پیشنهاد‌های حسین کتابدار (٣٢,٧٤٤)

بازدید
٣٠,٦٧٨
تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

🔸 مثال ها: The Big Five model is widely used in personality psychology research. مدل پنج عاملی بزرگ به طور گسترده در پژوهش های روانشناسی شخصیت است ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

🔸 نکته: تفاوت این واژه با Characteristic و Temperament: Characteristic ( ویژگی ) یک واژه ی عمومی تر برای هر نوع صفت ( فیزیکی، رفتاری، یا شخصیتی ) ا ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: • ویژگی شخصیتی / خصلت رفتاری • ( در کاربرد روانشناسی ) یکی از الگوهای پایدار در تفکر، احساس، و رفتار که افراد را از یکدیگر متمایز می ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

🔸 مثال ها: The information was released in drips rather than all at once. اطلاعات به جای یکباره، به صورت قطره قطره ( تدریجی ) منتشر شد. The gove ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

کاندومینیوم ( با تأکید بر هجای چهارم ) 🔸 معادل فارسی: • آپارتمان ( به صورت ملک شخصی ) / واحد مسکونی ( با مالکیت اختصاصی ) • ( در کاربرد حقوقی ) نو ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

🔸 مثال ها: Don't fret; everything will be fine. نگران نباش؛ همه چیز درست می شود. Don't fret over small mistakes. نگران اشتباهات کوچک نباش. She ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

املاء صحیح آن ؛ Don't fret

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

🔸 نکته: تفاوت این واژه با Depersonalization ( مسخ شخصیت ) : Depersonalization ( مسخ شخصیت ) به احساس جدایی از خود، افکار، یا بدن خود گفته می شود ( ا ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: • مسخ واقعیت / خارج شدگی از واقعیت • ( در کاربرد روانشناسی ) احساسی که در آن فرد، محیط اطراف را غیرواقعی، بی گانه، یا رویاگونه درک می ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

🔸 نکته: تفاوت این صفت با Lasting و Persistent: Lasting ( پایدار / ماندگار ) به چیزی گفته می شود که برای مدت طولانی ادامه دارد ( معمولاً مثبت ) . ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: • شورای خصوصی ( بریتانیا ) • ( در کاربرد تاریخی و حقوقی ) نهاد مشورتی عالی در نظام پادشاهی بریتانیا • ( در کاربرد قانونی ) بالاترین ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

🔸 نکته: تفاوت این واژه با Reparations و Restorative justice: Reparations ( غرامت / جبران خسارت ) یک واژه ی کلی تر برای هر نوع جبران خسارت ( جنگی، ا ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: • غرامت برده داری / جبران خسارت برده داری • ( در کاربرد حقوقی و سیاسی ) پرداخت یا اقدامی برای جبران ظلم های تاریخی ناشی از برده داری ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: • غلظت / تراکم ( یک ماده در یک محلول یا بافت ) • ( در کاربرد پزشکی و داروشناسی ) میزان تجمع یک ماده ( مانند دارو یا ماده ی شیمیایی ) ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: • زمینه سازی کردن برای / مقدمات چیزی را فراهم کردن • ( در کاربرد روزمره ) به تدریج به سمت یک رویداد یا نقطه ی اوج حرکت کردن • ( در کا ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: • زیست شیمیدان / بیوشیمیدان • ( در کاربرد علمی ) متخصص در مطالعه ی فرآیندهای شیمیایی در موجودات زنده • ( در کاربرد پژوهشی ) کسی که در ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

🔸 معادل فارسی: • خیرخواهِ افراطی / اصلاح طلبِ بی پروا • ( در کاربرد تحقیرآمیز ) کسی که با اقدامات خیرخواهانه اما اغلب بی نتیجه یا مزاحم، سعی در کمک ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

🔸 نکته: تفاوت این واژه با Humanitarian و Philanthropist: Humanitarian ( بشردوست ) به فردی گفته می شود که به طور جدی و حرفه ای به کمک به انسان ها ( ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

🔸 نکته: کاربرد در قوانین بریتانیا: این عبارت بخشی از قانون نظم عمومی ( Public Order Act 1986 ) در بریتانیا است که بر اساس آن، استفاده از کلمات یا رف ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

🔸 معادل فارسی: • ایجاد ترس یا پریشانی / ایجاد نگرانی یا ناراحتی روانی • ( در کاربرد حقوقی بریتانیا ) رفتاری که باعث ایجاد احساس ترس، نگرانی، یا پریش ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

اُپِیک ( با تأکید بر هجای دوم ) 🔸 مثال ها: فیزیکی: The glass is opaque and you can't see through it. این شیشه کدر است و نمی توانی از آن ببینی. مج ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: • بداقبال / نامبارک / شوم • ( در کاربرد تاریخی و خبری ) چیزی که از ابتدا محکوم به شکست یا فاجعه بوده است • ( در کاربرد روزمره ) رویدا ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

🔸 نکته: تفاوت این عبارت با Much less و Not to mention: Much less ( چه رسد به / به ویژه نه ) دقیقاً به همان معناست و اغلب به جای let alone استفاده م ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

🔸 نکته: تفاوت این عبارت با No experience و Inexperienced: No experience ( بدون تجربه ) یک عبارت عمومی تر برای اشاره به نداشتن تجربه است. Inexperi ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: • صفر تجربه / هیچ گونه تجربه ای نداشتن • ( در کاربرد کاری و شغلی ) کاملاً تازه کار بودن • ( در کاربرد روزمره ) عدم آشنایی یا سابقه ی ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: • محافظ / نگهبان ( به ویژه همراه شخصیت های مهم ) • ( در کاربرد سیاسی و امنیتی ) فردی که مسئول مراقبت و همراهی یک مقام یا شخصیت برجست ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

🔸 نکته: تفاوت این واژه با Bodyguard و Guardian: Bodyguard ( محافظ شخصی / بادیگارد ) به فردی گفته می شود که وظیفه ی حفاظت فیزیکی از یک شخص را بر عهد ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

طبقه بندی 1 - Y یک کد در سامانه ی سربازی ( Selective Service System ) آمریکا بود که در دوران جنگ ویتنام برای افرادی به کار می رفت که به دلایل پزشکی، ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

عبارت "fake bone spurs" ( خار استخوانی جعلی ) به اتهامی اشاره دارد که دونالد ترامپ برای فرار از سربازی در جنگ ویتنام، تشخیص پزشکی خار استخوان را جعل ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

هایپوتِتیکَل ( با تأکید بر هجای سوم ) 🔸 مثال ها: Let's consider a hypothetical situation. بیایید یک وضعیت فرضی را در نظر بگیریم. The question is ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

نکته: ریشه شناسی و کاربرد: این عبارت در دهه های اخیر در گفتمان سیاسی و اقتصادی رواج یافته است، به ویژه برای توصیف رفتار دولت ها در مواجهه با بحران ها ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

نظریه ی جنگ عادلانه ( Just War Theory ) یک چارچوب اخلاقی است که برای ارزیابی این موضوع به کار می رود که آیا شروع و نحوه ی انجام یک جنگ، از نظر اخلاقی ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

Optional war یا جنگ اختیاری یک مفهوم در نظریه ی جنگ عادلانه ( Just War Theory ) است که به جنگی اشاره دارد که یک دولت از نظر اخلاقی مجاز به انجام آن ا ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

🔸 نکته: تفاوت این صفت با Fawning و Sycophantic: Fawning ( چاپلوس / تملق آمیز ) به رفتاری اشاره دارد که همراه با ستایش اغراق آمیز و تظاهر است. Syc ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: • متملق / چاپلوس ( به طور افراطی ) • ( در کاربرد اجتماعی ) کسی که برای جلب رضایت دیگران، رفتاری فوق العاده مطیع و چاپلوسانه دارد • ( ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

🔸 نکته: تفاوت این صفت با Flattering و Obsequious: Flattering ( چاپلوسانه / تعریف آمیز ) به طور کلی به تعریف هایی اشاره دارد که ممکن است اغراق آمیز ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: • چاپلوسانه / تملق آمیز • ( در کاربرد سیاسی و اجتماعی ) ستایش اغراق آمیز ( معمولاً برای جلب رضایت ) • ( در کاربرد روزمره ) رفتاری که ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: • کیفیت نوس / کیفیت عقلانی • ( در کاربرد روانشناسی عرفان ) احساس قطعیت، یقین، و بینش شهودی که در تجارب عرفانی یا معنوی رخ می دهد • ( ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: • شرکت سرمایه گذاری ( از نوع سهام اختصاصی ) • ( در کاربرد مالی ) شرکتی که با سرمایه ی جمع آوری شده از سرمایه گذاران، کسب وکارهای دیگ ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

اَنانیمایز ( با تأکید بر هجای دوم ) 🔸 معادل فارسی: • ناشناس سازی / بی نام کردن • ( در کاربرد فنی و حقوقی ) حذف یا پوشاندن اطلاعات شخصی از داده ها ی ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

🔸 نکته: تفاوت این فعل با De - identify و Redact: De - identify ( حذف هویت ) به طور خاص به حذف اطلاعات شناسایی کننده از داده های پزشکی یا تحقیقاتی ا ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: • دقیقه ی قوسی / یک شصتم درجه • ( در کاربرد نجومی و اندازه گیری ) واحد اندازه گیری زاویه ای برابر با ۱/۶۰ درجه • ( در کاربرد علمی ) ی ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

درستش �گزاف� است، با ز. ✅ گزاف یعنی: بیش از اندازه و غیرمعقول بی حساب و مبالغه آمیز گران یا زیادتر از حد معمول

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تفاوت با مفاهیم مشابه: Escape punishment ( از مجازات فرار کردن ) یک عبارت رسمی تر برای فرار از تنبیه است. Evade justice ( از عدالت گریختن ) به فرا ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: • از طناب دار فرار کردن / از مجازات اعدام گریختن • ( در کاربرد مجازی ) از یک مجازات یا عاقبت شدید ( معمولاً در سیاست یا تجارت ) جان س ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: • مجازات اعدام در پی داشتن / مستحق مجازات اعدام بودن • ( در کاربرد حقوقی ) جرمی که طبق قانون، مجازات آن اعدام است • ( در کاربرد روزمر ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

🔸 نکته: تفاوت این عبارت با Be punishable by death و Face execution: Be punishable by death ( قابل مجازات با اعدام بودن ) یک عبارت رسمی تر و حقوقی ب ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: • کسی را درست تربیت کردن / اصولی بزرگ کردن • ( در کاربرد روزمره ) به فرزند یا فردی ارزش ها، اخلاق، و رفتار صحیح را آموزش دادن • ( در ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

🔸 نکته: تفاوت این عبارت با Bring up well و Raise properly: Bring up well ( خوب بزرگ کردن ) یک عبارت عمومی تر برای تربیت خوب است. Raise properly ( ب ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: • ارائه ( رسمی ) / تسلیم ( سند یا درخواست به یک نهاد ) • ( در کاربرد حقوقی و دیپلماتیک ) سند، گزارش، یا پیشنهاد رسمی که به یک نهاد ب ...