پیشنهاد‌های علیرضا ایرانی نیا (٦,٦٤٨)

بازدید
٤,٠٤٧
تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

خاوند در پارسی مخفف خداوند، صاحب و مالک است، خاوند خانه یعنی خداوند خانه و شوهر، هنوز هم زنان پارسی زبان افغان، به شوهر خاوند میگوید.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

فال گرفتن، طالع دیدن، پیشگوئی کردن.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

( sonsy ) خوشبخت، خوشحال، نیک انجام، خوش خلق.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

فرزند، رابطه فرزندی.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

فرزند وار.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

غزل گروهه، غزلیات دارای موضوع واحد، غزلیات مرتبط.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : چَپَن - Capan و چپنی کردن. چَپَن یعنی نااهل و بی تربیت. مثال: یک آدم خواندگی اما کارهایش چپن ها برین ( مثل چپن ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : چَپَک - Capak کف زدن، دست زدن [دست افشانی] . مثال: بچه ها خوب چپک زدند، بعد باز دو سرود خواند، بسیار چپکزنی ها ...

پیشنهاد
٣

لالایی های نیشابور لالا لالا گل دسته کمرش را علی بسته لالا لالا گل خشخاش الهی تو نشی ناخوش لالا لالا گل هم هم چراع خانۀ مریم لالا لالا گل زیره ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٣

نانو یا نَنو به معنای جای خواب کودکان و نیز نانا یا ننه است. نانا یا الهه ایشتار، در اساطیر سومری ایزدماه بوده و پس از نفوذ اساطیر عبری به ایزدبانو ت ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٢

خط تاخیری صوتی.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٢

( somnolence ) حالت خواب آلودی، حالت خواب وبیداری.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٣

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : شروار، همان شلوار که دوری از خط و زبان پارسی باعث تغییر واژه گردیده.

پیشنهاد
٥

لالایی های شیراز لالاییت میکنم که زنده باشی کنیز حضرت معصومه باشی کنیز حضرت معصومه قم که تا صبح قیامت زنده باشی * لالا لالا گُل نعنا ننه جان ا ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٢

( somnifacient ) خواب آور، خواب آلود

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٢

( somnambular ) خوابگرد، در خواب راه رونده، معتاد به راه رفتن در خواب.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٢

( somnambulant ) خوابگرد، در خواب راه رونده، معتاد به راه رفتن در خواب.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٢

درمکانی، درمحلی.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

کلمه پیشوندی است بمعنی راه رفتن در خواب.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٢

( somewhere ) یک جائی، دریک محلی، درمکانی.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٣

در یک وقتی، گاهی، یک موقعی.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٢

( =someway ) بطریقی، بیک نحوی.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٢

( somersault ) شیرجه، معلق، پشتک، معلق زدن.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٢

تاحدودی، تا اندازه ای، اندکی، نسبتا، متعدد.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٣

گرفته، تیره، حزن انگیز، سیر، پر رنگ.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٣

( somatotype ) نوع جسم، ساختمان جسمی.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٣

کشور سومالی واقع در آفریقا، اهل سومالی.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

حاصله در اثر خورشید و ماه باهم، خورشیدی وقمری.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

خاک شوره زار زمین های بایر.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٢

مهر سلیمان.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٢

گوشه نشین، منزوی.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٢

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : چاک را بجای واژه درز جای دوخت بکار میبرند، هم در لباس، و هم در کورپه و غیره. . . آن جایی که به هم دوخته میشود. ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٢

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : چاک کردن - بجای برش زدن و پاره کردن استعمال میشود، با کارد یا آلت تیز چیزی را بریدن. در لغت پارسی به معنی دریدن ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٢

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : چسپکِ اوک [پسوند] اوک که در گویش اوق هم گفته میشود، با کلمه همراه شده معنی دارندگی را میدهد. نازوک نه به معنی ب ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : چسپکِ اوق [پسوند] اوق که در اصل اوک است، به کلمه ها همراه شده معنی دارندگی را میدهد. نازوک نه به معنی باریک، بل ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

پسوند اوک یا اوک در فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) معنی دار میدهد، ناز دار، را نازوک با نازوق میگویند.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

در فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) پسوند را چسپکِ میگویند.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

پسوند اوق یا اوک در فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) معنی دار میدهد، ناز دار، را نازوق میگویند.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : جُورُوق - Juruq به ترتیب، به نظم، خوشاهنگ، مرتب، منظّم. مثال: این بچه جوروق نمیگردد، به خرد و کلان در می افتد، ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : جواب Javob - juvob، نه بمعنای پاسخ، بله به معنی رخصت، اجازه، مرخص. مثال: امروز بچه ها را از درس جواب دادیم، اکن ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : جَفس - Jafs و جفسیدن. خیلی بهم نزدیک و چسبیده. ( در فارسی نو جفس بمعنی دیگر، یعنی سست، ضعیف و احمق است ) مثال: ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٢

( soliloquist ) تک گو، کسیکه باخود حرف میزند.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

( گیاه ) روئینه.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٢

دستگاه حالت جامد.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

پخش حالت جامد.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

مولفه ئ حالت جامد.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

هندسه سه بعدی، هندسه فضائی.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

دارای قیافه جامد وبیروح.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

زاویه سه بعدی مخروط وامثال آن.

پیشنهاد
١

ضرب المثل خدا وقتی میخواهد مورچه را آواره کند به او بال میدهد. گاهی اوقات آدمیزاد از نداشتن امکانات به خدا شکایت میکند که چرا من ندارم؟ درحالی که غا ...