پیشنهاد‌های علیرضا ایرانی نیا (٧,٦١٦)

بازدید
٨,٨٦١
تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

مارگزیدگی، نیش مار، تریلیوم، ویسکی.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

شبیه مار، مارسان.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

( =worm fence ) نرده مارپیچ

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٢

حلزون وار.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

دارای دندان گراز یا بد شکل.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

ناصاف، برآمده، پر اشکال.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

دندان بد شکل، دندان بی قاعده.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

اثر ویا نشان آلودگی، لکه کثیف، کثیف کردن، آلوده کردن، لکه دار کردن.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

آلوده وکثیف.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

مقاومت در برار لکه.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

خفه کننده.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

( زمان ماضی فعل smite ) .

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: جاغ - Jog جاغ استخوانی است که منه [فک، چانه، آرواره، زنخ] را به حرکت در میاورد؛ جاغ زدن به جنبش آوردن مَنَه است ( معادل ف ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: ثانی - Soni به معنی بعد، سپس، می آید. مثال: اول طعام را خور، ثانی گپ ( حرف ) میزنی. یا: فلانی اول توی کرد، ثانی بعد از دو ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٢

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: تِیز - Tez غیر از معنی مقرری [مصطلح] ( کاردِ تیز ) به معنی آدم عصبی و بد قهر و زود خش آمده است. مثال: پسرم خیلی تیز - یه. ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: تیتی - Titi، معادل توتو، مرغ و پرنده ها را به زبان کودکان موافق کرده تیتی میگویند. مثال: انه، بین تیتی آمد. در فرهنگ برها ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: تیت کردن - Tit ، معادل شیت کردن در فارسی نو، چیزی را پخش و پریشان کردن. مثال: آمده همه جا را تیت کرده رفت. یا: کتابها را ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: تیت کردن - Tit ، معادل شیت کردن در فارسی نو، چیزی را پخش و پریشان کردن. مثال: آمده همه جا را تیت کرده رفت. یا: کتابها را ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: تَهلُکَه کشیدن، Tahluka زحمت زیاد کشیدن، تدارک دیدن. شما تهلکه کشیده از راه دور برای دیدن ما آمده اید، خدا خیرتانه و خیرت ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: تَوَلاّ - Tavallo، یعنی التماس و خواهش سخت، زاری کردن. مثال: آمده تولاّ کرد که از گناهش گذرم، یا: چه قدر زاری و تولاّ کرد ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: تَهتول - Tahtl ناشتا. مثال: تهتول نکرده آمدیم، یگان چیز برار خوریم. این واژه شاید در اصل تَعطُّل عربی بوده است به معنی مع ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

اصطلاح فارسی تاجیکی، سمرقندی: توشبیره را خام شمردن - توشبیره نوعی کوفته و طعامی است که در پرده های چارگوشه تُنُک خمیر گوشت قیمه را می پیچند و به اندا ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: تَنسوق - Tansuq ، کمیاب، چیز نادر، کم واقع شونده. مثال: آش صافی خوراک تنسوق وی را گاه گاه برای مهمانان می پزند. در فرهنگ ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: تَلواسه - Talvosa، دلشوره، اضطراب، هیجان، ناآرامی سخت. مثال: این گپ ( حرف ) را شنیده به تلواسه افتاد، اینها همه اش تلواسه ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی تلاش کردن: مجادله و رقابتی در بالای چیزی [بر سر چیزی] در هم افتادن، در تقسیم چیزی مناقشه و نزاع کردن. مثال: بالای میراث پد ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: تَککُرسی - Takkursi پایه، تهکرسی. مثال: تککرسی خانه را محکم کنید ( یعنی مستحکم سازید ) . یا: تککرسی آن کس در علم زور است. ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: تقّاس کردن - Taqqos قیاس کردن، مقایسه ساختن. مثال: منه، خودتان کار پسرتان را با کار پسر همسایه تقّاس کنید، یا: که نغز که ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: تکشین، یعنی ته نشین. فرهنگ لغت تاجیکی اینگوه معنی کرده: دُرد یا لای و ریگ که زیر چیزهای مایع می نشیند. مثال محاوره ای: آب ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: تَفسیدن Tafsidan - یا تَسپیدن گوش؛ صدا دادن گوش، این تعبیر به آهنگ طنز و شوخی استعمال میشود. مثال: دینه از شما خیلی بسیار ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

تفنگ بی خان، بی خان.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

چرب زبان، خوش بیان، چاپلوس.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

ماچی، کثیف، نوازش کننده.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

( smokable ) قابل تدخین، دودشدنی، دود کردنی، دود دادنی.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

مامور آتش نشانی جنگل.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

بوته سماق.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

غیر قابل نفوذ دود، ضد دود.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

( smokeable ) قابل تدخین، دودشدنی، دود کردنی، دود دادنی.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٣

( smidgen ، smidgeon ) مقدار کم، قطعه، تکه.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٢

( smidgen ، smidgin ) مقدار کم، قطعه، تکه.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٢

کارخانه ذوب فلزات، کارخانه گدازگری.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

بوکش، بو دهنده.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

عنوان یا لقب اهانت آمیز، تهمت.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

غبار شبیه مه رقیق.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

کسی که از روی بی اطلاعی حرف میزند، کسی که بریده بریده حرف میزند.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

خرد کننده، درهم شکننده.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

زمرد.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

زمرد سبز.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

خرده شیشه رنگین روی آجر موزائیک.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

کرفس رسمی.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

آدم بی اهمیت.