پیشنهادهای علیرضا ایرانی نیا (٧,٦١٦)
کف روی دیگ، کف کردن، کف.
( spumoni ) بستنی میوه ومغز بادام ومیوه جات ایتالیائی.
قشنگ، پاکیزه، آراسته.
سوراخ زنجیری.
سرچشمه، چشمه، فواره.
زهاب، چشمه کوچک، فنر کوچک.
( sprightfully ) پرنشاط، سرزنده، وبانشاط، سرچنگ، سرحال.
( sprightful ) پرنشاط، سرزنده، وبانشاط، سرچنگ، سرحال.
قطعه چوب یا الواری که بعنوان شمع درمعدن بکار میرود، گوه، شمع زدن به.
ازدواج، عروسی، زفاف، وابسته به عروسی.
لکه پذیر، پیدا کردنی.
آزمایش فوری.
هاگ آور.
وقایع نگار ورزشی، خبرنگار ورزشی روزنامه.
زن ورزشکار.
مردانه وار.
( sportscaster ) برنامه های ورزشی رادیو وتلویزیون، گوینده برنامه ورزشی.
بازیگوش، شوخ، تفریحی، خوشگذران.
پیراهن یقه باز ورزشی.
چنته یاکیسه چرمی جلو دامن اسکاتلندیهای کوهستانی.
( oalzsporo ) اسپروزا، آغازیان انگلی.
( oanzsporo ) اسپروزا، آغازیان انگلی.
( sporogenesis ) هاگ زائی، هاگ آوری، تشکیل هاگ.
عضو مولد هاگ در گیاهان پست.
( sporogenous ) هاگ آور، هاگ زا.
( sporogenic ) هاگ آور، هاگ زا.
( sporogeny ) هاگ زائی، هاگ آوری، تشکیل هاگ.
( spoony ) لوس، احمق، اهل بوس وکنار، احمقانه.
ابرحمام.
( =despoil ) چپاول کردن، غارت کردن، دزدیدن.
( spoiler ) غارتگر، تباه کننده، فاسد سازنده، خریدار غنائم جنگی، محل عیش دیگران.
تفی، تف آلود، باچلپ وچلوپ واهن وتلوپ.
تقسیم ساعات کار به دو یا چند قسمت.
سرور، نشاط، شادمانی کردن.
متصل کننده، پیوند دهنده.
( splentical ) کج خلق، عبوس، ترشرو، مالیخولیائی.
( splentic ) کج خلق، عبوس، ترشرو، مالیخولیائی.
اسپرزی، طحالی.
( splendrous ) باشکوه، مجلل.
( spleenful ) آتش مزاج، تندخو.
مشعشع، پر فروغ.
( spleeny ) آتش مزاج، تندخو.
( splayfooted ) پای پهن وبزرگ.
( splayfoot ) پای پهن وبزرگ.
سگ پشمالوی سیاه پروسی.
پیچاپیچ، مارپیچ، مخروطی.
ابتلا به بیماری حاصله از میکروب اسپیروکت.
( spirochete ، spirochaete ) اسپیروکت، هر نوع باکتری مارپیچ.
روحانیت، معنویت، کیفیت معنوی، عالم غیر مادی.
روحانیون، روحانیت ( درمقابل مادیت ) ، معنویت، قدوسیت.