پیشنهادهای علیرضا ایرانی نیا (٧,٦١٦)
آبجو آبکی وارزان.
( smacker ) سیلی زننده، خوش طعم، دوست داشتنی، صدای ملچ ملوچ، صدای ماچ، مهم، فعال، کتک.
راه باریک.
( زمان ماضی فعل slink ) .
ساکن محلات کثیف، زاغه نشین.
( slumbrous ، slumberous ) چرتی، خوابکی، سست، بی سر وصدا، خواب آور، خواب آلود.
( slumbery ، slumberous ) چرتی، خوابکی، سست، بی سر وصدا، خواب آور، خواب آلود.
نوکر، پست، مشروب بی مزه ( مثل چای وقهوه وغیره ) .
چرت زننده.
( slumbery ، slumbrous ) چرتی، خوابکی، سست، بی سر وصدا، خواب آور، خواب آلود.
ساری، جاری، آبگیر مانند.
ضربه زنی، مشت زنی.
طرز قرارگیری، بدور محور ثابتی گشتن، چرخیدن، تابیدن.
لجن، کثافت، نخ نیم تاب، سرهمبندی کردن، کثیف کردن، لک کردن.
کرم کور ( anguis fragilis ) .
ابریشم نیم تاب، نخ نیم تاب، پشم نیم رشته، سرهم بندی کردن، کثیف کردن.
( در دینامیت های معدن وغیره ) چاشنی کند سوز، فتیله ی کندسوز، کبریت کند سوز
نسبتا کند.
آهستگی، کندروی.
کندرو، آهسته.
اسلواکی، اسلواک.
لجن زار، پر از لجن، دله بسته، شبیه دله، شبیه پوست مرده.
نژاد اسلواک ساکن قسمت مرکزی چکوسلواکی.
آدم بی دست وپا.
دوخته فروش، شلخته کار.
دوخته فروشی، لباس دوخته.
سطل آشغال دان.
صندوق ملبوس وملزومات کارکنان کشتی.
شیب تند عقب کشتی جهت تخلیه فاضل آب.
واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: تَسپیدن گوش Taspidan - تَفسیدن گوش؛ صدا دادن گوش، این تعبیر به آهنگ طنز و شوخی مستعمل میشود. مثال: دینه از شما خیلی بسیار ...
جام پای سماور، تشتک زیر سماور وقهوه جوش.
کرجی جنگی.
عرق گندم که دارای آب میوه گوجه باشد، عرق آلوچه.
دارای چشمان آبی پرنگ.
اگوستینو دپرتیس از عناصر افراطی دوران شورش ایتالیا بود. در دولتهای پس از تأسیس ایتالیای واحد وزیر و در مارس ۱۸۷۶ نخست وزیر شد و تا زمان مرگ، به مدت ۱ ...
آلوچه جنگلی، آلوچه، گوجه، آبی تیره.
( slimsy ) زود شکن وبدساخت، لاغر، باریک اندام، نحیف.
راه لغزنده، راهی که درآن سر ( sor ) میخورند.
دریچه متحرکی که باز وبسته میشود.
حیوان بی گوش، حیوان فاقد گوش خارجی.
میله یا سیخ ذغال بهم زنی.
لاغر کردن، لاغر اندام شدن، باریک کردن.
زنگوله سورتمه.
تختخواب سورتمه ای.
نیم آستین.
برف وبورانی.
مثل خواب، خواب مانند.
نرم، حیله گر، فریبنده.
نرم کردن، صیقلی کردن، صاف کردن.
شلی، سستی.