پیشنهادهای علیرضا ایرانی نیا (٦,٦٤٨)
مرغان منقار خمیده.
کمی ناخوش، کسل، تا اندازه ای تهوع آور.
چیز ناخوش کننده، مریض کن، چیز تهوع آور.
تخت مریض یا بیمارستان.
( =migraine ) سردرد همراه با ( یاناشی از ) تهوع
بهداری کشتی ودانشکده وغیره.
( =drier ) خشک کننده، خشک کن.
اهل جزیره سیسیل، سیسیلی.
وقس علیهذا.
( sibylic ) غیبگویانه، وابسته به زن غیبگو یا ساحره.
( sibyllic ) غیبگویانه، وابسته به زن غیبگو یا ساحره.
تلفظ بشکل حرف ' س '.
هیس کردن، سوت زدن، مانند حرف ' س ' تلفظ کردن.
سیبریه.
یکی از دو قلوهای بهم چسبیده، هیولای زوج.
اهل کشور سیام، اهل کشور تایلند ( thailand ) .
( schwa ) حرف صدا دار میان کلمه بدون تشدید.
دارای سیم پیچ مغناطیسی انحرافی.
جاده فرعی برای فرار از پرداخت عوارض راه.
( sumach ، sumac ) سماق.
پرهیز کننده.
بر ( bor ) زننده. طفره رونده.
مرتعش، لزان.
( مسیحیت ) سه شنبه قبل از چهارشنبه توبه.
( مسیحیت ) سه روز قبل از چهارشنبه توبه.
( در مورد طناب ) تشکیل شده از چهار رشته، چهاررشته ای.
صراف، بانک دار، ( در هند ) عیارگیر ضرابخانه، صرافی کردن.
نژادی از گوسفند بی شاخ انگلیسی.
چروک خورنده، چروک دهنده.
جمع شدنی، چروک خوردنی.
نمایشگاه، ورزشگاه.
حمام دوش، دوش.
تابلو اعلان نمایش.
هُل دهنده.
کارگر بیل زن.
به قدر یک بیل چه.
کوسه ماهی باریک سر اقیانوس.
( =shovelbill ) کارگر بیل زن.
کلاه لبه پهن کشیشان انگلیس.
( =shoveler ) کارگر بیل زن.
سرودهای مذهبی خیلی بلند سیاه پوستان جنوب آمریکا.
فریاد زننده، جارچی.
درجه روی بازوی درجه داران.
نشان سردوشی، درجه سردوشی افسران.
روبان یاحمایل زینتی روی شانه، ( نظامی ) واکسیل.
پیش فنگ.
بی ارزش، بی فایده، ( استخوان ) دررفته، جابجا شده، دلمه شده.
شرکت کننده در پرتاب وزنه، وزنه پران.
روغن ترد کننده، مختصر کننده.
دارای تنگی نفس، از نفس افتاده، کم نفس.