پیشنهاد‌های علیرضا ایرانی نیا (٧,٦١٥)

بازدید
٨,٨١١
تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

از واژگان دری پشتوی هراتی کنونی، کارت هویت: کارت ملی

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

از واژگان دری پشتوی هراتی کنونی، څارنوال: دادستان

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

از واژگان دری پشتوی هراتی کنونی، شاروالی: شهرداری

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

از واژگان دری پشتوی هراتی کنونی، رخصتی: مرخصی

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

از واژگان دری پشتوی هراتی کنونی، میدان هوایی: فرودگاه

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

از واژگان دری پشتوی هراتی کنونی، چپرکت: تخت

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

از واژگان دری پشتوی هراتی کنونی، پوهنتون: دانشگاه

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

از واژگان دری هراتی کنونی، پوهنځی: دانشکده

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : زیق - Ziq دلتنگ، بی دل و دماغ. مثال در گویش: روزها در خانه تنها ششته زیق شدم، کارهای ناشایسته برادرش را دیده زی ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : زَوَنچه - Zavancha محکم، مستحکم، جدّی. مثال در گویش: کار را زونچه کرده گرفتیم، سردار نوآمده همه را زونچه کرد. ا ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : زُورَه - Zura فشار و شدت و بالا گرفتن ( بیشتر به نسبت درد بیماران مستعمل است ) . مثال در گویش: درد زوره کرد، شب ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : زُوالَه بتون - butun Zuvalayi زَواله در گویش سمرقندیان بصورت زُواله، یعنی چانه خمیر نان، یک گلوله خمیر است که ا ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : زَمبَر - Zambar از خیمچَه، یعنی شاخه و نوده های بید باردانی بافته از دو طرفش دسته گذرانیده پس دو نفر از این دست ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زنده سازی، بهوش آوری، نیرو بخشی.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رمق تازه دهنده.

پیشنهاد
٠

لالایی های تهران لالا لالایِ لالایی گُلم رفته به ملاّیی تو ملاّیی کلانش کن به مکتب ها روانش کن کلام اللّه بغل گیره سر راه پدر گیره لالا لالا گ ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

باز جان بخشی، تجدید حیات، رونق تازه، بهوش آوردن.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مرور، تجدید نظر.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قابل تجدید نظر.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ناسزا گوئی.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ناسزاگو، فحاش.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

دوباره غذا یا خواربار تهیه کردن.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

دوباره ( جامه ) پوشاندن، سنگ چین کردن.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

( reverie ) خیال واهی، خیال خام.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

جامه روحانی پوشیدن، روکش کردن، دوباره گماشتن.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

حکم اعاده وضع.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

( reversional ) رجعی، رجوعی.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

دارای حق رجوع.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

( reversionary ) رجعی، رجوعی.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

پیشقدر معکوس.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

طنین انداز.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

مامور مالیاتی.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

پرانعکاس.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

خوشگذران، عیاش.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

وحی دهنده، افشاء کننده.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

الهام، مکاشفه.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

قابل مکاشفه.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

برنامه قابل استفاده مجدد.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

با بازگشت به صفر.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

رمزبازگشت.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

بطرف پائین و عقب خم شده.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

دوباره واگذار کردن، ( طب ) از سطح خارج بداخل نفوذ کردن، ( درمورد مرض ) عمقی شدن.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

( retroflexion ) برگشتگی.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : زُوم - Zum یک رو ( پررو ) ، کپ نادرا ( حرف گوش نکن ) ، دروندار ( موذی و تودار و آبزیرکاه ) . مثال در گویش: این ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : زُولال - Zulol صاف و شفاف، زلال. مثال در گویش: آسمان امروز صاف و زلال، آب جویهای تیره ماه زُولال میشود. این واژ ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : زَفت - Zaft یعنی طاقت، ثبات. مثال در گویش: این گپ ( حرف ) های بیهود را زفت من ( یا: زفتم ) نمیبردارد. این واژه ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : زَف کردن kardan - Zaf، یعنی سست شدن، دلتنگ گشتن. مثال در گویش: چنان گپ ( حرف ) را دراز کرد که دلهام ( دلهایم ) ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٢

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : زَرَنگ - Zarang، یعنی زمین سفت و سخت. مثال در گویش: این زمین زرنگ را شدگار [شیار] کردن دشوار است. این واژه استع ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : زَرَنگ - Zarang، یعنی زمین سفت و سخت. مثال در گویش: این زمین زرنگ را شدگار [شیار] کردن دشوار است. این واژه استع ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : زارَه، زارا - Zoro Zora، یعنی شاید، بلکه. مثال در گویش: این قدر دلتنگی نکن زاره حاضر آمده ماند، زارا یگان دوختو ...