پیشنهادهای علیرضا ایرانی نیا (٧,٦١٦)
تابلو اعلان نمایش.
هُل دهنده.
کارگر بیل زن.
به قدر یک بیل چه.
کوسه ماهی باریک سر اقیانوس.
( =shovelbill ) کارگر بیل زن.
کلاه لبه پهن کشیشان انگلیس.
( =shoveler ) کارگر بیل زن.
سرودهای مذهبی خیلی بلند سیاه پوستان جنوب آمریکا.
فریاد زننده، جارچی.
درجه روی بازوی درجه داران.
نشان سردوشی، درجه سردوشی افسران.
روبان یاحمایل زینتی روی شانه، ( نظامی ) واکسیل.
پیش فنگ.
بی ارزش، بی فایده، ( استخوان ) دررفته، جابجا شده، دلمه شده.
شرکت کننده در پرتاب وزنه، وزنه پران.
روغن ترد کننده، مختصر کننده.
دارای تنگی نفس، از نفس افتاده، کم نفس.
داستان کوتاه.
گوشت با استخوان دنده.
تقسیم به اختصار.
پرستو.
پلیس نیروی دریائی، پلیس ساحلی، کرانه پاسدار.
غذای دریائی ( مرکب از جانوران دریائی ) .
صحبت بازاری، گفتگو درباره وضع کسب.
پلرینو رسی، Pellegrino Rossi دیپلمات، اقتصاددان و دولتمرد برجسته ایتالیایی. هوادار وحدت، اصلاحات، اعاده نظم و استقرار حکومت مشروطه در ایتالیا بود و ب ...
این خاندان از حوالی نیمه سده یازدهم میلادی در منطقه غرب جبال آلپ، در محل تلاقی مرزهای فرانسه و ایتالیا و سویس کنونی، حکومت میکرد. امپراتور روم مقدس ...
دو سیسیل Two Sicilies به سرزمینهای سیسیل و ناپل اطلاق میشد و جنوب شبه جزیره ایتالیا را در بر میگرفت. آخرین شاه دو سیسیل ( ۱۸۵۹ تا ۱۸۶۱ ) فرانسیس دوم، ...
منطقه پیدمونت در شمال غربی شبه جزیره ایتالیا، مشرف به سویس و فرانسه، واقع است و ساردینی جزیره بزرگی است در جنوب آن. در سده نوزدهم پیدمونت محور ارتباط ...
واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: بِه رویِ نَتَن natan - Bery بی شرم، بی حیا. مثال: جوان به روی نتن بوده است، به آدم پیر گپهای پست و بلند گفت ( حرفهای زشت ...
( انگلیسی ) تکان خوردن، تکان دادن.
نعل بند.
کفش راحتی، کفش دم پائی.
کفش راحتی، کفش دم پائی.
منزجر کننده، هولناک، تکاندهنده، مایه انزجار، برخورنده، بد.
( shock headed ) انبوه گیسو، دارای موی فراوان
خوک کمتر از یک سال، بچه خوک.
( زنانه ) بلوز به طرح پیراهن مردانه، پیراهن کوتاه، بلوز کوتاه، بلوز زنانه
چلوکباب برگ.
دامن پیراهن، پشت پیراهن.
پیراهن، پارچه پیراهنی.
پیراهن دوز.
پارچه را بهم کوک زدن، چین دادن، پختن.
کوک زنی، چین زنی.
کنار کشتی، واقع در کنار کشتی.
قابل کشتی رانی، قابل حمل با کشتی، قابل ارسال.
اسکناس کم ارزش وبدون پشتوانه.
درختستان، قلمستان.
( =shinny ) بازی هاکی که با توپ چوبی بازی شود، چوب بازی هاکی، شینی بازی کردن.
امرود.