پیشنهاد‌های علیرضا ایرانی نیا (٦,٦٩٣)

بازدید
٤,١١٥
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: ارّتی - Irrati چیز ساخته، چیزی که به جای اصل آمده است. �دندانتان ارتی ( آریتی، عاریتی ) بوده است؟ من دندان خودتان گمان کر ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: ادِّل ( عدّل ) میانه - Addilmiyona عین میانه و مابین چیزی یا مساحتی. �از ادّل میانیش دو تقسیم کنید�، �آمده آمده از ادّل م ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی: اتینا - Atayno مردم سمرقند در موردی که یگان چیزی را مخصوص به کسی منصوب کرده باشند، می گویند: �من این گوشواره را اتینا برای دخترم گ ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی: ابگار - Abgor فرتوت، لاغر، بی قوت، بیچاره، بوتون ابگار شده مانده است. این واژه شکل تحریف شده �افگار� است که در لغت به معنی به جا م ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

واژه فارسی تاجیکی: ابجیر - Abjir شخص زیرک و چُست و چالاک. �دختر شما خیلی ابجیر در یک ساعت همه کار را بود کرده می ماند�. این واژه در اصل �آژیر� یا �آج ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی: آهری - Ohari لباس یا متاع نوِ رختش ( رخت ) ناشکسته و عموما لباس نو را گویند �کرته ( لباس ) نو آهری پوشیده آمده است. �، �همه لباسها ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی: آمدِ گپ بَه - gapba و Omadi در آمد گپ، در مورد مناسب، ضمنا �آمد گپ به ( در آمدِگپ ) از التماس بنده نیز به آن کس اشاره کرده مانید�.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی: آمد - Omad توفیق، کامیابی. بیشتر با ترکیب کلمه �کار� مستعمل است. �خیلی زور زد، اما کارش آمد نکرد�، �کار آمد کند، مشکل آسان می شود� ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی: آلوس - Olus احول، قیچ، چپ چشم، لوچ را گویند. �چشم آلوس� هم می گویند. �دخترش آلوس�، �چشم پسرش تماما آلوس�. این واژه در لغت فرس آمده ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی: آش پِشَکان این تعبیر دراصل با اضافت است به معنی �آشِ گربه ها�. در سمرقند کودکان به طریق بازی کم کم مواد غذا آورده یک جا به تقلید آ ...

پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی: آروغ توروش شدن ترش شدن آروغ به معنی در معده جمع شدن ترشی است. در سمرقند در مورد �از چیزی دلگیر شدن� و �به تنگ آمدن� یا �از افراط ب ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی: آخر زمان - Oxirzamon در اصل وقت نزدیک به رستاخیز، در گویش سمرقندیان به معنی زمان نو نیز می آید. �اینها بچه های آخر زمان، به گپ هیچ ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی: آتشین شدن _ Otasinn به غضب آمدن، در قهر شدن. �بهوی گپ حق را گویم، وی آتشین شده مرا کاهش میکند. �، �فلانی آدم تیز، به هر گپ آتشین م ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی: آب و عذاب - azob و Obu در موردی که از باران یا از سیل بسیار و چند روزه یا از آبخیز رودخانه یا جویبار، همه جا را آب فرا میگیرد، گفت ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

واژه فارسی تاجیکی: آب فرا میگیرد مثلاً رودخانه همه جا را آب زیر میکند

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

تیزدندان، دندان شمشیری.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

مرخصی هر هفت سال یکبار.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

بانو شاعره والیه دختر فتحعلی شاه قاجار که سبک سرایش وی چنین است: مژدگانی بده ای دیدۀ دل کز ره دور میرسد نور تجلی بنظر چون شب طور خانه خالی بکن از ...

پیشنهاد
١

بانو شاعره دلشاد خاتون نویسنده تذکرة الخواتین مینویسد: دلشاد دختر امیر علی جلایر و زوجه امیر حسن جلایر و شوهرش مدتی در بلخ حکومت نموده، طبع موزونی ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

بانو شاعره یاسمن بو تذکرة الخواتین مینویسد: زن میرزا عسکری دامغانی بوده و چندی در گل برکه دکن که در هندوستان واقع است توقف داشته، شوهرش در آنجا مرد ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

بانو شاعره همدمی صاحب مرآت الخیال از این بانوی شاعره غزلی آورده که از وزن و سبک خوبی برخوردار است: من سوختۀ لاله رخانم چه توان کرد؟ واله شدۀ سبز خ ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

بانو شاعره هلالی دختر محمد تقی میرزا و همسر اللهیارخان آصف الدوله قاجار متخلص به هلالی بوده که ذوق و طبعی شاعرانه داشته و چنانکه محمود میرزا صاحب تذک ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

بانو شاعره نهانی کرمانی تذکرة الخواتین مینویسد ندیمه و همنشین بیگم مادر شاه سلیمان بوده و پدرش از امراء بزرگ دربار همان پادشاه است. چون کمال و جمال ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

بانو شاعره نهانی شیرازی تذکره جواهر العجایب مینویسد بانو نهانی، اهل شیراز بوده و مردم آن دیار وی را در حسن و جمال و فهم و فراست بسیار می ستودند و می ...

پیشنهاد
١

بانو شاعره نهالی زنی بوده دارای طبع شعر و ذوق لطیف و اهل سمرقند است، و خیرات حسان متذکر است که در سال ۹۰۰ هجری در قید حیات بوده و این قطعه شعر نمونه ...

پیشنهاد
١

بانو شاعره نوش از بزرگ زادگان زندیه و همسر فتحعلیشاه بوده و شاهزاده طهمورث میرزا پسر فتحعلیشاه از شکم اوست، محمود میرزا نویسنده تذکره نقل مجلس مینوی ...

پیشنهاد
١

بانو شاعره نور جهان بیگم تذکرة الخواتین مینویسد ملکه جهانگیر پادشاه هندوستان بوده که خود نیز بجای جهانگیر به سلطنت رسیده یعنی پادشاه به میل و اراده ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

بانو شاعره نسائی/ فخر النساء صاحب تذکره جواهر العجایب مینویسد نام این زن فخر النساء و اهل خراسان و از ناحیه نساء است و بدین سبب نسائی تخلص یافته و آث ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

شهر روسچوک Rustchuk یا Roustchouk شهری در شمال بلغارستان است، واقع در حاشیه رود دانوب. روسچوک شهری اسلامی بود که در دوره عثمانی احداث شد و به یکی از ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

شهر روسچوک Rustchuk یا Roustchouk شهری در شمال بلغارستان است، واقع در حاشیه رود دانوب. روسچوک شهری اسلامی بود که در دوره عثمانی احداث شد و به یکی از ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

سیلیستریا Silistria یا Silistra بندری در حاشیه رود دانوب است. در سال ۱۳۸۸ میلادی به قلمرو عثمانی ضمیمه شد.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢٢

همان ینگی چریک است، حسن بیگ روملو در کتاب احسن التواریخ این نام را به صورت ینگی چری آورده است. شکل نزدیکتر آن به فارسی ینگی چریک است، مرکب از دو واژه ...

پیشنهاد
١

پاتریمونیالیسم Patriarchalism به معنی رهبری موروثی است.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

( اسکاتلند ) لباس زیر گرم، زیر دامنی، ژوپون.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

زمان گذشته و اسم مفعول: wring. واپیچیدن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

خشمگین، غضبناک، برآشفته، سبع، ظالم.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

نوک نویسنده.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

میز تحریر.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

پیچ خورده، تاب خورده، درهم پیچیده، عبوس.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

نوک نوشتن و خواندن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

رای کتبی، رای دادن به کسی که نامش در لیست کاندیدهای حزبی نیست.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نوک نوشتن، نوک نویسنده. نوک نوشتن، نوک نویسنده.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

قابل درج، نوشتنی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

پیچ و خم دار، چیزیکه میلولد.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

پیچیده، تافته، دور هم انداخته، حلقه حلقه شده.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

ویرانگر، مخرب، خراب کننده، مسبب خرابی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

غیرمجروح، زخمی نشده، بی جراحت.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

گیاه خیسانده که هنوز تخمیر نشده، مخمر آبجو.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پشم ریشته، پشم تابیده، پشم اعلی، پارچه پشمی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

بی احترام، غیر محترم، ناشایسته.