پیشنهادهای علیرضا ایرانی نیا (٧,٦١٦)
غواص.
زیر آبی رفتن، غوص کردن.
( skill less ) ناشی، بی مهارت.
( skilless ) ناشی، بی مهارت.
( skier ) اسکی باز.
( skyey ) آسمان وار، وابسته باسمان، آسمانی.
( skidoo ) عازم شدن، رفتن، برو، گمشو.
باله موازنه در هواپیمای دوباله.
جاده لیز ولغزنده.
عکسبرداری از شبکیه چشم.
( =radiograph ) پرتونگاره.
پرتونگاری، عکس برداری از سایه، رادیو گرافی.
اسبابی برای اندازه گیری قدرت انکسار نور در شبکیه.
تلسکی.
لباس اسکی.
سرازیری یا مسیر مناسب برای اسکی بازی.
کثیرالاضلاع نامنظم، چند ضلعی بی قرینه.
فلسفه بدبینی، شکاکی.
( =skelp ) ضربت، چابک، سیلی، شتاب کردن.
سبدگرد دهاتی، بقدر یک سبد.
آدم حقه باز، لات، چاقوکش.
( =skelpit ) ضربت، چابک، سیلی، شتاب کردن.
شالوده ریز، تهیه کننده استخوان بندی یا کالبد چیزی، تهیه کننده رئوس مطالب.
به شکل استخوان بندی در آوردن، شالوده چیزی را ریختن.
( =skag ) قسمت عقب کشتی، قسمت عقب انبار یا ته کشتی.
شاعر قدیمی اسکاندیناوی، داستان نویس.
( erzsi ) ( در دانشگاه کمبریج ودوبلین انگلستان ) دانشجوئی که کمک هزینه تحصیلیدریافت میدارد.
شصتم، شصتمین، یک شصت، یک شصتم.
ورق شانزده برگی ( باندازه / در / اینچ ) ، کتاب شانزده برگی.
شانزدهمین، شانزدهم.
( در شمشیر بازی ) ششمین وضع.
مسکوک شش پنسی.
شش در شش، ماشین شش چرخه، وسیله نقلیه شش چرخه.
رولور، شش تیر، شش لول.
خدای والامقام هندو که از خدایان سه گانه یا تثلیث دین هندو بشمار میرود.
جنگ تدافعی، جنگ بدون پیشروی.
موقعیت، ناحیه، محل، وضع.
( انگلیس ) بچه نگهدار.
تیز هوش.
علم تغذیه ورژیم غذائی.
( sitar ) ( فارسی ) سه تار.
( syrup ) شربت، محلول غلیظ قندی داروئی، شیره، شیره یا شهد زدن به.
( siree ) آقاجان، آقای خودم.
( siren ) حوری دریائی، زن دلفریب، سوت کارخانه، آژیر، حوری مانند.
( sirree ) آقاجان، آقای خودم.
( ionz= ) صهیون.
نقشه جهان نمای مسطح.
چین شناسی، مطالعه ادبیات ورسوم چین.
( =sinologist ) چین شناس، ویژه گر فرهنگ وادبیات وتاریخ چین.
( sennet ) ( م. م. ) شیپور علامت شروع نمایش یا ختم آن.