پیشنهادهای نوید عزیزی (٤٢)
اگر در متنی بحث زاویه دید، چارچوب فکری یا تحلیل مفهومی باشد، از دریچۀ. . . یا از منظرِ. . . اگر پای سنجه، شاخص، واحد اندازه گیری یا متغیر در میان ...
هزینه - فایده، سود - فایده
۱. دوم، دومی ۲. نهایی، آخری، آخر، واپسین ۳. بعدی ۴. اخیر
رویکرد اخیر، شیوه دوم
۱. تنظیم، میزان کردن ( فنی ) ۲. انطباق، سازش، سازگاری ( شخص ) ۳. وسیله تنظیم ۴. تعدیل، اصلاح، تغییر ۵. تسویه ( دستمزدها، قیمت ها ) ۶. هم تراز سازی
برای پرسش پژوهش یا فرضیه: صورت بندی کردن یا تدوین کردن برای داده ها، پرونده ها یا پایگاه داده: ساختارمند کردن
۱. در بافت متغیرها، سنجه ها و اقتصاد سلامت هنگامی که پروکسی به عنوان ابزار اندازه گیری به کار می رود: متغیرهای جایگزین، شاخص های جانشین/تقریب ها، ا ...
واحد اجرایی، واحد کاری، بخش عملیاتی، واحد ارائه دهنده خدمات
اثربخشی هزینه، هزینه - اثربخشی در زبان فارسی، وقتی می گوییم طرحی �مقرون به صرفه� است، بیشتر معنای ارزان تر بودن، کم هزینه بودن یا صرفه جویی مالی به ...
فروشنده، تأمین کننده، نماینده فروش، خرده فروش، عمده فروش، توسعه دهنده و شرکت های ارائه دهنده
پرداخت کنندگان هزینه
نهاد پرداخت کننده
قرار گرفتن
شیوه نامه ها، خط مشی ، رهنمود ها، دستور های کار، آیین نامه ها
شیوه نامه، خط مشی، رهنمود، دستور کار
پایبندی، پیروی، دنباله روی، هواخواهی، طرفداری، هواداری، وفاداری
طرز رفتار، نگرش
ناتوانی، کم توانی، معلولیت، نقص عضو ، نقص یا عیب، از کار افتادگی عدم صلاحیت، عدم اهلیت ( در مسائل حقوقی )
نگرانی، دل مشغولی، دل نگرانی
گنجانده شده در، جاگذاری شده در، تعبیه شده در، نهفته در / تنیده شده در
هیئت، کارگروه عالی، کارگروه رسمی
جدول زمان بندی ( پروژه / پژوهش ) ( متداول ترین و رسمی ترین معادل ) افق زمانی/بازه زمانی مطالعه گاه شمار اجرایی
انجام دادن، اجرا کردن
نظری
اطلاع بخشی، حاوی اطلاعات سودمند، دارای اطلاعات سودمند
همسان سازی، همگام سازی، همرنگ سازی، همگن سازی، هم آهنگ سازی
نمره تمایل، نمره گرایش
بعضی وقت ها در معنای اصطلاحی، به معنی �محدودسازی� است.
ناشی می شود از / ناشی از . . . است ( رایج ترین و روان ترین برابر در فارسی ) حاصل می شود از / برآمده از . . . است سرچشمه می گیرد از / ریشه در . . . ...
عدم پاسخ
مبتنی بر معیار، ملاک محور، معیارمحور، مبتنی بر ملاک
سنجه پیامد یا شاخص پیامد
بازتکرار کردن، تکرار کردن
واژه Well - accepted ( یا صورت فعلی آن: Well accept ) بسته به اینکه صفت باشد یا ترکیب قید و فعل، به معانی زیر است: ۱. در نقش صفت مرکب ( Well - acce ...
طبقه ای
بهترین ترجمه برای تفاوت و تمایز قائل شدن با دیگر واژگانی که معنای ویژگی می دهند، اصطلاح �ویژه مندی� است.
در سوگیری به معنای �مخدوش شدگی� است.
به معنی گرایش است.
واژه �کارگُمار�را برای برابر پیشنهادی پارسی برای واژه Agent پیشنهاد میدم تعریف ایجنت: سامانه یا موجودیت نرم افزاریِ هدف مندی که انجام یک یا چند کار ...
1. پاره شده، از هم گسیخته ( در مورد اشیاء فیزیکی مثل لباس یا کاغذ ) مثال: His shirt was torn up in the fight. یقه پیراهنش در نزاع پاره شده بود. 2 ...