پیشنهادهای علیرضا ایرانی نیا (٧,٦١٦)
شخصی که صدای بلندی دارد.
دارای حساسیت اندک نسبت به تغییر محیط.
دستگاه ضبط مکالمات سخنرانی وغیره.
کم مقاومتی در مقابل تغییرات حرارت.
دچار هرگونه تنگی مجرا، ( طب ) مبتلا به تنگی نفس.
موجود غیر مقاون در مقابل تغییرات شدید درجه حرارت.
غذای محدود خوار، تغذیه کننده از جانور یانوع بخصوصی.
تند نویس، الگوی حروف، تند نویس.
( درموردحیوانات ) درعمق کم زیست کننده، کم ژرفازی.
تبدیل به استنسیل کردن.
( stenciler ) تهیه کننده استنسیل، الگو ساز.
کاغذ ضخیم پارافین دار مخصوص استنسیل.
( stenciller ) تهیه کننده استنسیل، الگو ساز.
مسلسل سبک میلمتری انگلیسی.
ساقه دار، پرساقه، ساقه ساقه.
چوب منحنی شکل متصل بجلو کشتی.
شجره، نسب نامه، دودمان، چشم بند پایان.
( stem winder ) ساعت دسته کوک، . چیزعالی ودرجه یک.
بدون ساقه، بدون تنه، فاقد استعداد ساقه آوری.
ساعت کوکی، ساعت دسته کوک ( stem winding ) چیزعالی ودرجه یک
چرخش خارجی اسکی باز.
شبیه ستاره کوچک، شعاعی ( مثل ستاره ) پوشیده از ستارگان کوچک.
دارای استوانه آوندی، ستون وار، پایه وار، ستون دار.
( steenbok ) آهوی کوچک آفریقا.
راننده، شراعبان، سکاندار.
( در انبار کشتی ) بار کردن، تنگ هم چیدن، خفت کردن، میله ای که نوک آن قلابیدارد وبرای آزمایش محتویات عدل پنبه وامثال آن بکار میرود، سیخک.
( steenbock ) آهوی کوچک آفریقا.
قپان، هرچیزی شبیه قپان.
ماهی آزاد شمال آمریکا، پولادسر.
پولادگر، آهن کار.
گیتار هاوائی.
رنگ آبی فولادی.
گراور سازی با فولاد، گراور فولادی.
سوراخ کردن، دوختن، بستن، سجاف کردن.
( steatopygous ) ( درمورد زن ) دارای کفل بزرگ، دارای کفل تاقچه دار.
( steatopygic ) ( درمورد زن ) دارای کفل بزرگ، دارای کفل تاقچه دار.
کشتی بخار، قایق بخاری، باکشتی بخارسفر کردن.
نصب کننده وتعمیر کننده لوله های بخار، تعمیر کارلوله بخار.
ایجاد حرارت با بخار.
دیگ بخار.
دزد، مرتکب سرقت.
( در فیلم سینما ) زیر نویس، لقب فرعی، عنوان فرعی، عنوان فرعی مقاله.
بادبان نصب شده بر روی دیرک.
کسی یا چیزی که توقف میکند، نگاهدار، حائل.
اعتصاب ( بدون ترک محل کار ) .
( صورت جمع کلمه staff ) .
زبان در قفای فارسی، زردچوب.
بند آوردن ( جریان چیزی ) ، وفادار، ثابت قدم، بی شائبه، بی رخنه، بی منفذ.
جرم قانونی.
کتاب نظامنامه، کتاب قانون، قوانین موضوعه.