رِت - ی - سِن - سی ( تکیه روی "رِت" )
🔸 معادل فارسی:
• ( کهن ) سکوت، خاموشی
• ( رفتاری ) کم حرفی، کم گویی، اهل سکوت بودن
• ( شخصیتی ) درونگرایی، محتاط بودن در بیان عقیده
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
"His reticency about his wartime experiences was mistaken by his colleagues for a lack of emotion. "
سکوت و خودداری او در مورد تجربیات دوران جنگ توسط همکارانش به عنوان کمبود احساسات اشتباه گرفته شد.
"The committee was frustrated by her reticency; she would listen for hours but rarely offered her own opinion. "
کمیته از کم گویی او دلسرد شده بود؛ او ساعت ها گوش می کرد اما به ندرت نظر خود را ارائه می داد.
"In an age of social media oversharing, his old - fashioned reticency seemed almost strange. "
در عصر به اشتراک گذاری بیش از حد رسانه های اجتماعی، کم حرفی قدیمی او تقریباً عجیب به نظر می رسید.
( reticence ) خاموشی، سکوت، کم گوئی.