پیشنهاد‌های علیرضا ایرانی نیا (٧,٦١٦)

بازدید
٨,٨٦٣
تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

ابریشم خام، خامه، ابریشم نتابیده.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

باسستی، باشلی، شلی.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

سالاد کلم.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

( slavicist ) محقق در فرهنگ وزبان اسلاوی، اسلاوشناس.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٢

دوستدار اقوام اسلاو، طرفدار فرهنگ اسلاو.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

( slavist ) محقق در فرهنگ وزبان اسلاوی، اسلاوشناس.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

( انگلیس ) نوکر، نوکر مرد.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

وابسته بنژاد اسلاو، زبان اسلاوی.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

مالکیت برده، برده داری.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

مورچه کارگر.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

کامپیوتر برده.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

اسلاو، از نژاد اسلاو، اسلاو زبان.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

( =slatey ) شبیه سنگ لوح، باریکه باریکه، تکه تکه.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

ساخته شده از تکه های باریک، باریکه باریکه.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: تَف - Taf ، مخفف تفت، یعنی گرم و گرمی. مثال: گندم را به دیگ انداخته کمتر تف دهید. در شکل تفت هم آمده است، مثلاً: امروز تف ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: تَسپیدن گوش Taspidan - تَفسیدن گوش؛ صدا دادن گوش، این تعبیر به آهنگ طنز و شوخی مستعمل میشود. مثال: دینه از شما خیلی بسیار ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: تَرَنگ Tarang - سخت، سخت کشیده شده. مثال: ریسمان را تَرَنگ کشید، کنده شد، یا: تارهای عصب ترنگ بود. مجازاً به معنی اصرار ک ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: تُرق - Turq، طرح، این واژه با ( روی ) به شکل مرکب و ترقِ روی استعمال میشود. مثال: ترق رویش به مادرش مانند، یا: قد و قامتش ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: تَراشَه، هیزم خشکی که از شاخه های بزرگ و تنه درختان بریده و به چند قسم با تبر جدا کرده برای سوختن آماده میکنند. مثال: شاخ ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٢

پراگنده، اگر بخواهیم بهترین معنی برای این واژه داشته باشیم جناب سعدی ۷ قرن قبل، به زیبایی با دو بیت شعر معنا میکند. هنگامی که شبلی از حانوت گندم فرو ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٢

شاه ساردینی، پیدمونت ( ۱۸۳۱ تا ۱۸۴۹ ) از خاندان ساووی است. از اتریش نفرت داشت و به رغم حکومت استبدادی اش خود را محبوب مردم سراسر ایتالیا می پنداشت. ب ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٢

خاندانهای بندی و تدچی از کارگزاران روچیلدها در ایتالیا بودند. گینزبرگ نام این دو مؤسسه را در کنار نام روچیلدها ذکر کرده تا اهمیت نقش بنیاد روچیلد را ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٢

کریسپی، از نزدیکترین افراد مازینی که در بسیاری از عملیات تروریستی و آشوبگرانه او نقش داشت. در دسامبر ۱۸۷۷ در دولت دپرتیس وزیر کشور شد و پسر از مرگ دپ ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٢

دپرتیس از عناصر افراطی دوران شورش ایتالیا بود. در دولتهای پس از تأسیس ایتالیای واحد وزیر و در مارس ۱۸۷۶ نخست وزیر شد و تا زمان مرگ، به مدت ۱۱ سال، مق ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٢

اعضای خاندان اسکاتلندی الیوت در سده هفدهم به عنوان بارونی دست یافتند و لرد منطقه مینتو شدند. یکی از اعضای این خاندان، بنام هیو الیوت ( ۱۷۵۲ تا ۱۸۳۰ ) ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٢

ماشین یا تیغه تراش پوست خام، کسی که پوست خام را می تراشد، سرزنش کننده، کارگرسنگ لوح.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

جیب عمودی درجهت درز لباس.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

نوعی بازی ورق.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

( slantwise ) یک وری، بطور اریب.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

( slantways ) یک وری، بطور اریب.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٢

اره تخته بری، ماشین تراش، تکه تکه کننده.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

لباس راحتی، لباس مخصوص گردش یا استراحت.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

پهن پهلو، بلند ولاغر، دارای دنده های باریک ونمایان، لاغر.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

راه هوائی، پل هوائی.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

بادبان فوقانی کشتی.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٢

بسوی آسمان، بطرف آسمان، بطرف بالا.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

سگ کوچک وپا کوتاه اسکاتلندی.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

( skiey ) آسمان وار، وابسته باسمان، آسمانی. آسمانی، لاجوردی، بهشتی.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

هوا برد ( airborne ) .

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

کلاس تعلیم فنون مسابقه، جلسه مشورت درباره مسابقه.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

زیر پوش، ( معمولا درجمع ) زیر پیراهن وزیر شلواری کوتاه، شورت.

پیشنهاد
١

اصطلاح فارسی تاجیکی، سمرقندی: تخم زیر کرده ششتن، ( نشستن ) - یعنی کم تحرکی و خانه نشینی، یا با مشغولیت زیاد، یا با بیحوصله گی در خانه چندین روز نشستن ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: تاب و طاقت - Toqat Tobu صبر، بردباری. مثال: تاب و طاقتم نماند و پیش تو آمدم، مادرتان زن به تاب و طاقت، به هر چیز خفه ( غم ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

غوطه زدن، زیر و رو شدن، بریدن، پارچه دامنی، حاشیه رو.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

زد وخوردکننده.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

جان باورینگ John Bowring دیپلمات و نویسنده سرشناس انگلیسی در عصر ویکتوریا. از سال ۱۸۲۴ دستیار جرمی بنتام بود. در دهه های ۱۸۳۰ و ۱۸۴۰ نماینده مجلس عوا ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

صدای جیغ، جیغ، صدای زیر، صدای نی انبان، صدای گردباد، به سرعت باد فرار کردن.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

پوست فروش، پوست کن، گول زن، قاطرچی.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

سوسمار وار.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

پوست به بدن پیوند زدن، پیوندپوست.