پیشنهادهای علیرضا ایرانی نیا (٧,٦١٥)
سیستم ناظر.
روال ناظر.
علائم نظارتی.
برنامه ناظر.
حالت نظارت.
کنترل نظارتی.
درخواست ناظر.
فراخوانی ناظر.
اتفاق ناگهانی.
غیر مترقبه، غیر منتظره.
فوق العاده ظریف، بسیار ناقلا، زرنگ.
ظرافت فوق العاده، زرنگی بسیار.
رولایه، ابر لایه، طبقه خیلی بالا، ( ز. ش. ) طبقه فوقانی.
لغو سازنده.
ماوراء محسوسات، روحی، روانی، ماوراء عالم حواس.
فوق العاده حساس، حساس شده، حساس.
( =supersensible ) مافوق احساس.
لغو کننده، جانشین.
عنوان روی پاکت، عنوان نوشته روی چیزی، توضیح، آدرس، نشانی روی نامه، ظهرنویسی.
روی چیزی حک کردن یا نوشتن، روی صفحه ای گراور کردن.
منطبق کردن با، قرار دادن ( روی ) .
ماورای جسم، ماورای عالم مادی، ابر جسمی.
قابل انطباق.
فلسفه ماورائ طبیعه.
آسمانی، علوی، بلند، وابسته بعالم بالا، بهشتی.
واقع درفوق، فوقانی.
بطور برتر.
دادگاه عالی، دادگاه تمیز.
( superintendency ) ریاست، مدیریت، نظارت، مباشرت، سرپرستی.
( superintendence ) ریاست، مدیریت، نظارت، مباشرت، سرپرستی.
لالایی های طبس الا لالا گُلِ پونه سگو آمد درخانه کیشش کردم بدش آمد نونش دادم نمی ستانه برو بر بام همسایه بگیر بچه ی همسایه که ما بچه همین داری ...
دارای فشار زیاد، فشاری، خمیده، از بالا.
قابل اضافه، قابل تحمیل، قابل تزاید، اضافه شدنی.
کهکشان بزرگ، ابر کهکشان.
فوق گروه.
تکرار مرتب ومداوم موضوعی درسخن، تصریح.
لقاح دویاچند تخم در یک تخم ریزی.
بس پردازی، انجام کاری بیش از حد وظیفه، افراط در انجام وظیفه، زیاده روی درکار، خوش خدمتی.
ابر پایگی، ارج، رفعت، علو مقام.
ابر پایه، بسیار بلند، برجسته، فوق العاده برجسته.
برتر، منزه، خارج از جهان مادی.
مباشر کارهای بازرگانی وفروش کالا در کشتی.
بیش از حد لزوم اضافه کردن، سربار کردن، باز افزایش.
بیش از حد لزوم اضافه کردن، سربار کردن، باز افزایش.
قضیه کلی مورد استدلال.
مغلوب شدنی، تفوق یافتنی، فائق شدنی.
وافر بودن، بوفور یافت شدن، بیش از حد بودن.
آفتاب گیر، منور از نور آفتاب.
کنف بنگالی.
بی نور، بی آفتاب.