زف کردن

پیشنهاد کاربران

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : زَف کردن kardan - Zaf، یعنی سست شدن، دلتنگ گشتن. مثال در گویش: چنان گپ ( حرف ) را دراز کرد که دلهام ( دلهایم ) زف کرد، شب و روز از خانه نمی برایم، دلهام زف کرد. اصل این کلمه ضعف عربی است که به معنی سستی و دلتنگی می آید.