واژه زیق

پیشنهاد کاربران

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : زیق - Ziq دلتنگ، بی دل و دماغ. مثال در گویش: روزها در خانه تنها ششته زیق شدم، کارهای ناشایسته برادرش را دیده زیق میشود. از این واژه زیقّی Ziqqi مشتق میشود به معنی
...
[مشاهده متن کامل]
بی دل و دماغی، اندوه و غیره، مثلاً: مادرم زیقّی را برداشته نمیتوانند، این زیّقی ها آخر آدم را کسل ( بیمار ) میکند. این واژه در اصل از ضیق عربی است به معنی تنگی و نامساعد بودن کار هم آمده است.