پیشنهاد‌های علیرضا ایرانی نیا (٧,٦١٦)

بازدید
٨,٨٦٣
تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

آبجو آبکی وارزان.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

( smacker ) سیلی زننده، خوش طعم، دوست داشتنی، صدای ملچ ملوچ، صدای ماچ، مهم، فعال، کتک.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

راه باریک.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

( زمان ماضی فعل slink ) .

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

ساکن محلات کثیف، زاغه نشین.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

( slumbrous ، slumberous ) چرتی، خوابکی، سست، بی سر وصدا، خواب آور، خواب آلود.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

( slumbery ، slumberous ) چرتی، خوابکی، سست، بی سر وصدا، خواب آور، خواب آلود.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

نوکر، پست، مشروب بی مزه ( مثل چای وقهوه وغیره ) .

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

چرت زننده.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

( slumbery ، slumbrous ) چرتی، خوابکی، سست، بی سر وصدا، خواب آور، خواب آلود.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

ساری، جاری، آبگیر مانند.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

ضربه زنی، مشت زنی.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

طرز قرارگیری، بدور محور ثابتی گشتن، چرخیدن، تابیدن.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

لجن، کثافت، نخ نیم تاب، سرهمبندی کردن، کثیف کردن، لک کردن.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

کرم کور ( anguis fragilis ) .

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

ابریشم نیم تاب، نخ نیم تاب، پشم نیم رشته، سرهم بندی کردن، کثیف کردن.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

( در دینامیت های معدن وغیره ) چاشنی کند سوز، فتیله ی کندسوز، کبریت کند سوز

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

نسبتا کند.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

آهستگی، کندروی.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

کندرو، آهسته.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

اسلواکی، اسلواک.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

لجن زار، پر از لجن، دله بسته، شبیه دله، شبیه پوست مرده.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

نژاد اسلواک ساکن قسمت مرکزی چکوسلواکی.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

آدم بی دست وپا.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

دوخته فروش، شلخته کار.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

دوخته فروشی، لباس دوخته.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

سطل آشغال دان.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

صندوق ملبوس وملزومات کارکنان کشتی.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

شیب تند عقب کشتی جهت تخلیه فاضل آب.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: تَسپیدن گوش Taspidan - تَفسیدن گوش؛ صدا دادن گوش، این تعبیر به آهنگ طنز و شوخی مستعمل میشود. مثال: دینه از شما خیلی بسیار ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

جام پای سماور، تشتک زیر سماور وقهوه جوش.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

کرجی جنگی.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

عرق گندم که دارای آب میوه گوجه باشد، عرق آلوچه.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

دارای چشمان آبی پرنگ.

پیشنهاد
٢

اگوستینو دپرتیس از عناصر افراطی دوران شورش ایتالیا بود. در دولتهای پس از تأسیس ایتالیای واحد وزیر و در مارس ۱۸۷۶ نخست وزیر شد و تا زمان مرگ، به مدت ۱ ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

آلوچه جنگلی، آلوچه، گوجه، آبی تیره.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

( slimsy ) زود شکن وبدساخت، لاغر، باریک اندام، نحیف.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

راه لغزنده، راهی که درآن سر ( sor ) میخورند.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

دریچه متحرکی که باز وبسته میشود.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

حیوان بی گوش، حیوان فاقد گوش خارجی.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

میله یا سیخ ذغال بهم زنی.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

لاغر کردن، لاغر اندام شدن، باریک کردن.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

زنگوله سورتمه.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

تختخواب سورتمه ای.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

نیم آستین.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

برف وبورانی.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

مثل خواب، خواب مانند.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

نرم، حیله گر، فریبنده.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

نرم کردن، صیقلی کردن، صاف کردن.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

شلی، سستی.