🔸 معادل فارسی:
• زمینه سازی کردن برای / مقدمات چیزی را فراهم کردن
• ( در کاربرد روزمره ) به تدریج به سمت یک رویداد یا نقطه ی اوج حرکت کردن
• ( در کاربرد ورزشی و مدیریتی ) آماده سازی تدریجی برای یک هدف
... [مشاهده متن کامل]
🔸 مثال ها:
The team is building up to the final match.
تیم در حال آماده سازی برای مسابقه ی نهایی است.
The excitement is building up to the concert.
هیجان برای کنسرت در حال افزایش است ( زمینه سازی می شود ) .
She built up to the main point of her speech slowly.
او به تدریج به نکته ی اصلی سخنرانی اش رسید.
• زمینه سازی کردن برای / مقدمات چیزی را فراهم کردن
• ( در کاربرد روزمره ) به تدریج به سمت یک رویداد یا نقطه ی اوج حرکت کردن
• ( در کاربرد ورزشی و مدیریتی ) آماده سازی تدریجی برای یک هدف
... [مشاهده متن کامل]
🔸 مثال ها:
تیم در حال آماده سازی برای مسابقه ی نهایی است.
هیجان برای کنسرت در حال افزایش است ( زمینه سازی می شود ) .
او به تدریج به نکته ی اصلی سخنرانی اش رسید.
تقویت کردن
بهتر کردن
بهتر کردن