پیشنهادهای علیرضا ایرانی نیا (٧,٦١٦)
اگوستینو دپرتیس Agostino Depretis از عناصر افراطی دوران شورش ایتالیا بود. در دولتهای پس از تأسیس ایتالیای واحد وزیر و در مارس ۱۸۷۶ نخست وزیر شد و تا ...
واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: جان سرک - Jonsarak ، یعنی به زودی، به تعجیل، سراسیمه وار. مثال: جان سرک یک آمده رفته بود، یا: حاضر مهمان می بیاد گفته خان ...
واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: تقّاس کردن - Taqqos قیاس کردن، مقایسه ساختن. مثال: منه، خودتان کار پسرتان را با کار پسر همسایه تقّاس کنید، یا: که نغز که ...
واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: تکشین شدن، یعنی ته نشین. فرهنگ لغت تاجیکی اینگوه معنی کرده: دُرد یا لای و ریگ که زیر چیزهای مایع می نشیند. مثال محاوره ای ...
واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: تَفسیدن گوش Tafsidan - یا تَسپیدن گوش؛ صدا دادن گوش، این تعبیر به آهنگ طنز و شوخی استعمال میشود. مثال: دینه از شما خیلی ب ...
خشمگین، ترشرو، شبیه انفیه.
وسیله یا کسیکه چراغی را روشن یا خاموش کند، معتاد به انفیه، سوراخ بینی.
بنفشه گل سفید وحشی.
پوتین برف یا اسکی.
( snouty ) پوزه وار، دماغه وار.
( snoutish ) پوزه وار، دماغه وار.
خرناس کش.
نوازش کردن، پوزه بخاک مالیدن ( مثل سگ ) ، بخواب رفتن، چرت زدن.
بینی، قیافه، شکلک درآوردن، قیافه گرفتن.
بوکشیدن، جستجو کردن، کش رفتن، عطسه، زفیر، گوشه وکنایه.
اسحاق آرتوم Isaac Artom در سازماندهی شورشهای شهری و دانشجویی سال ۱۸۴۸ نقش فعالی به عهده داشت. او در سال ۱۸۵۸ رسماً منشی مخصوص کاوور شد. آرتوم در ساله ...
واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: جاغ زدن - Jog جاغ استخوانی است که منه [فک، چانه، آرواره، زنخ] را به حرکت در میاورد؛ جاغ زدن به جنبش آوردن مَنَه است ( معا ...
گیسوبند، سربند، گیسو را درتور بستن.
قیچی آهن بری، قیچی.
( = whippersnapper ) آدم بی اهمیت، خرد
جواب زیرکانه، ( باقیچی ) صدای تیک تیک درآوردن، صدای تیک تیک.
خرخر، خرناس، طوفان شدید، وزش سخت، خرخر کردن، زکام داشتن.
مارماهی صد کردن ( باقلاب مخصوص ) ، لولیدن، تکان خوردن، مارماهی گرفتن.
اهانت آمیز، اظهار تنفر کننده، فن فن کننده.
( snickersnee ) چاقوکشی، چاقو یا شمشیربزرگ.
( snickorsnee ) چاقوکشی، چاقو یا شمشیربزرگ.
جزء چیزی را بریدن، ضربت سریع زدن، گره زدن، چفت کردن، چفت، کشیدن، به حرکت آوردن سهم، قسمت.
خربق سفید عطسه آور.
عطسه ای، عطسه آور.
سریع، فعال، مشتاق، زیرک، تیز هوش، سخت، خشن، بند قلاب ماهیگیری، بند زدن ( به قلاب ماهیگیری ) .
گل راسن.
دله دزد، قالپاق دزد، آفتابه دزد.
( snathe ) دسته ئ داس.
( snath ) دسته ئ داس.
جزئی، منقطع، با عجله انجام شده، قطع شده.
فرانسیسکو کریسپی، یا فرانچسکو کریسپی، از نزدیکترین افراد مازینی که در بسیاری از عملیات تروریستی و آشوبگرانه او نقش داشت. در دسامبر ۱۸۷۷ در دولت دپرتی ...
اعضای خاندان اسکاتلندی الیوت در سده هفدهم به عنوان بارونی دست یافتند و لرد منطقه مینتو شدند. یکی از اعضای این خاندان، بنام هیو الیوت ( ۱۷۵۲ تا ۱۸۳۰ ) ...
گرفتار دام، خشمگین، کج خلق، گوریده.
توهین، بی احترامی، دست اندازی، مسخره، گستاخی کردن.
دامگستر.
روگرفت لحظه ای.
عکس فوری گرفتن، تیر فوری انداختن.
لاک پشت بزرگ خوراکی آبزی.
دکمه قابلمه، دکمه فشاری.
عکاس فوری.
لوبیا سبز، لوبیا فرنگی.
( انواع گیاهانی که به شکل مار هستند یا معتقدند برای مار گزیدگی خوب اند به ویژه گیاهان جنس gutierrezia از خانواده ی composite ) انجبار، علف مار، رجوع ...
موذیانه، مثل مار.
گل ثعلب آمریکائی وژاپنی.
زراوند، انجبار، گل مار.