پیشنهادهای علیرضا ایرانی نیا (٦,٦٤٨)
همراهی، دوستی، اتحاد، یگانگی، همبستگی.
لیموناد فروش.
( soda fountain ) بیسکویت دارای سودا وشیر ترش.
( soda biscuit ) بیسکویت دارای سودا وشیر ترش.
ماهی خوراکی ریز شمال کلمبیا.
( sockdolager ) ضربت قاطع، اتمام حجت، جواب.
رئیس دفتر.
دارای عقیده سوسیالیستی، اجتماعی، دارای افکار اجتماعی، در فکر جامعه.
بیمه اجتماعی.
سوسیال دمکرات.
دمکراسی اجتماعی، آزادی اجتماعی.
مستاجر.
( socage ) ( قرون وسطی در انگلیس ) سیستم اجاره زمین در مقابل خدمت.
( soccage ) ( قرون وسطی در انگلیس ) سیستم اجاره زمین در مقابل خدمت.
جدی، موقر، نجیب، فروتن درحال هوشیاری.
شخص جدی وموقر.
پرواز کننده، رافع، صاعد.
صابون سازی.
( =suds ) کف صابون.
مسابقه گاریهای بچه گانه در سرازیری.
بی صابون، کثیف، نشسته ( nashosteh ) .
( گیاه ) بندق.
درخت صابون.
جذب کننده.
حباب کف صابون، چیزجالب وزود گذر.
خیس خوری، مقدار مایع جذب شده بوسیله خیس خوری.
این قدر، آن قدر زیاد که، بقدری، بسیار.
جای دنج، اطاق خلوت.
شاه ساردینی، Charles Albert پیدمونت ( ۱۸۳۱ تا ۱۸۴۹ ) از خاندان ساووی است. از اتریش نفرت داشت و به رغم حکومت استبدادی اش خود را محبوب مردم سراسر ایتال ...
خاندانهای بندی و تدچی Tedeschi از کارگزاران روچیلدها در ایتالیا بودند. گینزبرگ نام این دو مؤسسه را در کنار نام روچیلدها ذکر کرده تا اهمیت نقش بنیاد ر ...
فرانچسکو کریسپی، Francesco Crispi از نزدیکترین افراد مازینی که در بسیاری از عملیات تروریستی و آشوبگرانه او نقش داشت. در دسامبر ۱۸۷۷ در دولت دپرتیس وز ...
اعضای خاندان اسکاتلندی الیوت Gilbert Elliot در سده هفدهم به عنوان بارونی دست یافتند و لرد منطقه مینتو شدند. یکی از اعضای این خاندان، بنام هیو الیوت ( ...
اگوستینو دپرتیس Agostino Depretis از عناصر افراطی دوران شورش ایتالیا بود. در دولتهای پس از تأسیس ایتالیای واحد وزیر و در مارس ۱۸۷۶ نخست وزیر شد و تا ...
واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: جان سرک - Jonsarak ، یعنی به زودی، به تعجیل، سراسیمه وار. مثال: جان سرک یک آمده رفته بود، یا: حاضر مهمان می بیاد گفته خان ...
واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: تقّاس کردن - Taqqos قیاس کردن، مقایسه ساختن. مثال: منه، خودتان کار پسرتان را با کار پسر همسایه تقّاس کنید، یا: که نغز که ...
واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: تکشین شدن، یعنی ته نشین. فرهنگ لغت تاجیکی اینگوه معنی کرده: دُرد یا لای و ریگ که زیر چیزهای مایع می نشیند. مثال محاوره ای ...
واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: تَفسیدن گوش Tafsidan - یا تَسپیدن گوش؛ صدا دادن گوش، این تعبیر به آهنگ طنز و شوخی استعمال میشود. مثال: دینه از شما خیلی ب ...
خشمگین، ترشرو، شبیه انفیه.
وسیله یا کسیکه چراغی را روشن یا خاموش کند، معتاد به انفیه، سوراخ بینی.
بنفشه گل سفید وحشی.
پوتین برف یا اسکی.
( snouty ) پوزه وار، دماغه وار.
( snoutish ) پوزه وار، دماغه وار.
خرناس کش.
نوازش کردن، پوزه بخاک مالیدن ( مثل سگ ) ، بخواب رفتن، چرت زدن.
بینی، قیافه، شکلک درآوردن، قیافه گرفتن.
بوکشیدن، جستجو کردن، کش رفتن، عطسه، زفیر، گوشه وکنایه.
اسحاق آرتوم Isaac Artom در سازماندهی شورشهای شهری و دانشجویی سال ۱۸۴۸ نقش فعالی به عهده داشت. او در سال ۱۸۵۸ رسماً منشی مخصوص کاوور شد. آرتوم در ساله ...
واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: جاغ زدن - Jog جاغ استخوانی است که منه [فک، چانه، آرواره، زنخ] را به حرکت در میاورد؛ جاغ زدن به جنبش آوردن مَنَه است ( معا ...
گیسوبند، سربند، گیسو را درتور بستن.