پیشنهاد‌های علیرضا ایرانی نیا (٧,٦١٥)

بازدید
٨,٨٣٤
تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( rancher ) دام دار، گله دار، چوپان. ( ranchman ) گله دار، دام دار.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( ranchero ) گله دار، دام دار.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( ramulous ) شاخه شاخه.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( ramulous ) شاخه شاخه.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شاخ قوچ، قسمتی از استحکامات خندق، تور ماهیگیری، قلاب جرثقیل.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گلپر، گلپرایرانی، گل استکانی.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پرهیاهو، خودسر و خروشان.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( ramose ) پرشاخه.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( ramekin ) خوراک مرکب از خرده نان و پنیر و تخم مرغ.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تراشه، قسمت یا جزئ بسیار ریز.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( = ramadan ) ماه رمضان ( عربی ) ، ماه صیام.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( ج. ش. ) وابسته به آبچلیک، شبیه آبچلیک.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( طب ) خس خس، صدای خس خس.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( rakehell ) هرزه، پست، فاجره، فاحشه، بدکار، اهل فسق.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( rakehelly ) هرزه، پست، فاجره، فاحشه، بدکار، اهل فسق.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( هندوستان ) راجا، امیر یا پادشاه، فرمانروا.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شستشوی چیزی بوسیله باران، شسته شده بوسیله باران.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

لباس بارانی.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ناودان.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( rainstorm ) باد و باران، باران شدید، باران توام با توفان.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عایق باران، ضدباران کردن.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

باران سنج، وسیله سنجش میزان بارندگی.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کارگر راه آهن.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سرزنش کننده، طعنه زن.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

موسیقی ضربی، ضرب و رنگ ( reng ) در موسیقی.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کهنه و ژنده جمع کن.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سنگ را شیار دار کردن، یکی از شیارهای سنگتراشی، ریزه، پاره.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پالتو آستین گشاد سبک و فراخ.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نشان گذاری مبنائی.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ممیز، نقطه مبنا.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

متمم مبنائی.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شعاع انحناء.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بردار شعاعی.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( radiotelegraph ) تلگراف رادیوئی کردن، تلگراف بی سیم.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تلفن بی سیم.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

استرونتیوم رادیو اکتیو، استرونیتوم.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دارای اضلاع یا شعاع های متقارن.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رادیو متر، شعاع سنج، تشعشع سنج.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

درجه نفوذ اشعه مجهول، نفوذ پذیری اشعه مجهول.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ایجاد شده در اثرتشعشع.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پخش و سخن پراکنی بوسیله رادیو.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

توسط رادیو گستردن.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

امواج الکترو مغناطیسی رادیو، موج رادیو.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بسامد رادیوئی.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پیوند رادیوئی.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

علامت جذر.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : دل بیجا شدن _ خراب شدن معده تا حالت قی کردن. مثال: طعام را خوردم و دلم بیجا شد، تب بچه بلند، دلش بیجا، هیچ چیز ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : دل بودن - و دیل بودن. خواهش داشتن، مایل بودن. مثال: از اول دل بود گویید، برای همین به دیدن آن کس آمدید، به این ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : دل بودن - و دیل بودن. خواهش داشتن، مایل بودن. مثال: از اول دل بود گویید، برای همین به دیدن آن کس آمدید، به این ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : دَکّه خوردن - Dakka . مثال: سرم به ستون دکه خورد، یا: پایش به سنگ سخت دکه خورد. در گویش سمرقندیان دکه خوردن و م ...