پیشنهادهای Hamid Reza Talebian Monfared (٨٠)
📌 gulf between یک عبارت رایج است که به صورت مجازی به شکاف عمیق یا تفاوت زیاد بین دو چیز، به ویژه در نظرات، وضعیت اقتصادی یا فرهنگی اشاره دارد. سا ...
کابل باطری به باطری
بیش از حد
متعارف
حضور
بیشتر از. . . است
مناطق مرکزی استرالیا که جمعیت کمی در آن زندگی میکند
دو جور The room had a dual function اتاق دو جور کاربرد داره
همگانی همه گیر
منشور چهارچوب
تند تند صحبت کردن در مورد موضوعی بی اهمیت
عینا کپی کردن
املای درست camouflage می باشد
سنگ لاشه میگن سنگ اسلیت هم میگن که خود همین کلمه هست
جلوگیری کردن از وقوع چیزی خودداری کردن
تلو تلو خوردن
Don't ditch me من رو نپیچون
چوبی که باهاش بیلیارد بازی میکنند و با آن به توپ ضربه میزنند
عایق بندی کردن
شخصی که با خدایان صحبت می کند و پند و نصیحت هایی در مورد آینده می دهد.
وقوع. میزان
از نظر اکولوژی
جامعه ای پویا
جا لباسی یا کمد ولی بزرگتر از cupboard که میتوان در آن لباس ها نیز آویزان کرد
دوستان توجه کنید املای درست guideline می باشد
منظور همان گیربکس است
رُسی خاکی
جمع آن به صورت millennia می باشد و s جمع نمیگیرد six millennia درست مباشد نه six millenniums
لغت رسمی امریکایی" دکتر"
ارزیابی کردن
در وسط چیزی یا کاری
خود شیفته از خود راضی
ظاهربین ظاهر نگر
فرد خوش صحبت فرد خوش بیان
بیابان بی آب و علف
تحلیل گر یا مفسر تلویزیون یا رادیو
تفاوت در مقدار یا ابعاد داشتن
شخصی باهوش در استفاده از منابعی که در اختیار دارد
جور در آمدن
سوراخ کردن با یک جسم تیز
تبادل نظر
طیف . گستره
غروب. گرگ و میش مترادفش همون twilight
نمادچیزی بودن
دریانورد. ملوان کتابی یا ادبی لغت sailor می باشد
فاصله از خط استوا
سنبل کردن
غیر عمدی، ناخواسته
اشتباه یا تا حدی اشتباه
رد کردن
نوعی پرنده
محل کار
فرار کردن از خطر
حاذق. ماهر. توانا
907. 2 کیلوگرم
برنامه ریزی کردن
حرکت دورانی کردن. چرخیدن ( حول محور )
داستان غم انگیز
قاشق سوپ خوری که مقداری از قاشق غذاخوری گودتر است.
قاشق سوپ خوری که مقداری گودتر از قاشق غذاخوری می باشد.
چرخیدن به صورت دایره ای
میله ی چوبی یا فلزی
به قدری
کج شدن
مهمانی و جشن همراه با غذا مثل مجلس عروسی خودمان که هم party هست و هم feast
بیگاری کشیدن
عبا. ردا
سخت کوش و ماهر
دوست شدن به هم پیوستن
بندرگاه
به آرامی پرتاب کردن
عطر و بوی خوش
دوباره ایجاد کردن. دوباره ساختن
سخت تلاش کردن زور زدن
شیک و زیبا
ریاضی
حواس پنج گانه
در زیرِ
به زور اسلحه
برای اولین بار دیدن چیزی