پیشنهاد‌های علیرضا ایرانی نیا (٧,٦١٥)

بازدید
٨,٨١٢
تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : زارَه، زارا - Zoro Zora، یعنی شاید، بلکه. مثال در گویش: این قدر دلتنگی نکن زاره حاضر آمده ماند، زارا یگان دوختو ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : زَپ - Zap، یعنی مفت، رایگان. این واژه در اصل زب بوده است و در برهان چنین شرح یافته است: به معنی رایگان است و آن ...

پیشنهاد
١

اصطلاح فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : زاری کردن - التماس نمودن، التجا کردن. مثال در گویش: بیچاره چه قدرها زاری کرد به گوش هیچ کس ندرامد، چه قدر زار ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : زار مانده - این تعبیر هر چند از واژه زار به معنی خوار و زار است، اما در استعمال مردم معنی اصلی اش را ندارد، بلک ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : زار شدن _ نیازمندی، محتاجی. مثال در گویش: به یک پارچه ( تکه ) نان زار شده ماند، به دیدارش زار شده ماندم. در سمر ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : رَه - Rah، یعنی مرتبه، بار، دفعه. مثال در گویش: دو ره آب آورده بود که همه جا سیراب شد، باز سه چار ره کشانیتان، ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : زار شدن _ نیازمندی، محتاجی. مثال در گویش: به یک پارچه ( تکه ) نان زار شده ماند، به دیدارش زار شده ماندم. در سمر ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : روی نشدن. شرم کردن، جرئت ننمودن، میل نکردن. مثال در گویش: رویم نشد که از وی پول پرسم، شما را با خود آوردنی بوده ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : رویِ نادید - قهر کردن، از هم ترک علاقه کردن و قطع نمودن روابط دوستی و خویشاوندی. مثال در گویش: دو برادر بالای م ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

رمز بازیابی.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

آزمایش مجدد، محاکمه مجدد.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

دوباره مخابره کردن، دوباره فرستادن.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

عقبی، پسین خلفی.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

مخابره مجدد، ارسال مجدد.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

قابلیت انقباض. قابلیت منقبض شدن.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

شبکه وار، مشبک، زنبوری.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

شبکه بندی.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٢

( reticence ) خاموشی، سکوت، کم گوئی.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

عضله نگاهدارنده، عضله ماسکه.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

در معرض رطوبت قرار دادن، خیس کردن، خیساندن.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

حیات بخش.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

تاقباز، برپشت، بی حس، بی عاطفه، بی حال، سست، به عقب برگشته.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

وارونه.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژگونی، خمیدگی، وارونه بودن.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٢

پس دادن، بحال اول برگرداندن، اعاده کردن.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

نقطه باز آغازی.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شرط بازآغازی.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دستور المل بازآغازی.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جوابگوئی، پاسخ، مجلس مناظره، آزمون مقدماتی.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( resplendence ) درخشندگی، جلوه، شکوه، تلالو.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دستگاه تنفسی.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قابل تنفس.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بازستانی منابع.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

صمغی.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تبدیل به صمغ یا رزین کردن، صمغی شدن.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( resin ) صمغ کاج، انگم کاج، راتیانه، رزین، صمغ، با صمغ پوشاندن.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عدول کننده، ارتجاعی.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تفاضل، باقیمانده، پسمانده، رسوب، تفاله.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مغناطیس پس ماند.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نرخ خطای پس مانده.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مقیم.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

برنامه مقیم.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قطعه مقیم.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حمل مجدد.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

باز نشانش به صفر، صفر کردن.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چرخه باز نشانی.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پایانه بازنشانی.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

پژوهشگر، محقق.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : روی راس . واژه اصیل پارسی روی راست و آشکارا، در معرض عموم. مثال در گویش: روی راس گپ زدن گیرید. یعنی روی به طرفی ...

پیشنهاد
٠

اصطلاح فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : روی را مَه ندیدن - در مورد کسی که از دیگران برتری و افضلیت ندارد، گفته میشود و حالت طعن و ملامت دارد. مثال در ...