پیشنهاد‌های علیرضا ایرانی نیا (٧,٦١٥)

بازدید
٨,٨٣٦
تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : دَکّه خوردن - Dakka . مثال: سرم به ستون دکه خورد، یا: پایش به سنگ سخت دکه خورد. در گویش سمرقندیان دکه خوردن و م ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٢

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : دعای بد، دعای ود Duoybad , - duoyvad دعای بد، نفرین، سخت کاهش کردن. مثال: بی سبب دعای بد ( دعای ود ) کرد، الهی ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٢

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : دعای بد، دعای ود Duoybad , - duoyvad دعای بد، نفرین، سخت کاهش کردن. مثال: بی سبب دعای بد ( دعای ود ) کرد، الهی ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٢

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : دسِّیار Dassiyor - یاری دهنده، مددکار، دستیار. مثال: بچه ها کلان ( بزرگ ) شده دسِّیار شدند، کارها خیلی سبک شد، ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٢

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : دَسْتَویز - Dastavez ، کادو، هدیه، تحفه و رهاورد. مثال: من به مهمانی بی دستَویز نمیروم، یا: به خانه عروس نو دست ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : دستک - Dastak ، گزک، بهانه، دلیل، اساس. مثال: این گپ به وی دستک شد و کار میکردگی اش را کردن گرفت [کاری را که می ...

پیشنهاد
٠

اصطلاح فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : دستِ بچه را حلال کردن - سنت ختنه را ایفا نمودن. در سمرقند کم واقع میشود که والدین جمله: ما توی ( سور ) ختنه م ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : دررو - Darrau زود، فوری، عاجلاً. مثال: دررو رفته پدرت را بیار، شما همین جا استید، من دررو رفته خبر میگیرم، دررو ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( radiation ) تابش، پرتو افشانی، تشعشع، برق، جلا.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نیروی موجی.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

درجه نشر و تراوش نیروی موجی.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( radiance ) شید، تابندگی، تشعشع، درخشندگی، پرتو.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واحد اندازه گیری سطح زاویه دار، رادیان، زاویه مرکزی قوس دایره.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

متصدی رادار.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کله شق، تق تق، صدای در زدن، تق تق کردن.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

راه آهن چنگک دار مخصوص عبور از سراشیب.

پیشنهاد
٠

لالایی های قاین لالا لالای لالانِ رضا، شاه خراسانِ شفایِ دردمندانِ او ضامنِ غریبانِ * لالا لالایی لالایی همه مرغ و همه ماهی همه مرغا ثنا گوین ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٢

جوی آب، نهر، محل عبور سیم برق در ساختمان.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خوشه مانند.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بصورت بلورهای خوشه ای در آوردن، با اسید راسمیک ترکیب کردن.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تحلیلگر سیستم.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

هاری.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

ازدحام، توده مردم پست.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

خرگوش دار.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

شکارچی خرگوش، مبهوت.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

بست یا مفصل کنش کاوی.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

کنش کاو، دارای کنش کاو کردن، با کنش کاو بهم پیوستن، جفت کردن نر و مادگی یاکام و زبانه لبه تخته و امثال آن.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

همگاه.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

( طب ) ترکیب دو استخوان وتکمیل استخوان واحدی.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

مافق وجود یا جوهر مادی، روحی.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

برنامه نویس سیستم.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

منبع سیستم، وسیله سیستم.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

برنامه نویس سیستم.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

برنامه نویسی سیستم.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

برنامه سیستم.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

مهندسی سیستم.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

امکانات عیب شناسی سیستم.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

منقبض ومنبسط شونده بصورت متناوب.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

تومور سفلیسی.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

سفلیس شناس، طبیب ویژه گر سفلیس، طبیب متخصص کوفت.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

نشانی مصنوع.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

نحو، علم صرف ونحو، علم ترکیب لغات.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

زبان تشریح نحو.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٢

الفاظ مترادف بکار بردن، فرهنگ لغات هم معنی را تالیف کردن.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

( synoeky ) اتحاد واتفاق، الحاق، ائتلاف، همزیستی.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

( synoecy ) اتحاد واتفاق، الحاق، ائتلاف، همزیستی.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

( کلیسا ) مربوط به شورای کلیسائی.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

توافق معانی، ارتباط مفاهیم، ربط معانی.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

وابسته به بوم شناسی گروهی، دارای عقیده به استمرار.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

( اسکاتلند ) تاکنون، تا این وقت، تاحال، قبل.