پیشنهادهای علیرضا ایرانی نیا (٧,٦١٥)
واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : داش و داشت - سختی، استحکام، دوام. مثال: این متاع داشت ندارد، دو سه بار که پوشیدید، میدرد، این کفش من خوب داش دا ...
تمشک شیرین، درخت ازگیل.
سفرجل هندی، سیب دارچینی.
صوفیانه.
صوفی، اهل طریقت.
تابع، تابع منطقه یاقسمت دیگری، دستیار.
نشانگذاری پسوندی.
تحمل پذیر.
واقع در زیر استخوان شانه، زیر کتفی.
کف آلود، کف دار، پر کف.
کتابخانه زیرروال ها.
عمیق ترین قسمت زیر پوست.
( sudoriferous ) عرق آور، تولید کننده عرق، عرق زا، معرق.
( sudorific ) عرق آور، تولید کننده عرق، عرق زا، معرق.
خوی آور، گرمابه، داروی عرق آور.
توده شناور علف و نی که در رود نیل مانع کشتیرانی میشود.
سودانی.
( روم قدیم ) حمام گرم که موجب عرق زیاد گردد، گرمخانه حمام، حمام بخار.
شپش یا حشره مکنده ( Anoplura ) .
وابسته به تکان حرکت کننده با صعوبت، دارای حرکت دشوار.
کاسنی، کاسنی تلخ، کاسنی وحشی.
غذای مرکب از لوبیا ومغز ذرت پخته.
کمک، یار.
عوض، بدل، جانشین، دوا، دوائی که بجای دوای دیگر تجویز شود.
( succedent ) پیرو، متعاقب، جانشین، متاخر، متوالی.
اعانه نقدی دولت به بنگاه عام المنفعه، کمک مالی، اعانه، تخصیصاعانه، کمک هزینه.
زیردرخت.
تفریق کننده.
نرمی، ملایمت، رقت.
نرم سازی، ترقیق، ملایمت، دقیق و لطیف سازی.
زیر زمینی، نهانی، تحت الارضی.
گرمسیری، زیر منطقه معتدله.
پائین تر از سن.
( substructure ) زیرساخت، زیر سازی، زیر ساختمان، زیر بنا.
( substitution ) تعویض، جانشینی، علی البدلی، کفالت.
بصورت اسم در آوردن، دارای ماهیت کردن، ذاتی کردن.
محقق شده، بادلیل اثبات شده، تجسم یافته.
اسمی، مربوط به اسم.
زیر آفتابی، واقع در نواحی گرمسیر، در ظل آفتاب.
شاخه کوچک، شاخه فرعی، گیاه کوچک، گیاهیزه.
توالی بعدی، رشد ثانوی.
زیرنویس دار.
تاخیر، توالی. زیردنباله.
کران زیرنویس.
خط متعلق به مشترک.
حلقه متعلق به مشترک.
نیمه شور.
نیمه اشباع شده، نزدیک به اشباع.
شبه اشباع.
پیونددهی زیرروال.