پیشنهاد‌های علیرضا ایرانی نیا (٦,٦٤٨)

بازدید
٤,٠٨٦
تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

برنامه خدماتی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

فلسفه یا مذهب ذن بودائیسم.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( Zamindar ) ( فارسی رایج درهند ) مالکین زمین، زمین دار.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( emindarz ) ( فارسی رایج درهند ) مالکین زمین، زمین دار.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

زامیه.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

کتب دعا، کتب مذهبی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تضرس، دندانه داری.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( serrulate ) دارای دندانه های ظریف، مضرس

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( serotinal ) دیر رس، دیر شکوفا.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مرکب از سرم وچرک، دارای خونابه وچرک.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مربوط به سرم شناسی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سرم شناس، ویژه گر سرم شناسی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

واعظ، وعظ کننده.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( =sergeant at law ) وکیل درجه یک دادگستری.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( sergeancy ) گروهبانی، وظایف گروهبانی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( =sergeant ) گروهبان

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ایستگاه بنزین گیری وتعمیرگاه.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

هم جدی وهم خنده دار.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دنباله ای و موازی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

آزمایش استحکام تار ابریشم.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

استحکام سنج تار ابریشم.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: بی سولَقَی - Beslaqay ناهنجار، ناخوب. مثال: عجب آدم بی سولقی بوده است، یا: این کارتان بی سولقی شد. این واژه شکل تحریف شده ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: بی سر - Besar بی تربیت، پریشان. مثال: بچه شوخ آمده همه چیز را بی سر کرده رفت. همچنین صفت آدم هم مستعمل میشود: دخترچه اش ( ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: بِی روزی - Beruzi بیچاره، بینوا، بدبخت. مثال: بی روزی چه کار کردنش را نمیداند، یا: لباسهای بی روزی پوشیده آمده است. در شک ...

پیشنهاد
١

آلکساندر گرتسن ( هرزن، هرتسن ) Alexandr Ivanovich Herzen ( ۱۸۱۲ تا ۱۸۷۰ ) به عنوان اولین متفکر جدی سوسیالیست روسیه شناخته میشود. پسر نامشروع یک اشراف ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

اتصال دنباله ای.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

پرورش دهنده کرم ابریشم.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تنگ هم، بهم چسبیده، بهم فشرده، مضرس.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ابریشم نما، ابریشمی، ( گیاه ) نرم، مخملی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

وابسته به پرورش کرم ابریشم.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بطور مسلسل، بطور ردیف، جزء جزء، بدفعات.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دارای تسلسل یاشماره ترتیب، مسلسل، پشت سرهم، پشت سرهم آوردن.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

نوبتی کننده، پیاپی ساز.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

کاهشگر نوبتی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مخابره نوبتی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

داستان نویس سریال.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

پردازش نوبتی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

انباره نوبتی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

چاپگر نوبتی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

شماره پیاپی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

عمل نوبتی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

کامپیوتر نوبتی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

خورش پیاپی، تغذیه نوبتی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

افزایشگر نوبتی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دستیابی پیاپی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: بی ایست - بی وقفه، یکریز، پیاپی. متصل. مثال: باران بی ایست می بارد، یا: این بچه بی ایست گریه میکند. این عبارت از فعل ایست ...

پیشنهاد
٠

مثل فارسی تاجیکی، سمرقندی: بَه صابون فَلانی جامه شویی نکردن - اصل گویش این تعبیر در گفتگو چنین است: حالی شما صابون فلانی کتی جاموشی نکردید. یعنی شما ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: بَه شوی دادن - suy دختر را به شوهر دادن. مثال: حالی [حالا] دخترشان خُرد، به شوی نداده اند، یا: دخترت را شوی به نداده به ت ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: بَه زور - Bazur به دشواری، به سختی. مثال: بیچاره پیر مرد تا خانه اش به زور رسید، من آن کس را به زور راضی کناندم [کردم] که ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ریشۀ نارودیسم Narodism از واژه نارود روسی به معنی خلق ( توده مردم ) . Narodnichestvo نارودیسم به معنی خلقگرایی، و معادل پوپولیسم Populism انگلیسی است ...