پیشنهادهای علیرضا ایرانی نیا (٧,٦١٥)
نوک خواندن، نوک خواننده.
( reaction ) واکنش، عکس العمل، انعکاس، واکنشی.
دست درازی کننده، ( نساجی ) کارگر نخ تاب.
( orzra backed ) دارای پشت نوک تیز. خوک نیمه وحشی دو رگه جنوب شرقی اتازونی.
پنگوئن منقار تیغی.
( orbackzra ) دارای پشت نوک تیز.
بی شعاع، بی پرتو.
پرتو، ابریشم مصنوعی، ریون.
جهت یاب رادیوئی.
( =ravenous ) حریص در صید، طماع، کلاغ مانند، پر ولع.
( raven ) صید، شکار، طعمه شکاری، چپاول.
گوریدگی.
یغماگر، ویران گر.
موش، موش صحرائی.
قراضه، دارای صدای تق تق، لغزنده، سست، پر حرف.
مرگ موش، گیاهان سمی قاتل موش.
موش وار.
کسر گویا.
استدلال کننده.
استدلالی.
مرگ موش، موش کش.
( rath ) پیش رس، زود رس، سریع، تند، چابک، مایل.
( ratable ) مشمول مالیات، قابل تقویم، نرخ بردار.
چرخ ضامن، چرخ دندانه دار متحرک بوسیله موتور.
کنار یا لبه کشتی، سگ شکاری، علامت سفید، کشیدن.
( ratafia ) مشروب الکلی مخلوط با بادام تلخ، نان شیرینی بادامی.
( ratafee ) مشروب الکلی مخلوط با بادام تلخ، نان شیرینی بادامی.
صدای طبل، صدای سم اسب، طبل زدن.
( rateable ) مشمول مالیات، قابل تقویم، نرخ بردار.
تراش، خراش، زدودگی، خراشیدگی.
سوهان زن، ساینده.
ماکیانی، دانه خوار.
انگور زود رس، میوه یا گیاه زود رس.
( rarefy ) رقیق کردن، منبسط کردن، تصفیه کردن.
رقیق شونده.
( rarefaction ) ترقیق.
کیمیا، مرغ سعادت، چیز یا فرد نادر.
( raptatorial ) شکاری، لازم برای شکار.
( raptatory ) شکاری، لازم برای شکار.
تربچه.
سرباز اجیر و سیار ایرلندی، ولگرد.
شمشیر دودم، سخمه، سخمه زنی.
حمل و نقل سریع ( مسافربری ) .
با دستیابی سریع.
فدیه دهنده.
سرباز، افسر سربازی کرده، افسر ترفیعیافته، افسرصفی.
وابسته به وزغ، قورباغه ای، وابسته به ناحیه زیر نوک زبان.
( rangy ) کوهستانی، ولگرد، پا دراز و لاغر.
دستیابی تصادفی.
مرز، کنار، حاشیه، لبه، برآمدگی لبه طبقات سنگ، نوار، تسمه ئ آهنی، تکه دراز گوشت، بصورت نوار یا تسمه درآوردن.