پیشنهادهای علیرضا ایرانی نیا (٧,٦١٦)
( انگلیس ) دادگاه عالی مدنی وجنائی، جابرانه وسری.
پادزهر سمی وبدبوی آفریقا.
وابسته به عضله واستخوان رکابی گوش میانی.
دارای قلع، دارای ترکیبات قلع دو ظرفیتی.
متشکل از چند بند شعر.
سنگ معدن بفرمول CU FESNS ۲.
دارای قلع.
معدن قلع، قلع کاری، قلع خیز، کان قلع.
درشکه چهارچرخه بدون کروک وسبک.
( زمان ماضی قدیمی فعل stink ) ، استخر، مخزن، سد.
جاقلمی، دوات.
( در اتوبوس وغیره ) جای ایستادن.
ارتش دائمی.
کاربرد جانشین.
زیرروال متعارف.
خصیصه متعارف.
بند آور خون وغیره.
( stamp mill ) ماشین پرس یا منگنه، آسیاب سنگ کوبی.
( stamp duty ) تمبر عوارض، تمبر مالیاتی.
( stamping mill ) ماشین پرس یا منگنه، آسیاب سنگ کوبی.
پرچم دار، دارای جرثومه نر.
بی ساقه.
باساقه، ساقه دار.
کسی را پیرو عقاید ونظرات استالین کردن.
بازداشتگاه افسران و درجه داران زمان جنگ درآلمان.
بوتیمار معمولی آمریکائی، تیرکوب.
کامیون نرده دار.
( staith ) محل تخلیه کالا از واگن وبارگیری آن در کشتی.
( staithe ) محل تخلیه کالا از واگن وبارگیری آن در کشتی.
ماده رنگرزی، لکه دار کننده.
ساکن شهر ( استاگیرا ) ( stagira ) در مقدونیه، ارسطو.
نر، دارای علائم ونشانه های نر.
تازی شکاری.
( =staggery ) تلوتلوخور، گیج.
فن مایش وصحنه سازی.
اداره کردن، کارگردانی کردن.
نان یا چیزی شبیه آن، مایه حیات.
قسمت تحتانی، چوب دستی، تکیه گاه، نقطه اتکائ، عصای زیر بغل، درخت کوچک.
اشاره گر پشته.
حافظه پشته ای.
نماینده پشته، پشته نما.
( stability ) استواری، استحکام، ثبات، پایداری.
حالت پایا.
مستقر وپایدار، بدون حرکت، بی حرکت، مقاوم در برابر گرما.
جزیره سنت هلن درجنوب غربی آفریقا.
کشتی دکل دار دارای بادبان خم شده بطرف دکل.
الاکلنگ اس آر.
ازدحام کردن، بهم فشردن، بهم چسبیدن.
( squirrel gun ) تفنگ لوله کوتاه.
( squirrel rifle ) تفنگ لوله کوتاه