resillient


عدول کننده، ارتجاعی

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• ( روانشناسی ) تاب آور، Resilient ( واژه ی تخصصی رایج )
• توانمند در برابر سختی ها، بازگشت پذیر به حالت اول
• دارای قدرت بازیابی، انعطاف پذیر در برابر فشار
• ( مهندسی/مواد ) مقاوم در برابر ضربه و بازگشت به شکل اول
...
[مشاهده متن کامل]

🔸 مثال ها:
"A resilient economy can absorb shocks like a rise in oil prices without collapsing into a recession. "
یک اقتصاد تاب آور می تواند شوک هایی مانند افزایش قیمت نفت را بدون فروپاشی به رکود تحمل کند.
"She is one of the most resilient people I know; no matter what life throws at her, she always finds a way to bounce back. "
او یکی از تاب آورترین افرادی است که می شناسم؛ مهم نیست زندگی چه چیزی به سمتش پرتاب کند، همیشه راهی برای بازگشت پیدا می کند.

عدول کننده، ارتجاعی.