پیشنهاد‌های علیرضا ایرانی نیا (٦,٦٤٨)

بازدید
٤,٠٥٣
تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: تَهلُکَه کشیدن، Tahluka زحمت زیاد کشیدن، تدارک دیدن. شما تهلکه کشیده از راه دور برای دیدن ما آمده اید، خدا خیرتانه و خیرت ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: تَوَلاّ - Tavallo، یعنی التماس و خواهش سخت، زاری کردن. مثال: آمده تولاّ کرد که از گناهش گذرم، یا: چه قدر زاری و تولاّ کرد ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: تَهتول - Tahtl ناشتا. مثال: تهتول نکرده آمدیم، یگان چیز برار خوریم. این واژه شاید در اصل تَعطُّل عربی بوده است به معنی مع ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

اصطلاح فارسی تاجیکی، سمرقندی: توشبیره را خام شمردن - توشبیره نوعی کوفته و طعامی است که در پرده های چارگوشه تُنُک خمیر گوشت قیمه را می پیچند و به اندا ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: تَنسوق - Tansuq ، کمیاب، چیز نادر، کم واقع شونده. مثال: آش صافی خوراک تنسوق وی را گاه گاه برای مهمانان می پزند. در فرهنگ ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: تَلواسه - Talvosa، دلشوره، اضطراب، هیجان، ناآرامی سخت. مثال: این گپ ( حرف ) را شنیده به تلواسه افتاد، اینها همه اش تلواسه ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی تلاش کردن: مجادله و رقابتی در بالای چیزی [بر سر چیزی] در هم افتادن، در تقسیم چیزی مناقشه و نزاع کردن. مثال: بالای میراث پد ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: تَککُرسی - Takkursi پایه، تهکرسی. مثال: تککرسی خانه را محکم کنید ( یعنی مستحکم سازید ) . یا: تککرسی آن کس در علم زور است. ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: تقّاس کردن - Taqqos قیاس کردن، مقایسه ساختن. مثال: منه، خودتان کار پسرتان را با کار پسر همسایه تقّاس کنید، یا: که نغز که ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: تکشین، یعنی ته نشین. فرهنگ لغت تاجیکی اینگوه معنی کرده: دُرد یا لای و ریگ که زیر چیزهای مایع می نشیند. مثال محاوره ای: آب ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: تَفسیدن Tafsidan - یا تَسپیدن گوش؛ صدا دادن گوش، این تعبیر به آهنگ طنز و شوخی استعمال میشود. مثال: دینه از شما خیلی بسیار ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

تفنگ بی خان، بی خان.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

چرب زبان، خوش بیان، چاپلوس.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

ماچی، کثیف، نوازش کننده.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

( smokable ) قابل تدخین، دودشدنی، دود کردنی، دود دادنی.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

مامور آتش نشانی جنگل.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

بوته سماق.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

غیر قابل نفوذ دود، ضد دود.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

( smokeable ) قابل تدخین، دودشدنی، دود کردنی، دود دادنی.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٣

( smidgen ، smidgeon ) مقدار کم، قطعه، تکه.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٢

( smidgen ، smidgin ) مقدار کم، قطعه، تکه.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٢

کارخانه ذوب فلزات، کارخانه گدازگری.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

بوکش، بو دهنده.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

عنوان یا لقب اهانت آمیز، تهمت.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

غبار شبیه مه رقیق.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

کسی که از روی بی اطلاعی حرف میزند، کسی که بریده بریده حرف میزند.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

خرد کننده، درهم شکننده.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

زمرد.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

زمرد سبز.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

خرده شیشه رنگین روی آجر موزائیک.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

کرفس رسمی.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

آدم بی اهمیت.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

آبجو آبکی وارزان.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

( smacker ) سیلی زننده، خوش طعم، دوست داشتنی، صدای ملچ ملوچ، صدای ماچ، مهم، فعال، کتک.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

راه باریک.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

( زمان ماضی فعل slink ) .

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

ساکن محلات کثیف، زاغه نشین.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

( slumbrous ، slumberous ) چرتی، خوابکی، سست، بی سر وصدا، خواب آور، خواب آلود.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

( slumbery ، slumberous ) چرتی، خوابکی، سست، بی سر وصدا، خواب آور، خواب آلود.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

نوکر، پست، مشروب بی مزه ( مثل چای وقهوه وغیره ) .

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

چرت زننده.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

( slumbery ، slumbrous ) چرتی، خوابکی، سست، بی سر وصدا، خواب آور، خواب آلود.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

ساری، جاری، آبگیر مانند.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

ضربه زنی، مشت زنی.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

طرز قرارگیری، بدور محور ثابتی گشتن، چرخیدن، تابیدن.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

لجن، کثافت، نخ نیم تاب، سرهمبندی کردن، کثیف کردن، لک کردن.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

کرم کور ( anguis fragilis ) .

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

ابریشم نیم تاب، نخ نیم تاب، پشم نیم رشته، سرهم بندی کردن، کثیف کردن.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

( در دینامیت های معدن وغیره ) چاشنی کند سوز، فتیله ی کندسوز، کبریت کند سوز

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

نسبتا کند.