راست استادن

لغت نامه دهخدا

راست استادن. [ اِ دَ ] ( مص مرکب ) رجوع به راست ایستادن شود.

پیشنهاد کاربران

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : راست استادن، و راس استادن. به پای ایستادن. راس ( ت ) نه ایستید، شنید [بنشینید] . در عبارت و گفتگوی ها پرکاربرد است. مثال در گویش: راس آمده پیش دخترش ششت، راس به تگ
...
[مشاهده متن کامل]
( بیخ، بن ) گوشش یک تارسکی ( سیلی ) فراورد ( زد، فرود آورد ) ، به یگان طرف نگشته راس رفتن گیرید، از پیش باغ می برایید.