پیشنهاد‌های علیرضا ایرانی نیا (٧,٦١٥)

بازدید
٨,٨١٦
تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

مقاوم، سرسخت.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

مقاومت، مخالفت.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : باغ و راغ. باغات و عموما دشت و مرغزار مردم نشین را میگویند. از واژگان کهن پارسی است. مثال در گویش: در گرداگرد ش ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

اصطلاح فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : چشم راغ رفتن. مثال در گویش: خواب زیر کرده است، چشمانش راغ میرود. شاید منظور این باشد که چشمانش خواب آلود و تن ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : راغ - سوراخ، جای وسیع و گشاده. در پارسی کهن اغلب واژه راغ در کنار دشت بصورت ( دشت و راغ ) در ادبیات فراوان داری ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : راشید، و راشو. این واژه اگرچه کمی عجیب استفاده میشود، لیکن فعل امر است و شکلهای دیگری ندارد. به معنی آماده شوید ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : راست استادن، و راس استادن. به پای ایستادن. راس ( ت ) نه ایستید، شنید [بنشینید] . در عبارت و گفتگوی ها پرکاربرد ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٢

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : تگ یعنی بیخ، بن، پایین، ته. امیر خسرو این واژه را برای پایان نیز آورده: در تگ آبش ز صفا ریگ خرد کور تواند به د ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : تارسکی یعنی سیلی. مثال در گویش: راس به تگ ( بیخ، بن ) گوشش یک تارسکی ( سیلی ) فراورد ( زد، فرود آورد )

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : شنید، امر به نشستن، یعنی بنشینید. مثال در گویش: راس ( ت ) نه ایستید، شنید [بنشینید]

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : راست، راس. متضاد چپ. از کلماتی است که هنوز پرکاربرد است و فقط گاهی ت آخر آن همانند گویش خودمان محذوف میشود. مثا ...

پیشنهاد
٠

اصطلاح فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : راست برآمدن گپ - یعنی درست در آمدن گفته و حرف. مثال در گویش: به شما گفته بودم وی آدم خوب نیست، گپم راست برامد ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : دینَه - Dina، یعنی دیروز، روز گذشته. از واژگان اصیل پارسی است که هنوز در کشورهای جدا شده از ایران عزیز استفاده ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : دوس رو - یعنی زیبا، خوش سیما. مثال: دختر چیتان ( دختر چه تان ) دو سرو ( یا: دوس رویگک ) شده است. این واژه از دو ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تجدید کننده.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قابلیت تجدید.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قابل ارائه.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

با خصومت روبرو شدن، مقابله کردن، مصاف.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

با خصومت روبرو شدن، مقابله کردن، مصاف.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اجر دهنده.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حرکت دوری، حرکت مجدد.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دوباره بالا رفتن، برگشتن، دوباره سوار کردن.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ایستگاه دور دست.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ادخال کار از دور.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پیشانه دور دست.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ماهی چسبنده.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نکوهشگر.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دوباره معادل پول شناختن، پول سازی کردن، دوباره رایج کردن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پرداخت کننده.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بخشش، عفو، آمرزش، گذشت، پرداخت.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پرداخت، انتقال، ارسال وجه

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اعماد کننده، متکی.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مسابقه برگشت.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ازدواج مجدد، تجدید فراش.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مانده، تتمه. مغناطیس پس ماند.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دارای نفرات تازه کردن، مردانگی کردن.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مخالف کردن، مقابله کردن، بی میلی کردن.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( برق ) مقاومت ویژه مغناطیسی، واکنش نفوذ پذیری مغناطیسی.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

روشن کردن، برافروختن، مشتعل کردن.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بی میلی، اکراه، بیزاری، مخالف، مقاومت مغناطیسی.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ضریب جابجائی.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بازکننده جابجاساز.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

روال جابجاپذیر.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

برنامه جابجاپذیر.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نشانی جابجاپذیر.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

برنامه جابجاپذیر.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جابجاپذیر.

پیشنهاد
٢

لالایی های درگز لالا لالا که لالات میکنم من نگاه برقد و بالات میکنم من لالا لالا که لالات بی بلا باد نگهدار شب و روزت خدا باد . لالا لالا عزیز ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٢

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : دَهَن کَلان - شخص با نفوذ، دارا، خودستا. مثال: این کس از دهن کلانهای ده ما هستند، وی آدم دهن کلان، هر کس را پسن ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : دَووغیج - Davuej، تقلا، تلاش، تکاپو، تک و دو، تردد. مثال: تادووغیج نکنید، این حجت را به دست آورده نمیتوانید، یک ...