پیشنهاد‌های علیرضا ایرانی نیا (٧,٦١٥)

بازدید
٨,٨٣٧
تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

بهم پیوستگی، بهم بستگی، هم چسبی.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

هم چسب، اتصالی، متصل شده، پیوسته، بسط داده شده، ربطی.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

( syndactyle ) دارای دو یا چند انگشت بهم چسبیده.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( syndactyl ) دارای دو یا چند انگشت بهم چسبیده.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

تلفیقی.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

غش کننده، دارای حالت سنکوپ، همبرشگر.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

هم آمیزی، مخلوط کردن.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هم برش کردن، از میان کوتاه کردن، مخفف کردن، غش کردن، حالت غش یا سنکوپ پیداکردن، غشی شدن.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

همبرشی، کوتاه کننده کلمه، وابسته به همبرش یاسنکوپ.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

غشی، غش دار.

پیشنهاد
٠

مخابره همگام.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عمل همگام.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سیستم همگام.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

ماشین همگام.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تسهیم کننده همگام.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کامپیوتر همگام.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

همگام ساز.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

( =synchronous ) همگاه، همزمان، هموقت.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

( synaleopha ) ادغام دویا چند حرف صدا دار، هم آمیز.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

( synalepha ) ادغام دو یا چند حرف صدا دار، هم آمیز.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

کنیسه ای، وابسته به پرستشگاه یهود.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بی علامت، بی نشانه.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

همسگالگر، شرکت کننده در سمپوزیم، کسیکه در بزم شرکت میکند، اهل ضیافت.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شبیه محور فرعی، منحرف شونده یا ممتد درجهت محوری.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کسیکه جلسه ای را اداره میکند، سرپرست.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

همرویش، عضو پیوسته، عضو جوش خورده.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پیوسته گلبرگ.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

باهم قرینه کردن، متقارن ساختن، هم آراسته کردن.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

لیست متقارن.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تقارن، متقارن، هم آراستگی، همسازی.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نشان پرداز، نمادگر.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سیستم دو فلزی مختلط.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نشانگذاری نمادی.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

برنامه نویسی نمادی.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

منطق نمادی. منطق رمزی.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خیلی عظیم، قوی، بزرگ

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شبیه جن هوایی، شبیه سیلف، لاغراندام، زیبا و ظریف.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زبان نمادی

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

برنامه نویسی نمادی.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جدول نمادها.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نشانی نمادی.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رشته نمادی.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دستکاری نمادها.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

وحشی، غیر متمدن، جنگلی.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جنگل، احداث جنگل.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( =silva ) درختان جنگلی یک ناحیه، درخن نامه.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بشکل منطقی درآوردن، صغری وکبری چیدن، قیاس کردن، استلادل منطقی کردن.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جن هوائی کوچک، زن جوان وزیبا وباریک اندام.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

قیاسی، کسیکه مهارت در قیاس منطقی دار د.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هجا بندی، تجزیه هجائی.