واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : روی راس . واژه اصیل پارسی روی راست و آشکارا، در معرض عموم. مثال در گویش: روی راس گپ زدن گیرید. یعنی روی به طرفی نگردانیده راست به من، یا به همه نگاه کرده حرف بزن،
... [مشاهده متن کامل]
... [مشاهده متن کامل]
یا: نان را راس کردن. وقتی خمیر برای نان آماده میشود آن را به شکل گرده ( کلوچه ) در آورده تا به تنور زده باز نیم ساعت نگاه میدارند. همین عمل کار نان پزی را هم، نان را راس کردن میگویند، یعنی نان را بصورت گرده و متناسب در آوردن. در سمرقند به مناسبت عید، جشن یا معرکه شادی لباسهای تازه و نو و گوشواره و مرجان و زر و زیور پوشیده می برآیند ( آراسته میکنند ) . اینک همین کار را ( راس کردن، راس کرده بر آمدن ) میگویند. مثال: بچه هایش را روز عید راس کنانده بر آمده است، امروز زاد روز پسرم گفته راس کردم دیَه. احتمال میرود که راس کردن شخص آراستن، و معنای، بصورت خوب و متناسب در آوردن باشد.