پیشنهاد‌های علیرضا ایرانی نیا (٧,٦١٥)

بازدید
٨,٨٤٤
تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کاهش، تفریق، کاستن، منها.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جهش زیرروال.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فراخوانی زیرروال

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زیررویه.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معاون رئیس مدرسه، نایب رئیس، تیر فرعی تاق.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٢

اغواء کننده.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

تقریبا بیضی، نیمه بیضی.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

اغواء بکار بد، زیر پا نشینی، اغواء.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

تابع، مادون، تبعی.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

راسته فرعی، طبقه بندی فرعی، ردیزه، خرده راسته.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واقع درعمق اقیانوس، زیر اقیانوسی.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زیر چشم، واقع در زیر چشم.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کوهپایه ای، دامنه ای کوهی.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خیلی کوچک.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مطیع، پست، پائین.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

غوطه ور کردنی، قابل فرو کردن در آب.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( submerge ) درآب فرو بردن، زیر آب کردن، غوطه ورساختن، پوشاندن، مخفی کردن.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آرواره پائین، وابسته به استخوان فک پائین.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مسلسل خودکار یانیمه خودکار، مسلسل دستی.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قلمرو تابعه، سلطنت تابع سلطنت دیگری.

پیشنهاد
٠

لالایی های گلپایگان الا لالا گُل قندم عزیز رود دلبندم مکن ناله، مکن گریه به قنداقت نمی بندم الا لالا گُل لاله پلنگ در کوه می ناله نَه بز میخوا ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

الحاق، افزایش در پایان، چیز اضافه شده.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

افزودن، در پایان افزودن، اضافه کردن.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تبعیت.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واقع در زیر، مادون.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( subinfeudation ، =subinfeud ) اعطای اراضی تیول از طرف امیری به امیر دیگری برای بیعت با او، ملوک الطوایفی فرعی.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عنوان جزء یا فرعی، عنوان فرعی مقاله.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نیمه سنگواره.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سردیزه، جنس فرعی، تیره فرعی.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

وابسته به زیر توده یخ، وابسته بدوره فرعی یخبندان.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اشتراک، آبونمان، پول اعانه.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خانواده فرعی، تیره فرعی.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زیر زمینی، نهانی، تحت الارضی.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژگونگر، سرنگون کننده، تضعیف کننده، توطئه گر.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( =suberous ) دارای بافت چوب پنبه ای، چوب پنبه ای.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( suberous ) دارای بافت چوب پنبه ای.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تبدیل به بافت چوب پنبه ای شدن.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( گیاه شناسی ) بافت چوب پنبه ای.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مستاجر دست دوم.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کشیدن، بیرون بردن، ربودن، تفریق کردن، کسر کردن.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تقسیم کننده باجزاء فرعی، بخشیزه گر.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قسمت کردن مجدد، بخش کردن مجدد.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قابل تقسیم بچند بخش، بخشیزه پذیر.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

از یک جهت متناقض، مغایر درمرحله فرعی، درجهت متقابل، دوقیاس مغایر.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به شکل قلب غیر متقارن.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رابطه بین دو قیاس متقابل، تشابه قیاسی، ارتباط قیاسی.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : دارم - یعنی آدم دارا، ثروتمند، صاحب بضاعت. مثال: پدرتان آدم دارم، این خرجها برای آن کس هیچ چیز نه. یا: کمتر دار ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : خویش. به معنی خویشاوند که این واژه هنوز در سمرقند معمول است. میگویند خویش و خویشاوندی اما خویش بیشتر معمول است. ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : خوش نه آمدن. یعنی بی حوصله گی، تنبلی. مثال: شعر را خوانده از یاد کن گفتم نکرد، خوشش نه آمد، خوشم نه آمد که به ب ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : خوشا خمَس. شخص بی حوصله و تنبل را خوشا خمَس میگویند. این واژه مرکب است از کلمه خوش تاجیکی، و ( یا قمَسِ ) Yaq ...