پیشنهادهای علیرضا ایرانی نیا (٧,٦١٦)
شانزده شانزدهی.
روال خدماتی.
رمزشدت، رمزسختی.
مجزائی، زمین غیر مشاع.
هفتادم، هفتادمین.
هفدهمین.
رسن چند قلابی ماهیگیری.
خاردار، سیخ دار.
نمودار برپائی.
نظریه مجموعه ها.
( نجاری ) اسکنه ته پهن.
( شعر دارای شش بند شش سطری و یک بند سه سطری ) سستینا، سبک شعر بزمی که شبیه مسدس میباشد
شش بیت آخر سانت یا غزل.
چسبیدگی، استواری، استقرار.
مکانیزم فرمان یار.
خدمتگذار، مستخدم، خدمتکار، نوکر، زیر دست، تابع.
مرزه.
باشگاه سربازان.
برنامه خدماتی.
فلسفه یا مذهب ذن بودائیسم.
( Zamindar ) ( فارسی رایج درهند ) مالکین زمین، زمین دار.
( emindarz ) ( فارسی رایج درهند ) مالکین زمین، زمین دار.
زامیه.
کتب دعا، کتب مذهبی.
تضرس، دندانه داری.
( serrulate ) دارای دندانه های ظریف، مضرس
( serotinal ) دیر رس، دیر شکوفا.
مرکب از سرم وچرک، دارای خونابه وچرک.
مربوط به سرم شناسی.
سرم شناس، ویژه گر سرم شناسی.
واعظ، وعظ کننده.
( =sergeant at law ) وکیل درجه یک دادگستری.
( sergeancy ) گروهبانی، وظایف گروهبانی.
( =sergeant ) گروهبان
ایستگاه بنزین گیری وتعمیرگاه.
هم جدی وهم خنده دار.
دنباله ای و موازی.
آزمایش استحکام تار ابریشم.
استحکام سنج تار ابریشم.
واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: بی سولَقَی - Beslaqay ناهنجار، ناخوب. مثال: عجب آدم بی سولقی بوده است، یا: این کارتان بی سولقی شد. این واژه شکل تحریف شده ...
واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: بی سر - Besar بی تربیت، پریشان. مثال: بچه شوخ آمده همه چیز را بی سر کرده رفت. همچنین صفت آدم هم مستعمل میشود: دخترچه اش ( ...
واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: بِی روزی - Beruzi بیچاره، بینوا، بدبخت. مثال: بی روزی چه کار کردنش را نمیداند، یا: لباسهای بی روزی پوشیده آمده است. در شک ...
آلکساندر گرتسن ( هرزن، هرتسن ) Alexandr Ivanovich Herzen ( ۱۸۱۲ تا ۱۸۷۰ ) به عنوان اولین متفکر جدی سوسیالیست روسیه شناخته میشود. پسر نامشروع یک اشراف ...
اتصال دنباله ای.
پرورش دهنده کرم ابریشم.
تنگ هم، بهم چسبیده، بهم فشرده، مضرس.
ابریشم نما، ابریشمی، ( گیاه ) نرم، مخملی.
وابسته به پرورش کرم ابریشم.
بطور مسلسل، بطور ردیف، جزء جزء، بدفعات.
دارای تسلسل یاشماره ترتیب، مسلسل، پشت سرهم، پشت سرهم آوردن.