پیشنهادهای علیرضا ایرانی نیا (٧,٦١٥)
شاه توت، توت سیاه.
( swoon ) غش کردن.
شمشیر مانند.
فن شمشیر بازی، مبارزه، زور آزمائی.
حشره ای نیم بال.
( گیاه ) سرخس برگ شمشیری.
رقص شمشیر، اجرای رقص در اطراف شمشیر.
نیشکری که بشکل تیغه شمشیر است.
الله بختکی، شانسی.
غش کننده.
موجد خسارت، انفجار دار.
دوپهلو، دوطرفه.
میگسار.
انواع مشروبات الکلی محتوی یخ وشکر، مشروب مست کننده، آشامیدن، بلعیدن.
درنگ کردن، مردد بودن، تردید.
( =swiss ) سویسی
نظریه راه گزینی.
انباره گزینه ای.
نی بوریا.
گزینه نما.
ایجاد کننده صدای فش فش.
آبجو بد وکم مایه، ضعیف.
پیچی، چرخشی، گردابی.
کار کردن، زحمت کشیدن، مشقت، رنج زحمتکش.
سخت زدن، قایم زدن، زخم زبان زدن، تلوتلو خوردن، بدور چیزی چرخیدن، لنگر.
نوسانی، نوسان دار، آونگی.
نوسانی، چرخاندنی.
خوک چران، گرازبان.
واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : دَر کار - ضرور، ضروری، لازم. مثال: این تبر به من در کار میشود، یعنی ( ابزار دست ) من است و خیلی بهش نیاز دارم، ...
لالایی های قوچان لالا لالا گل آلو دو چشمت مست و خواب آلو لالا لالا گل اسفند بابات رفته رَدِ گوسفند * لالا لالا گل زردم به قربونِ تو میگردم به ...
متمایل به گیجی، فطرتا گیج، گیج، مبهوت.
باله شنا.
قابل شناوری، شناکردنی.
سفرجل هندی، درخت آت هندی.
گل سرخ اروپائی.
گل میخک شاعر، حسن یوسف.
ذرت خوشه ای شیرین.
روغن بادام شیرین، روغن زیتون، روغن شیرین.
مرزنگوش.
ماگنولیای ویرجینیا.
چیزی که جارو میکند، زود گذر، سریع.
( sweeny ) ( در مورد اسب ) از کار افتادگی یا فلج عضلات کتف، فلج عضله.
( sweeney ) ( در مورداسب ) از کار افتادگی یا فلج عضلات کتف، فلج عضله.
زندان مجرد.
آدم بد دهان وفحاش.
( اسکاتلند ) آبجو تازه انگلیسی، مشروب الکلی.
ضربت سخت زننده، مگس کش.
پارچه قنداقی.
چمن، مرغزار، دسته علف خشک، سبزه رو.
هیاهو ودعوا کردن، لباس پر زرق وبرق پوشیدن.