پیشنهادهای علیرضا ایرانی نیا (٧,٦١٥)
واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : رَسوایو رّد - rad Rasvoyu، معادل رسوای عالم، شخص بی آبرو، بی هنر و مطرود مردم. مثال در گویش: وی یک سال باز رسوا ...
واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : ردِ معرکه، یعنی مطرود مردم، شخصی را که در میان مردم بی آبرو و رانده شده به جمعیت او را راه نمیدهند، آنرا رد معر ...
واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : رَستَه Rasta - معادل ردیف، دکانهای به هم پیوسته در کوچه و در بازار. در برهان به صورت راسته آمده است که اینک تغی ...
نقشه کشیدن، بمقیاس کوچکتری ترسیم کردن.
لغو یا فسخ کننده.
قابل فروش مجدد.
فروس مجدد، حراج مجدد.
خفاش، شبکور.
سزا، تاوان.
ضرورت، لزوم.
نماز میت.
کوسه ماهی درنده.
علامت درخواست.
اعتبار، نیکنامی، اشتهار، قابلیت اشتهار.
رد کننده، منکر.
منکر.
جمهوری کردن.
تجدید چاپ، انتشار مجدد.
خزنده، کشاله کش.
دوباره تولید کننده، تجدید کننده. تکثیر کننده.
مردود، فاسد.
ملامت کننده.
لالایی های چناران سر کوه بلند، نی میزنم مو شتر گم کرده ام، رَد میزنم مو شتر گم کرده ام، شتر شاهی چنان نی میزنم، دلبر کجایی . خدایا دل ندارم، دل ...
بصورت اصلی برگرداندن، دوباره بکر کردن.
تعلیق مجازات.
واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : زیتیر کردن - Zitir، یعنی تحت فشار گذاشتن، اصرار کردن، مجبور کردن یا به کاری با زور وادار ساختن. مثال: آمده زیتی ...
لالایی های خاف اللّه مدد، اللّه مدد یا غوص ربّانی مدد تربت بود مقام تو از عرش آید نام تو یا ژنده پیل، پیل خدا یا احمد جامی مدد . لالا لایی گل ...
قابل عرضه.
ودیعه گذاردن، سپردن، جابجا کردن.
گزارشی.
گزارش نویسی.
گزارش دادنی.
برنامه گزارش.
گزارش زائی، تولید گزارش.
گزارش زا، مولد گزارش.
پاسخ دهنده.
درخواست تجدیدنظر، استیناف.
دستوالعمل تکرار.
دوباره مسکون ساختن.
توبه کار.
دافع، زننده.
حالت دفع، دفع شدنی.
اعشاری مکرر.
کسر مکرر.
اسلحه خودکار.
تکرارکن. . . تااینکه.
لغو کننده.
جبرانی.
مدت تعمیر.
باز نو سازنده، بدعتکار.