پیشنهادهای علیرضا ایرانی نیا (٧,٦١٥)
( در بازی ورق ) دست قوی.
قلم حکاکی وگراور سازی، قلم خود کار.
گراور سازی، حکاکی.
نیزه ای شکل، نیزه مانند، بشکل قلم.
پرستون، ستون دار، نیزه مانند.
ستون وار، مانند قلم یا گوه.
ساقه دار، دارای ساقه یا ستون ثابت.
نهضت ادبی رمانتیک آلمان پس از انقلاب فرانسه.
حیرت زده کردن، آزار دادن، رقابت.
( stupefacient ) بهت آور، گیج کننده، پکر کننده، مخدر، تخدیر کننده.
( stupefier ) بهت آور، گیج کننده، پکر کننده، مخدر، تخدیر کننده.
قالب بند.
( اسم مفعول وزمان گذشته فعل stink ) .
مشت زن بی تجربه وناشی.
گوشوارک برگ، گوشوارک گیاه.
تیرستون یاشمع معدن، لقمه بزرگ، قطعه بزرگ.
اسب مخصوص تخم کشی واصلاح نژاد.
پوشیده از کاهبن، شبیه کاهبن، زبر، پرمو، نتراشیده.
ته کارت.
مسمومیت مزمن در اثر استعمال ممتد استرکنین.
خرامنده.
( strychnine ) استرکنین.
بیخ دم، دم کل ( domkol ) ، مشروب.
وابسته به شترمرغ سانان.
( strumous ) متورم، دارای تورم بالشی.
( strumose ) متورم، دارای تورم بالشی
بی ساختمان، ( درمورد یاخته ) بدون ساختمان مشخص.
ایجاد ساختمان، بنا، بنیان گذاری.
ساختمان کردن، تبدیل به ساختمان کردن.
تیر فولاد یا آهن ساختمانی.
پارچه یا پتوی صخیم قدیمی.
دارای استرونیوم.
نسبتا قوی.
گل آذین مخروطی شکل، مخروط.
بیف استروگانف، گوشت پخته نازک با خردل.
( ationzstrobili ) تشکیل رشته، باریک شدگی، بند بند سازی.
( strobiolation ) تشکیل رشته، باریک شدگی، بند بند سازی.
تپش بارق.
رقاصه برهنه.
شیاردار، خط دار.
سیم دار، سیمی، طنابی.
کراوات باریک.
پرونده رشته ای.
( contrabass ) ویولون سل بم، کنترباس
بی ضربه، بدون ضربت.
( دربازی بیس بال ) منطقه خط سیر، سیرمجاز گوی چوگان زن.
بدن خراش، قشو، برس یا ماهوت پاکن مخصوص بدن، یکرشته تزئینات موجی ساختمان.
( stridulous ) دارای صدای گوشخراش، گوشخراش.
( stridulatory ) دارای صدای گوشخراش، گوشخراش.
وسیله کوبیدن غلات، وسیله تیز کردن داس، نمونه، الگو، صاف کردن.