پیشنهادهای علیرضا ایرانی نیا (٧,٦١٥)
دوباره بخدمت خواندن، دوباره استخدام کردن.
شماره حلقه.
دوباره ساختن، تجدید کردن.
کلید یا جا انگلشتی آلات موسیقی بادی.
بز کوهی آفریقائی.
یکنوع آلت موسیقی بادی.
لوله یا نای آلات موسیقی بادی.
فاسد، بدبو، ترشیده.
ورود مجدد، دخول مجدد، تملک مجدد.
باز پژواک، دوبار منعکس شدن ( صدا در کوه و غیره ) .
واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : دلپُری ، دیلپُری. دلخوشی، قابل اعتماد، باور، تکیه گاه. مثال: من یگان دلپری ندارم که به این منزل بیایم، یا: برای ...
وابسته بخانواده نیم بالان خون آشام ( مثل کنه و غیره ) .
تکراری.
دو برابر کردن، تکرار کردن، دوچندان، نسخه دوم، المثنی.
بررسی افزونگی.
( reduction ) اختصار، تبدیل، کاهش، تقلیل، احیا، احاله.
دیاستازی که موجب تقلیل و حل گردد.
تولد تازه یافته، زندگی نو یافته.
تجدید شونده، دوباره مستقر شونده، دوباره درست کردن، دوباره بر قرار کردن، تجدید کردن، دوباره یکی شدن.
از منطقه ای به منطقه دیگر اعزام داشتن، نقل و انتقال دادن.
اهدا مجدد، تقدیم مجدد.
مشورت، پند، تدبیر، مشورت دادن، حدس زدن، هدایت کردن، واقعه، جریان، وقوع، مصلحت.
سرباز انگلیسی ( بویژه در جنگ استقلال آمریکا ) .
درست کردن، مرتب کردن، رهاساختن.
توبیخ کردن، متهم ساختن، تکذیب کردن.
سردبیر.
( =bloodworm ) کرم ریز سرخ رنگ ( Tubifex ) .
سهره سرخ رنگ آمریکائی.
عیب گرفتن، تصحیح کردن.
بلوط دم دار.
گل اخری.
سرخ پوست آمریکائی.
( recusancy ) سرپیچی، امتناع از حضور در مجالس عبادت.
برگشته کردن، کج کردن.
بانوی کشیش بخش.
مقام ریاست دانشکده یا آموزشگاه، ریاست بنگاه مذهبی.
خانه کشیش بخش، درآمد کشیش بخش.
قابل تصحیح یا جبران.
اتهام متقابل وارد کردن، دعوای متقابل طرح کردن، دوباره متهم ساختن.
لالایی های شاهرود لالا لالا لالا لایی گُلم رفته به ملاّیی گُلم رفته که ملاّشه دل مادر تسلاّشه * لالا لالا حبیب من به درد دل، طبیبِ من چنین طف ...
رویه ترمیمی.
قابل جبران.
نوک ضبط.
ناحیه ضبط.
خطای ضبط.
تراکم ضبط.
درازای مدرک.
مدیریت مدارک.
طرح بندی مدرک.
نوک ضبط.