پیشنهادهای علیرضا ایرانی نیا (٧,٦١٥)
جانور بدبو، آدم نفرت انگیز، متعفن.
حشره بدبو، ساس، خرچسونه.
شیشه رنگی.
( stimulator ) انگیختگر، تحریک کننده، برانگیزنده.
( stylus ) قلم فولادی حکاکی وگراورسازی، سوزن.
بارامی، بارامش، آرام، ساکن.
ماهیگیری بطور قاچاق وغیر مجاز، بطور قاچاقی ماهیگیری کردن.
سفت وسخت کردن، شق کردن، سفت شدن.
نسبتا سخت، نیمه شق.
اگر برای خداست، چه به اسم تو، چه به اسم کل عباس. یعنی کار اگر برای خدا و رضایت اوست، دیگر فرقی نمیکند به اسم چه کسی تمام شود. اما حکایتش: یک نفر مس ...
اکبر ندهد، خدای اکبر بدهد. یعنی آدمی باید به خدا توکل کند و امید داشته باشد چرا که او روزی رسان است. اما حکایتش: اربابی بود به نام اکبرشاه. او افرا ...
( =straight arm ) جاخالی دادن، جاخالی
خارچسبنده، چسبنده ( مثل کنه ) ، آدم سمج ومزاحم.
چسبیده، ( اسکاتلند ) شکست خورده، ناقص، خراب.
میانجگیری کردن، مداخله کردن، تردید، سراشیب، آشفتگی.
مربوط به مکالمات کوتاه ( در نمایش ) .
فعال، حاد، تندکار، قوی، خطرناک، وخیم، شدید، نیرومند.
سوال وجواب در نفری ( در نمایش ) ، مکالمات کوتاه.
قابلمه تاس کباب پزی، ظرف آبگوشت پزی، آبگوشت پز.
خرناس کشنده، دارای صدای خرخر وخس خس.
معاینه بوسیله گوشی طبی.
صدای خس خس سینه.
داروی عطسه واشک آور.
عطسه آور.
صدای عطسه، عطسه.
عطسه آور.
تیر عمودی عقب کشتی.
( کشتیرانی ) عقب زدن، عقب رفتن.
عقب ترین قسمت کشتی.
پاروزن عقب کشتی، کشتی دارای پروانه در عقب.
وابسته بجناغ سینه، جناغی.
بطرف عقب کشتی.
بطرف عقب کشتی.
تعاقب کشتی فراری.
وابسته بطرز استقرار اجزائ اتم در فضا.
جمد گرائی.
سینمای غیر متحرک، چراغ عکس، شهر فرنگ.
عکس برداری برجسته نما وسه بعدی.
پی مرئی وروی زمین ساختمان.
کثافت خوار ( مانند سوسک وبعضی حشرات ) .
یک متر مکعب.
( stercoricolous ) برازی، وابسته بفضله وکثافت، کثافت زی.
( stercoraceous ) برازی، وابسته بفضله وکثافت، کثافت زی.
تشدیدشده، تسریع شده.
گام شمار.
گزینه گام به گام.
سیستم گام به گام.
دارای صدای بلند، دارای صدای رسا.
متصدی دستگاه ضبط سخنرانی.
شخصی که صدای بلندی دارد.