفت، دانائی

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

درود بر شما بارسلان عزیز واژه های ترکی، عربی و. . . در زبان پارسی عزیز مربوط به ایران کهن است، چون آناتولی، میان رودان، مصر، هند و. . . بخشی از ایران ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٤

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: بُرچَک - Burcak گوشه، کُنجک، یا عموما گوشه خانه یا در گوشه میز: بینم که در یک برچک ( یعنی گوشه خانه ) خاموش سرش خم نشسته ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: اوریب - Ureb کج، ناراست. �کاغذ را اوریب بریدن�، �یک طرف دامن جامه اوریب آمده است�. این واژه در قدیم شکل �ؤریب� داشته و در ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
١

اتوی سنگین، اتوی دارای دو نوک تیز ودسته متحرک.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
١

صدوقی، زندیقی.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
١

لاله درختی، بدنه چوبی زین.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٢

کوهه زین، قاچ زین، قاش زین، قرپوس.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
١

عرق گیر اسب، نمد زیر زین.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٦

چرم زین سازی.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

خورجین.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
١

خاصره ای خاجی.

پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: استخوان نداشتن، در کاری چست و چالاک بودن، عملی را با شوق واشتیاق انجام دادن. ( میدانم شما در مهمانداری استخوان ندارید. شم ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
١

فداکار، قربانی کننده.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
١

( saccate ) کیسه مانند

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
١

( =trombone ) شیپور قدیمی، ترومبون، چنگ

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
١

غارتگر، یغماگر، کیسه پرکن، کیسه ساز.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
١

ژاکت یا کت دارای یک یا دو ردیف دگمه.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

کیسه ای.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

تشکیل کیسه.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

حالت قندی، شیرینی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

قند سنج.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

تبدیل به قند کردن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

ساخارین دار، مرکب از ساخارین.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

ماسه ای، شن زار، ریگ زار، ماسه دار، دارای شن ریزه.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

( saclike ) کیسه مانند

پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: این واژه خیلی کمرنگ در کشورمان هنوز استعمال میشود، اشکیل به معنی بند آمده است. �بند و اشکیل کرده گرفته است�، �اشکال� که ی ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: اسپ و قمچین - qamcin Aspu به کاری زود آماده شدن. چنانچه چند دوست به تفریح یا به سفری رفتنی هستند، یکی از دیگری زودتر آماد ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: اژده اژده - ajda Ajda این تعبیر در همین شکل مکرر استعمال میشود. معادل پاره پاره، سوراخ سوراخ. �کفشم از بسیار پوشیدن اژده ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: از دو سر - خواه ناخواه، در هر صورت، ناچار. �می خواهید نمی خواهید وی از دو سر خواستگی ( به دلخواه ) کارش را میکند�، �من کو ...

پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: از چشم سرمه را زدن، این واژه زدن همان دزدیدن خودمان است، مثال: دزد کیفم را زد، یعنی کیفم را دزدید، و نسبت به افراد عیاش و ...

پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی سمرقندی: از بینی بالا گپ زدن، درشت گویی، سخن زیادتی یا سخت گفتن در نسبت شخص زودرنج. �به دختر آن کس از بینی بالا گپ زده نمیشود، زود ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی سمرقندی: از بار همین، برای همین، از همین سبب. �وی دروغ گفت از بار همین پیش کردم ( نگ ) � این عباره شکل مخفف �از برای همین� است. سنا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: واژه اِرَم Iram به معنی �نشانه تیر� آمده است. احتمال می رود �اریم� اصلا �ارم� بوده است و مجازا به معنی عموما �نشان و علام ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی سمرقندی: اِریم - Irim علامت، نشان، اریم کردن - چیزی را علامت گرفتن. �بسیار گریه و ناله نکنید، اریمش گنده ( بد ) �، �ناشکری نکنید، ا ...