واژه رسته

پیشنهاد کاربران

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : رَستَه Rasta - معادل ردیف، دکانهای به هم پیوسته در کوچه و در بازار. در برهان به صورت راسته آمده است که اینک تغییر کرده، و راسته برای هر چیز دیگری هم هست، مانند راسته دندان، راسته بازار و خانه هایی که در یک صف واقع شوند، و رسته به معنی صف دکانها یا عموما بازار در یک بیت انوری هم آمده:
...
[مشاهده متن کامل]

ای نفس به رسته قناعت شو
کانجا همه چیز نیک ارزان است
در سمرقند، گاهی تای اضافه، ( ه ) حذف و با تِ مکسور تلفظ میشود. مانند رستِ زرگران، رستِ نو. در اسرارالتوحید بصورت راست با همین معنی آمده: و این یک نیمه از راست بازار شهر نیشابور بود. در سمرقند چنین تعبیری هست: کوچه [خیابان] از ماشین و عرابه و آدم پر، رَه و رسته نیست. در این جا رسته به آن معنی گفته شده نیست، بلکه در اصل رهِ رستن یعنی راه رهایی، گرچه لغتنامه خودشان اشتباها راه برامدن، و گذشتن ذکر کرده است و گفته راه و رسته تحریف شده است. در پارسی رُستن برای رشد و رَستن برای رهایی و آزاد شدن استفاده میشود.