پیشنهادهای علیرضا ایرانی نیا (٧,٦١٦)
ابریشم خام، خامه، ابریشم نتابیده.
باسستی، باشلی، شلی.
سالاد کلم.
( slavicist ) محقق در فرهنگ وزبان اسلاوی، اسلاوشناس.
دوستدار اقوام اسلاو، طرفدار فرهنگ اسلاو.
( slavist ) محقق در فرهنگ وزبان اسلاوی، اسلاوشناس.
( انگلیس ) نوکر، نوکر مرد.
وابسته بنژاد اسلاو، زبان اسلاوی.
مالکیت برده، برده داری.
مورچه کارگر.
کامپیوتر برده.
اسلاو، از نژاد اسلاو، اسلاو زبان.
( =slatey ) شبیه سنگ لوح، باریکه باریکه، تکه تکه.
ساخته شده از تکه های باریک، باریکه باریکه.
واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: تَف - Taf ، مخفف تفت، یعنی گرم و گرمی. مثال: گندم را به دیگ انداخته کمتر تف دهید. در شکل تفت هم آمده است، مثلاً: امروز تف ...
واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: تَسپیدن گوش Taspidan - تَفسیدن گوش؛ صدا دادن گوش، این تعبیر به آهنگ طنز و شوخی مستعمل میشود. مثال: دینه از شما خیلی بسیار ...
واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: تَرَنگ Tarang - سخت، سخت کشیده شده. مثال: ریسمان را تَرَنگ کشید، کنده شد، یا: تارهای عصب ترنگ بود. مجازاً به معنی اصرار ک ...
واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: تُرق - Turq، طرح، این واژه با ( روی ) به شکل مرکب و ترقِ روی استعمال میشود. مثال: ترق رویش به مادرش مانند، یا: قد و قامتش ...
واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: تَراشَه، هیزم خشکی که از شاخه های بزرگ و تنه درختان بریده و به چند قسم با تبر جدا کرده برای سوختن آماده میکنند. مثال: شاخ ...
پراگنده، اگر بخواهیم بهترین معنی برای این واژه داشته باشیم جناب سعدی ۷ قرن قبل، به زیبایی با دو بیت شعر معنا میکند. هنگامی که شبلی از حانوت گندم فرو ...
شاه ساردینی، پیدمونت ( ۱۸۳۱ تا ۱۸۴۹ ) از خاندان ساووی است. از اتریش نفرت داشت و به رغم حکومت استبدادی اش خود را محبوب مردم سراسر ایتالیا می پنداشت. ب ...
خاندانهای بندی و تدچی از کارگزاران روچیلدها در ایتالیا بودند. گینزبرگ نام این دو مؤسسه را در کنار نام روچیلدها ذکر کرده تا اهمیت نقش بنیاد روچیلد را ...
کریسپی، از نزدیکترین افراد مازینی که در بسیاری از عملیات تروریستی و آشوبگرانه او نقش داشت. در دسامبر ۱۸۷۷ در دولت دپرتیس وزیر کشور شد و پسر از مرگ دپ ...
دپرتیس از عناصر افراطی دوران شورش ایتالیا بود. در دولتهای پس از تأسیس ایتالیای واحد وزیر و در مارس ۱۸۷۶ نخست وزیر شد و تا زمان مرگ، به مدت ۱۱ سال، مق ...
اعضای خاندان اسکاتلندی الیوت در سده هفدهم به عنوان بارونی دست یافتند و لرد منطقه مینتو شدند. یکی از اعضای این خاندان، بنام هیو الیوت ( ۱۷۵۲ تا ۱۸۳۰ ) ...
ماشین یا تیغه تراش پوست خام، کسی که پوست خام را می تراشد، سرزنش کننده، کارگرسنگ لوح.
جیب عمودی درجهت درز لباس.
نوعی بازی ورق.
( slantwise ) یک وری، بطور اریب.
( slantways ) یک وری، بطور اریب.
اره تخته بری، ماشین تراش، تکه تکه کننده.
لباس راحتی، لباس مخصوص گردش یا استراحت.
پهن پهلو، بلند ولاغر، دارای دنده های باریک ونمایان، لاغر.
راه هوائی، پل هوائی.
بادبان فوقانی کشتی.
بسوی آسمان، بطرف آسمان، بطرف بالا.
سگ کوچک وپا کوتاه اسکاتلندی.
( skiey ) آسمان وار، وابسته باسمان، آسمانی. آسمانی، لاجوردی، بهشتی.
هوا برد ( airborne ) .
کلاس تعلیم فنون مسابقه، جلسه مشورت درباره مسابقه.
زیر پوش، ( معمولا درجمع ) زیر پیراهن وزیر شلواری کوتاه، شورت.
اصطلاح فارسی تاجیکی، سمرقندی: تخم زیر کرده ششتن، ( نشستن ) - یعنی کم تحرکی و خانه نشینی، یا با مشغولیت زیاد، یا با بیحوصله گی در خانه چندین روز نشستن ...
واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: تاب و طاقت - Toqat Tobu صبر، بردباری. مثال: تاب و طاقتم نماند و پیش تو آمدم، مادرتان زن به تاب و طاقت، به هر چیز خفه ( غم ...
غوطه زدن، زیر و رو شدن، بریدن، پارچه دامنی، حاشیه رو.
زد وخوردکننده.
جان باورینگ John Bowring دیپلمات و نویسنده سرشناس انگلیسی در عصر ویکتوریا. از سال ۱۸۲۴ دستیار جرمی بنتام بود. در دهه های ۱۸۳۰ و ۱۸۴۰ نماینده مجلس عوا ...
صدای جیغ، جیغ، صدای زیر، صدای نی انبان، صدای گردباد، به سرعت باد فرار کردن.
پوست فروش، پوست کن، گول زن، قاطرچی.
سوسمار وار.
پوست به بدن پیوند زدن، پیوندپوست.