پیشنهادهای علیرضا ایرانی نیا (٧,٦١٥)
شمار مدارک.
کنده ئی کردن مدارک.
به محل اولیه باز گرداندن، دوباره جمل کردن.
اعاده مجدد.
هدایت مجدد بدین مسیحی، بازگشت از گمراهی، گرایش مجدد، تبدیل مجدد پول.
تغییر حال مجدد یافتن، برای دومین بار بدین یا آیینی گرویدن، پولی را مجدداتسعیر کردن.
( reconnoiter ) شناسائی کردن، بازدید کردن، عملیات اکتشافی کردن.
توصیه آمیز.
قابل توصیه.
بازشناس، شناسنده.
خمیده، دولا.
متقابل.
برش، قطع، سرشاخه زنی، هرس، فسخ.
عود، باز گشت، بازگشت به، تکرار جنایات.
تجدید چاپ، چاپ تازه، چاپ اصلاح شده.
ضرب المثل آخوند، خدا بد ندهد، کاربرد و حکایتش چیست؟ این مثل در مورد قدرت تلقین است و وقتی بخواهیم به کسی بگوییم که تحت تاثیر شایعات و افکار عمومی قرا ...
دستگاه گیرنده، رادیو.
فقط گرفتنی.
دریافت کردنی، قابل وصول، پذیرفتنی، قابل قبول، ( در جمع ) بروات وصولی.
تجدید محاسبه.
( فیزیک ) پس دادن حرارت فلز در اثر سرد شدن.
پاسخ رد، رد کننده.
ملامت کننده.
برنامه مکرر، برنامه تکراری پخش کردن ( رادیو و تلویزیون ) .
دارای واکنش، عود کننده، پرطنین.
دوباره صحافی کردن، دوباره ملزم ساختن.
( rebecca ) ربکا، اسم خاص مونث، ربکا زوجه اسحق.
( rebec ) کمانچه سه سیمه قدیمی.
دوباره متحد کردن، دوباره معاشرت کردن.
ربودن، بزور بردن، غارت کردن، ترکیدن.
بی دلیل.
لالایی های فردوس الا لا لا تو را دارم به درگاه خدا نالم که من بچّه همین دارم هزار امّید بر این دارم هزار امّیدِ صد ساله خدا عمرش نگه داره * ا ...
معقولیت.
عقب صف.
چنگک درو.
مستقل، دارائی غیر منقول، ملک.
سیستم بلا درنگ.
ورودی بلا درنگ.
خروجی بلا درنگ.
زمان سنج بلادرنگ.
ریشه دار کردن، ریشه گرفتن، ریشه دار شدن.
شکسته شده، پوشیده شده، اشتباه شده.
عدد حقیقی.
ایستگاه خواندن.
چرخه خواندن و نوشتن.
نوک خواندن و نوشتن.
بارقه خواندن.
چرخه خواندن و ترمیم.
تپش خواندن.
انباره فقط خواندنی.