پیشنهادهای نوید عزیزی (٩٦)
گزیده، عصاره ، عصاره گیری، استخراج، تخمه تبار خانوادگی، اصل و نسب، ریشه، تبار، اصالت، منش خارج کردن/فراری دادن شخصی، بیرون بُردن، دندان کشیدن، کندن ...
راهکار سازمانی و تجاری
ناهمگنی، ناهمگونی
فرض ها، فرضیه ها، برانگاشت ها، برانگاره ها، گمانه ها واژه نظریه واسه واژهtheory به کار می رود و به کار بردن آن برای این واژه مناسب نیست. هم چنین ای ...
آمیختن، تلفیق، هم نهشت، هم امیزی، آمیزش، اختلاط، هم نهاد، هم نهاده به کار بردن ترکیب برای synthesis مناسب نیست.
ترسیمی ( رسمی ترین، دقیق ترین و رایج ترین معادل در آمار، ریاضیات و مقالات علمی ) نموداری ( بسیار کاربردی و رایج در مهندسی و علوم کاربردی ) گرافی ...
در بر گرفتن، تلاقی کردن، قطع کردن، روبرو گشتن، آن سوی دیگر متقاطع یا ضربدری ( اشاره به شکل یا تقاطع دو خط یا مسیر ) عبور کرده ( گذشتن از یک مکان یا ...
پیش آگهی ( استانداردترین، دقیق ترین و رایج ترین معادل در کتب مرجع پزشکی، اپیدمیولوژی، مقالات علمی و مصوب فرهنگستان زبان و ادب فارسی ) پیش بینی سیر ...
ارزش اخباری ( علوم سلامت و پزشکی ) ، ارزش پیش بینی ( علوم ریاضی و آمار )
سنجش های پیامد، اندازه گیری های پیامد
سنجش پیامد، اندازه گیری پیامد
ضریب همبستگی درون رده ای، ضریب همبستگی درون طبقه ای
پایایی میان ارزیاب ها ، پایایی بین ارزیاب ها
توافقی در آمار و اپیدمیولوژی، برابر استاندارد و مصوب پارسی Contingency table، جدول توافقی است.
درست نمایی، راست نمایی ولی بیشتر از درست نمایی استفاده می شود.
بقا، بازمانایی، پایندگی، پایند پذیری، پایست، ماندگاری، زنده مانی، دوام، زنده ماندن، پابرجایی، مقاومت و ایستادگی
در معنای اصطلاحی، به معنای سانسورشدگی است. زمانی که فعل جمله باشد، به معنی سانسور کردن یا شدن است.
پیش بینی کننده، عامل پیش بینی کننده، پیش بین پیشگو
نقطه تلاقی، نقطه تقاطع قطع کردن، بریدن، جدا کردن، جلو کسی را گرفتن، حرف کسی را قطع کردن، دخالت کردن، راه کسی را بستن، راه بندان کردن، جلوی راه کسی ر ...
نمودار پَراکُنش
آزمون زوجی، آزمون جفت شده، آزمون وابسته
دُم دار، دارای دامنه، دارای دنباله،
پنداره، گمان، فرض/پیش فرض ( ریاضی، منطق، آمار، متون فنی و عمومی ) ، گمانه/انگاشت، انگارش خیال. تصور، قصد به دست گیری. اتخاذ به عهده گرفتن. تقبل ت ...
متناظر، هم پیوند، مرتبط، ارتباط دادن یا داشتن، همبستگی داشتن، لازم و ملزوم بودن، بستگی داشتن، هم وابستگی داشتن، وابسته، هم خویش، قرینه، قرین، همبسته ...
فاصلۀ اطمینان، بازۀ اطمینان
دامنه میان چارکی ، دامنه بین چارکی ( فاصلۀ بین چارک اول و چارک سوم )
مرحله بعد، پیشتر، فراتر، دورتر، به علاوه، پیشرفت کردن، جلو بردن، پیش بردن، افزون بر این
عددی، رقمی
استنتاج، نتیجه گیری ها
عدم درمان، عدم مداخله درمانی، بی درمانی، پرهیز از درمان، درمان نکردن
لحاظ کردن، در نظر گرفتن، محاسبه کردن، به حساب آوردن، شامل کردن، وارد چیزی کردن روی کسی حساب کردن، کسی را به جمع اضافه کردن شمردن برای شروع، آغاز شم ...
زمان بر، وقت گیر، مصرف کننده منابع، منابع بَر، پرهزینه، هزینه بر مصرف کردن، استفاده کردن، مصرف، دریافت
چندمنشأیی، چندمرکزی، چندمحوری، چندکانونی
شنودگر، شنود کننده، فریبنده، دستگاه هک اطلاعات مانند کارت بانکی، حیوان موادیاب، بویشگر، پایشگر
عدم تربیت، تربیت نشده، فاقد تربیت، بدون تربیت
سنجش یا اندازه گیری پیامد
مسئله اصلی، مسئله عمده، مسئله کلان، مسئله مهم
مورد اطمینان، قابل اطمینان، قابل اعتماد، اعتمادپذیر، اطمینان پذیر، معتبر، مورد اعتماد، مورد وثوق امین
کلان، بزرگ، مهم، عمده، شدید، دوآتیشه، بالغ/بزرگسال، درشت، با عظمت، پروپاقرص، پُررنگ ، سترگ، برجسته، ستبر به big data هم کلان داده گفته می شود
آشغال، زباله، پسماند، پسمانده، تفاله، مواد زائد، چیز دور ریختنی، نامطلوب، حرف بیخود، یاوه، مُهمَل، چرت و پرت، مفت نمی ارزه، حیف وقت، افتضاح، مزخر ...
برگه های ثبت روند ( در پرستاری و حوزه سلامت و درمان و پزشکی )
پزشک بالینی، درمانگر بالینی ( روان شناسی ) ، پزشک و کادر درمان، ارائه دهنده خدمات بالینی، متخصص بالینی، کادر بالینی، بالینگر، کادر درمان
پزشکان و کادر درمان، ارائه دهندگان خدمات بالینی، متخصصان بالینی، کادر بالینی، بالینگران، کادر درمان
ارشد، کاربلد، ، سالمند، سرپرست، سال بالاتر، بزرگتر، بالاتر، پدر [همنام با بچه]، پُرسابقه
کاملاً مستند، قابل استناد، اثبات شده، گزارش شده معنی مُدوّن نمیده این واژه به هیچ وجه
پیش نویس مقاله قبل از پذیرفته شده، پیش نوشت، دست نوشت، دست نوشته، دست نویس
نامناسب، ناکارآمد، غیرمؤثر، ناکافی، غیرکافی، غیر قابل قبول
فرهنگ داده، لغت نامه داده در علوم رایانه ( کامپیوتر )
به طور پایا، به طور یکنواخت، با ثبات، به طور پایدار، با همخوانی و هماهنگی همواره، به طور پیوسته، به طور مستمر، به طور دائم، به طور مرتب، به طور پی در ...
درازمدت، بلندمدت، طولانی مدت، طولی ( آمار، علوم سلامت )
گروه های کانونی یا گروه های متمرکز روی یک بحث
از نظر کیفیت/از حیث کیفیت، از دیدگاه کیفی/از بُعد کیفی، در زمینه شاخص های کیفی
تغییرپذیری، ناهمگونی، پراکندگی، اختلاف، انحراف، تفاوت
غیر قابل اطمینان، غیرقابل اتکا
اگر در متنی بحث زاویه دید، چارچوب فکری یا تحلیل مفهومی باشد، از دریچۀ. . . یا از منظرِ. . . اگر پای سنجه، شاخص، واحد اندازه گیری یا متغیر در میان ...
هزینه - فایده، سود - فایده
۱. دوم، دومی ۲. نهایی، آخری، آخر، واپسین ۳. بعدی ۴. اخیر
رویکرد اخیر، شیوه دوم
۱. تنظیم، میزان کردن ( فنی ) ۲. انطباق، سازش، سازگاری ( شخص ) ۳. وسیله تنظیم ۴. تعدیل، اصلاح، تغییر ۵. تسویه ( دستمزدها، قیمت ها ) ۶. هم تراز سازی
برای پرسش پژوهش یا فرضیه: صورت بندی کردن یا تدوین کردن برای داده ها، پرونده ها یا پایگاه داده: ساختارمند کردن
۱. در بافت متغیرها، سنجه ها و اقتصاد سلامت هنگامی که پروکسی به عنوان ابزار اندازه گیری به کار می رود: متغیرهای جایگزین، شاخص های جانشین/تقریب ها، ا ...
واحد اجرایی، واحد کاری، بخش عملیاتی، واحد ارائه دهنده خدمات
اثربخشی هزینه، هزینه - اثربخشی در زبان فارسی، وقتی می گوییم طرحی �مقرون به صرفه� است، بیشتر معنای ارزان تر بودن، کم هزینه بودن یا صرفه جویی مالی به ...
فروشنده، تأمین کننده، نماینده فروش، خرده فروش، عمده فروش، توسعه دهنده و شرکت های ارائه دهنده
پرداخت کنندگان هزینه
نهاد پرداخت کننده
قرار گرفتن
شیوه نامه ها، خط مشی ، رهنمود ها، دستور های کار، آیین نامه ها
شیوه نامه، خط مشی، رهنمود، دستور کار
پایبندی، پیروی، دنباله روی، هواخواهی، طرفداری، هواداری، وفاداری
طرز رفتار، نگرش
ناتوانی، کم توانی، معلولیت، نقص عضو ، نقص یا عیب، از کار افتادگی عدم صلاحیت، عدم اهلیت ( در مسائل حقوقی )
نگرانی، دل مشغولی، دل نگرانی
گنجانده شده در، جاگذاری شده در، تعبیه شده در، نهفته در / تنیده شده در
هیئت، کارگروه عالی، کارگروه رسمی
جدول زمان بندی ( پروژه / پژوهش ) ( متداول ترین و رسمی ترین معادل ) افق زمانی/بازه زمانی مطالعه گاه شمار اجرایی
انجام دادن، اجرا کردن
نظری
اطلاع بخشی، حاوی اطلاعات سودمند، دارای اطلاعات سودمند
همسان سازی، همگام سازی، همرنگ سازی، همگن سازی، هم آهنگ سازی
نمره تمایل، نمره گرایش
بعضی وقت ها در معنای اصطلاحی، به معنی �محدودسازی� است.
ناشی می شود از / ناشی از . . . است ( رایج ترین و روان ترین برابر در فارسی ) حاصل می شود از / برآمده از . . . است سرچشمه می گیرد از / ریشه در . . . ...
عدم پاسخ
مبتنی بر معیار، ملاک محور، معیارمحور، مبتنی بر ملاک
سنجه پیامد یا شاخص پیامد
بازتکرار کردن، تکرار کردن
واژه Well - accepted ( یا صورت فعلی آن: Well accept ) بسته به اینکه صفت باشد یا ترکیب قید و فعل، به معانی زیر است: ۱. در نقش صفت مرکب ( Well - acce ...
طبقه ای
ویژه مندی بهترین ترجمه برای تفاوت و تمایز قائل شدن با دیگر واژگانی که معنای ویژگی می دهند، اصطلاح ویژه مندی است.
مخدوش شدگی در سوگیری به معنای مخدوش شدگی است.
به معنی گرایش است.
برابر پیشنهادی پارسی برای واژه Agent ( ایجنت ) : کارگُمار تعریف ایجنت: سامانه یا موجودیت نرم افزاریِ هدف مندی که انجام یک یا چند کار یا مأموریت به آ ...
1. پاره شده، از هم گسیخته ( در مورد اشیاء فیزیکی مثل لباس یا کاغذ ) مثال: His shirt was torn up in the fight. یقه پیراهنش در نزاع پاره شده بود. 2 ...