پیشنهاد‌های علیرضا ایرانی نیا (٧,٦١٥)

بازدید
٨,٨٢٠
تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : دلتنگ - یا دیلتنگ، را اینگونه استفاده میکنند: شما کسی دیلتنگ هستید، به هر چیز خفه میشوید ( میرنجید ) ، دیلتنگی ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : دل ریختن - یا دیل ریختن، یعنی سخت گرسنه شدن، زیادی گرسنه شدن، از گرسنگی ضعف کردن. مثال: دلم ریخت، زودتر خوراک ب ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : دل ریختن - یا دیل ریختن، یعنی سخت گرسنه شدن، زیادی گرسنه شدن، از گرسنگی ضعف کردن. مثال: دلم ریخت، زودتر خوراک ب ...

پیشنهاد
٠

اصطلاح فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : اصطلاح دل بی حضور شدن - یعنی حالت تهوع، خراب شدن وضع معده، شکم یا دل. مثال: از بوی ناخوش کوچه دلم بی حضور شد. ...

پیشنهاد
٠

لالایی های دزفول اوّل اِنّا فَتَحنا باد یارت صراط المستقیم بادا حفاظت صراط المستقیم، سی جزء قرآن که او باشد حصار اندر حصارت . گل گفت که من مذهب ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : دلپُری ، دیلپُری. دلخوشی، قابل اعتماد، باور، تکیه گاه. مثال: من یگان دلپری ندارم که به این منزل بیایم، یا: برای ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

درازای ثبات.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گنجایش ثبات.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( regionalist ) منطقه ای، ناحیه گرای.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شبکه منطقه ای.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نشانی منطقه ای.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مرکز منطقه ای.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٤

لباس متحدالشکل نظامی، ملبوس هنگی.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٢

تکرار کننده باززا.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٢

انباره باززا.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

نگاه کننده به عقب، ملاحظه کننده، با ارزش.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

انجماد مجدد.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

باززائی، تولید مجدد، تجدید نیرو، تولد تازه، نوزائی.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

شکافته، شکافدار.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٢

روگردان، رد کننده.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

شکستنی بودن، قابلیت انکسار، انکسار پذیری.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

قابل انکسار.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

حالت انکسار.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

انکسارسنجی.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

اصلاح پذیر.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

قابل انکسار، انکساری، انحراف، پیچیدگی.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

دوباره جعل کردن، دوباره بر سندان کوفتن.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

مجددا درخت کاری کردن، جنگل تازه اجداث کردن، احیای جنگل کردن.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

تجدید حیات کردن، بخود آوردن، بهوش آوردن، جان بخشیدن، رمق تازه یافتن.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٢

از نو فرمول بندی کردن، از نو سازمان دادن به.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

شکوفائی، مجدد، غنچه آوری مجدد.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

برگشت، فروکش.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

کمان بازتاب.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

( reflective ) بازتابنده، منعکس سازنده، صیقلی، وابسته بطرز تفکر، فکری.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

بازتاب سنج.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

رنگ و روغن کار.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

( ezreflectori ) مجهز به بازتابنده کردن، ایجاد انعکاس کردن.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

زمان مرجع.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

( درمورد مبل ) روکاری تازه کردن، صیقل یا رنگ و روغن تازه دادن به.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

نمونه مرجع.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

نشانی مرجع.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

زبان مرجع.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

نقطه باز گذشت.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

امتناع کردن، سر پس زدن اسب، دود زدن ماهی و غیره، پوسیدن.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

نیروی مجدد دادن، با مشروب یا خوراک تجدید قوا کردن، سد جوع و تجدید نیروکردن.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

برنامه بازگذشتی.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

برنامه قابل بازگذشت.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

دخول مجدد.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

بازگشتی، چند دخولی.

پیشنهاد
١

لالایی های سبزوار لالا لالا گل نارُم عزیزم غمخور مارُم [مادرم] لالا لالای گهواره تو را مولا نگه داره لالا لالا گُل پسته بخواب آهسته آهسته لالا ل ...