پیشنهاد‌های علیرضا ایرانی نیا (٧,٦١٦)

بازدید
٨,٨٥٣
تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ارباب وار، سلحشور وار، شبیه حامی زن.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( squirearchy ) حکومت ملاکین واربابان.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( squirarchy ) حکومت ملاکین واربابان.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( squint eye ) احول، چپ چشم، لوچ.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( squinter eye ) احول، چپ چشم، لوچ

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( =squeegee ) کفگیرک، باکهنه پاک کردن، باماله پاک کردن.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زیرچشمی نگاه کردن، کج کج نگاه کردن، بادقت جستجو کردن.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( squiffy ) مسموم شده، مست وخراب.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

له کننده، چلپ چلوپ کننده.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جیغ زن، شاکی.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : چَکیده Cakida - تریاک، نشئه ای که از خشخاش ( کوکنار ) میگیرند. وقت از گل فرامدن خشخاش کاسه چه ( گرز ) آن را سور ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : چَکَّه - Cakka ماست سختی که از جغرات ( ماست ) به واسطه چکیده بیرون شدن زرداب آن حاصل میشود. از فعل چکیدن است. م ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : چَکَک زدن - Cakak بسیار حرف زدن، پرگویی کردن. مثال: تا سحر چکک زده بر آمد. بی فعل هم مستعمل میشود. مثلاً: این ق ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : چَکدان به معنی سخن دان است. چک معنی گپ، حرف و سخن را دارد. شکل تصغیر این واژه استعمال شده بصورت چکک استفاده میش ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : چَق چَق کردن، صحبت کردن، گپ زنان کرده نشستن، معادل گفتگو. این تعبیر احتمالاً از دو ریشه مشتق باشد. ۱: از واژه چ ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : چُغول. شخص فتنه گر، سخن چین. مثال: به فلان کس بسیار باور نکنید، وی آدم چغول است. در برهان نیز نزدیک به همین معن ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ضخیم، خپله، کلفت.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

له کننده.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مساح.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دارای پنجه مربع، قدیمی مسلک، امل ( ommol ) ، متروکه.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

موج چهار گوش.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چهارشانه، دارای شانه پهن.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جذر، ریشه دوم. ( ریاضی ) جذر، ریشه توان دوم.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رقص محلی آمریکا، رقص چوبی.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دارای فلس های ریز، دارای پولک های ریز.

پیشنهاد
١

لالایی های مشهد / طرقبه لالا لالا مو فداتُم در را واکن که باباتُم آوردم پسته خندون تو بشکن با لب و دندون * لالا لالا گل نعنا بیا پیشم گل بابا ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٥

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : چَغبوت. پنبه یا پخته ( پشم ) ای که پس از کهنه شدن از درون کورپ و جامه ها برارند و عموما پخته ( پشم ) و پنبه کهن ...

پیشنهاد
١

اصطلاح فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : چشمش ماش برین کشاده شد. این اصطلاح خیلی مشهور است. مثل ماش کشاده ( گشاد ) شدن چشم در حالتی میشود که شخصی بی خ ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

به شکل فلس، پولک، پوشش فلسی شکل حیوانات.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

فلس دار، پوشیده از فلس یا پولک.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

پولک پولک، فلس مانند.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فلس، پولک، ساختمان فلس مانند.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

توفانی، پرباد، پر آشوب، ناجور.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

شبیه کوسه ماهی.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

اطاق خواب سربازان.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

اتومبیل پلیس مجهز به فرستنده.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

ستیزه گر، پیشجواب.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

تلسکوب کوچک، دوربین کوچک.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٢

ملاقه، شمشیر، اسباب آتش همزن، پاشیدن.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

مهمیز ساز.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( spurrey ) شبیه مهمیز یا سیخک، نوک تیز، ثاقب، مهمیزدار.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

لگد زن، رد کننده.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

( spurry ) شبیه مهمیز یا سیخک، نوک تیز، ثاقب، مهمیزدار.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

مازریون غاری.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

( گیاه ) فرفیون ( =euphorbia ) .

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

( spumy ) کف آلود، کف دار.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٢

ابریشم مصنوعی تابیده.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

نخ تابیده.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

( spumone ) بستنی میوه ومغز بادام ومیوه جات ایتالیائی.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( spunous ) کف آلود، کف دار.