🔸 معادل فارسی:
• کوسه ( Shark )
• ( به صورت استعاری ) آدم طماع، فرصت طلب یا سودجو
🔸 مثال ها:
• The divers spotted a large requin near the reef.
غواصان یک کوسه بزرگ را نزدیک صخره مرجانی مشاهده کردند.
... [مشاهده متن کامل]
• In old nautical writings, the word "requin" was often used instead of "shark. "
در نوشته های دریانوردی قدیمی، واژه �requin� اغلب به جای �shark� به کار می رفت.
• Some businessmen were described as requins because of their ruthless tactics.
برخی تاجران به دلیل روش های بی رحمانه شان �requins � یا افراد سودجو توصیف می شدند.
• کوسه ( Shark )
• ( به صورت استعاری ) آدم طماع، فرصت طلب یا سودجو
🔸 مثال ها:
غواصان یک کوسه بزرگ را نزدیک صخره مرجانی مشاهده کردند.
... [مشاهده متن کامل]
در نوشته های دریانوردی قدیمی، واژه �requin� اغلب به جای �shark� به کار می رفت.
برخی تاجران به دلیل روش های بی رحمانه شان �requins � یا افراد سودجو توصیف می شدند.
کوسه ماهی درنده.