پیشنهاد‌های علیرضا ایرانی نیا (٧,٦١٦)

بازدید
٨,٨٥٧
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : چَشم پریدن، باوری قدیمی که پرش، جنبش و لرزش پلک چشم را گویا علامت رخ دادن واقعه خوش یا ناخوش میدانستند. مثال: ا ...

پیشنهاد
١

اصطلاح فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : چَشم را گرمی بردن، گرم شدن چشم، چُرتی شدن، لحظه ای به خواب رفتن. مثال: چشم را اکنون گرمی برده است که تو آمدی. ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : چَشپَن، در اصل همان چشم بند و بصورت نقاب بعنوان حجاب چشم. از جنس توری است که از موی دم اسپ ( اسب ) می بافند و ق ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : چیرکین - Cirkin همان چرک، چرکین و آلوده ( در مورد لباس و بدن ) . مثال: کُرته ام چرکین شده است، های بچه بتون چرک ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٢

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : چَرس - Cars، حساس و تُرد. در مورد انسان: آدم حساس، زود خشم و تیز. مثال: شوهرتان خیلی چرس، آدم به گپ زیادی زدن ( ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٧

دارای هاگهای خوشه ای.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٦

عضو انجمن های خواهری وخدمات اجتماعی.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٣

خوشه های گرده گیاهی، خوشه هاگی.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٢

موش پوزه دراز، شبیه موش پوزه دراز.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

ذرت خوشه ای.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

( sorgho ) ذرت شیرین.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

( sorgo ) ذرت شیرین.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

در دورترین نقطه جنوب شرقی.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

بسیار، شدید، کاملا.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

خواب عمیق، کرختی، گیجی.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

دارای اثر خواب آور، کرخت کننده، تنبل.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

خواب کردن، آرام کردن، خنثی کردن.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : چَرَخسَه - لک و لکه Caraxsa به لک که بر لباس افتاده میگویند. مثال: به لباسم آب آلوبالو چرخسه ( لکه ) کرده است، ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

خاوند در پارسی مخفف خداوند، صاحب و مالک است، خاوند خانه یعنی خداوند خانه و شوهر، هنوز هم زنان پارسی زبان افغان، به شوهر خاوند میگوید.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

فال گرفتن، طالع دیدن، پیشگوئی کردن.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

( sonsy ) خوشبخت، خوشحال، نیک انجام، خوش خلق.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فرزند، رابطه فرزندی.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

فرزند وار.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

غزل گروهه، غزلیات دارای موضوع واحد، غزلیات مرتبط.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : چَپَن - Capan و چپنی کردن. چَپَن یعنی نااهل و بی تربیت. مثال: یک آدم خواندگی اما کارهایش چپن ها برین ( مثل چپن ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : چَپَک - Capak کف زدن، دست زدن [دست افشانی] . مثال: بچه ها خوب چپک زدند، بعد باز دو سرود خواند، بسیار چپکزنی ها ...

پیشنهاد
٣

لالایی های نیشابور لالا لالا گل دسته کمرش را علی بسته لالا لالا گل خشخاش الهی تو نشی ناخوش لالا لالا گل هم هم چراع خانۀ مریم لالا لالا گل زیره ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٣

نانو یا نَنو به معنای جای خواب کودکان و نیز نانا یا ننه است. نانا یا الهه ایشتار، در اساطیر سومری ایزدماه بوده و پس از نفوذ اساطیر عبری به ایزدبانو ت ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٢

خط تاخیری صوتی.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٢

( somnolence ) حالت خواب آلودی، حالت خواب وبیداری.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٣

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : شروار، همان شلوار که دوری از خط و زبان پارسی باعث تغییر واژه گردیده.

پیشنهاد
٥

لالایی های شیراز لالاییت میکنم که زنده باشی کنیز حضرت معصومه باشی کنیز حضرت معصومه قم که تا صبح قیامت زنده باشی * لالا لالا گُل نعنا ننه جان ا ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٢

( somnifacient ) خواب آور، خواب آلود

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٢

( somnambular ) خوابگرد، در خواب راه رونده، معتاد به راه رفتن در خواب.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٢

( somnambulant ) خوابگرد، در خواب راه رونده، معتاد به راه رفتن در خواب.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٢

درمکانی، درمحلی.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

کلمه پیشوندی است بمعنی راه رفتن در خواب.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٢

( somewhere ) یک جائی، دریک محلی، درمکانی.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٣

در یک وقتی، گاهی، یک موقعی.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٢

( =someway ) بطریقی، بیک نحوی.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٢

( somersault ) شیرجه، معلق، پشتک، معلق زدن.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٢

تاحدودی، تا اندازه ای، اندکی، نسبتا، متعدد.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٣

گرفته، تیره، حزن انگیز، سیر، پر رنگ.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٣

( somatotype ) نوع جسم، ساختمان جسمی.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٣

کشور سومالی واقع در آفریقا، اهل سومالی.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

حاصله در اثر خورشید و ماه باهم، خورشیدی وقمری.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

خاک شوره زار زمین های بایر.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٢

مهر سلیمان.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٢

گوشه نشین، منزوی.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٢

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : چاک را بجای واژه درز جای دوخت بکار میبرند، هم در لباس، و هم در کورپه و غیره. . . آن جایی که به هم دوخته میشود. ...