پیشنهاد‌های علیرضا ایرانی نیا (٧,٦١٦)

بازدید
٨,٨٦٥
تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

( =sinologue ) چین شناس، ویژه گر فرهنگ وادبیات وتاریخ چین.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

بی گناه، معصوم.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٢

درجه فرو رفتگی.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

نشست کردنی، غرق کردنی یا شدنی.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

جان باورینگ دیپلمات و نویسنده سرشناس انگلیسی در عصر ویکتوریا. از سال ۱۸۲۴ دستیار جرمی بنتام بود. در دهه های ۱۸۳۰ و ۱۸۴۰ نماینده مجلس عوام شد و از سیا ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

کورتیس گیلد، Curtis Guild ، ( ۱۹۱۱ ) عضو فرقه شهسواران معبد و ماسون درجه سی و دوم، و استاندار ماساچوست و سفیر ایالات متحده در روسیه بود.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: پِیشین، یعنی نیمه روز، وقت ظهر. مثال: پیشین شده وقت خوراک خوری شد، نخواد آدم تا پیشین ( یا تا پیشینه ) خواب کند؟ نماز ظهر ...

پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: پِیش کردن، یعنی راندن، تاراندن، دور کردن، بیرون کردن. مثال: همه را پیش کرده اکنون خودش تنها نشسته است، یا: این سگ را پیش ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: پِشانَه سَخت، همان پیشانی سخت، و به معنی بدبخت، بیچاره، پیشانی به معنی سرنوشت و تقدیر می آید. مثال: پیشانه به هر چه باشد، ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: پِیشانَه، همان پیشانی، و به معنی سرنوشت و تقدیر می آید. مثال: پیشانه به هر چه باشد، همان میشود ( در پیشانی هر چه هست، هم ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: پَی خَست کردن - Payxast پی بردن، حس زدن، احتمال دادن. مثال: من آمدنش را پی خس ( یا پَی خَست ) هم نکرده ام، یا: من پی خس ک ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: پَی خَس کردن - Payxas پی بردن، حس زدن، احتمال دادن. مثال: من آمدنش را پی خس هم نکرده ام، یا: من پی خس کردم که وی باید همی ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: پَی خَست کردن - Payxast پی بردن، حس زدن، احتمال دادن. مثال: من آمدنش را پی خس ( یا پَی خَست ) هم نکرده ام، یا: من پی خس ک ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: پیچیر پیچیر - picir Picir، معادل پچ پچ، زمزمه، آهسته، یواش، گوشکی گپ زدن. ( در گوشی حرف زدن ) مثال: پیچیر پیچیر کرده دعاه ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: پَی خَس کردن - Payxas پی بردن، حس زدن، احتمال دادن. مثال: من آمدنش را پی خس هم نکرده ام، یا: من پی خس کردم که وی باید همی ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: پیچی - Pici کمی، اندکی، یک مقدار کمی. مُرچتان ( فلفلتان ) پیچی به من دهید، یا: کمتر زیره آورده بودم، یک پیچیشه ( یک پیچی ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: پیچیر پیچیر - picir Picir، معادل پچ پچ، زمزمه، آهسته، یواش، گوشکی گپ زدن. ( در گوشی حرف زدن ) مثال: پیچیر پیچیر کرده دعاه ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: پَی تابَه - Paytoba نوعی جوراب نرمی که پیش از پوشیدن کفش به پا می پیچند. این واژه از دو ریشه مرکب است: پای ( پی ) و تابه ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

اصطلاح فارسی تاجیکی، سمرقندی: پناه بَه خدا - xudo ba Panoh تعبیری است وقت خیرباد و خداحافظی استعمال میشود. مثال: خیر، پناهتان به خدا، بچه ها را پرسید ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

چینی، اهل چین.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

( =sinistrorse ) چپ پیچ، پیچیده از چپ براست.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

( =sinistrorsal ) چپ پیچ، پیچیده از چپ براست.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

( ezsinici ) مطابق آداب ورسوم چینی کردن، جنبه چینی دادن، چینی کردن.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

( sinify ) مطابق آداب ورسوم چینی کردن، جنبه چینی دادن، چینی کردن.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

متابعت از آداب ورسوم چینی، چینی پرستی.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

نمایش کمدی موزیکال قرن آلمان.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

کرجی شراعی، کشتی یک دگله.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

چوب مخصوص تمرین شمشیر بازی.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

تک کاربری.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

( در ماشین نویسی ) در میان سطور فقط یک فاصله گذاردن، تک فاصله کردن. تک فاصله، تو هم.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

مالیات انفرادی، مالیات بر در آمد انفرادی.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

تک منظوره.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

منطق تک خطی.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

تک دقتی، با دقت معمولی.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

سفته دارای یک امضاء.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

تک فازه. برق یک فاز.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

امین، وفادار، بی ریا، یکدل.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

تک رو.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

تک روی، اسب تک رو، تکاور، تک رو بودن.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

حسابداری فردی، حسابداری ساده ( بدون دوبل ) .

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

جنگ تن بتن.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٣

تک بلور.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

با یک نشانی.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

پرنده آواز خوان.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

( در موسیقی قدیم ) پیش درآمد، مقدمه.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

موج سینوسی.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

سندباد بحری.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

جلو سر، پیشانی، جبهه.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

واقع در جلوی سر.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

مشمع خردل.