reprieval


تعلیق مجازات

انگلیسی به انگلیسی

• respite from a sentence, delay or commutation of a punishment (esp. death sentence)

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• ( حقوقی ) تخفیف و تعلیق مجازات ( به ویژه مجازات اعدام )
• مهلت، تنفس موقت ( پس از یک دوره فشار یا خطر )
• فرصت دوباره، دستوری برای توقف اجرای حکم
• ( مجازی ) وقفه در شدت چیزی، آرامش موقت
...
[مشاهده متن کامل]

🔸 مثال ها:
"The judge granted a reprieval to the condemned man after new evidence was presented. "
قاضی پس از ارائه شواهد جدید، به آن محکوم به اعدام تعلیق مجازات ( مهلت ) داد.
"For the exhausted climbers, finding the cave was a welcome reprieval from the biting wind. "
برای کوهنوردان خسته، پیدا کردن غار یک تنفس ( آرامش ) موقت خوشایند از باد سوزان بود.
"The company got a financial reprieval when the bank agreed to extend the loan deadline. "
شرکت زمانی که بانک با تمدید ضرب الاجل وام موافقت کرد، یک مهلت مالی ( فرصت دوباره ) پیدا کرد.

تعلیق مجازات.