تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٣

معنی: فرو بردن در / سری زدن به / کاهش یافتن ( بسته به بافت جمله ) 🔹 نکته واژگانی: **dip in** چند معنی رایج دارد: * **dip something in something** ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

معنی: روی صفحه نمایش / روی پرده یا صفحه دیده شونده 🔹 نکته واژگانی: * **on - screen text** = متنِ روی صفحه * **on - screen character** = شخصیتِ حاض ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

معنی: خراب شده / اشتباه پیش رفته / طبق برنامه پیش نرفته 🔹 نکته واژگانی: go wrong = اشتباه پیش رفتن، خراب شدن something has gone wrong = یک مشکلی پ ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٣

معنی: نعناع 🔹 نکته واژگانی: * **mint leaves** = برگ نعناع * **mint tea** = چای نعناع * **mint flavor** = طعم نعناع * **peppermint** = نعناع فلفلی ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٣

معنی: بادوام / ماندگار / طولانی مدت 🔹 نکته واژگانی: * **long - lasting effect** = اثر ماندگار * **long - lasting relationship** = رابطهٔ پایدار * ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

معنی: زمان خودت را اندازه بگیر / مدت زمانی را که برای انجام کاری صرف می کنی ثبت کن 🔹 نکته واژگانی: * **time yourself** = زمان انجام یک فعالیت را ا ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

بوسیدنِ عالی / مهارت زیاد در بوسیدن 🔹 نکته واژگانی: great kisser = کسی که خوب می بوسد great kissing skills = مهارت خوب در بوسیدن great kissing sce ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

معنی: مرگ / نابودی / پایان یافتنِ چیزی ( معمولاً به شکلی رسمی یا نسبتاً جدی ) 🔹 نکته واژگانی: * **the demise of something** = پایان یا نابودی چیز ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

معنی: برای مدت طولانی 🔹 نکته واژگانی: * **for long** معمولاً در جملات منفی، پرسشی یا شرطی به کار می رود. * **not for long** = نه برای مدت طولانی ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

معنی: زرق وبرق / جذابیت خیره کننده / شکوه همراه با زیبایی و فریبندگی 🔹 نکته واژگانی: * **glamour** = جذابیت چشمگیر و درخشان ( اغلب همراه با فشن، ش ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٤

معنی: عجیب وغریب، خاص و متفاوت ( از نگاه یک فرهنگ ) / غیربومی / کمیاب و جذاب 🔹 نکته واژگانی: * **exotic animal** = حیوان غیربومی یا خاص * **exotic ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

معنی: ویدئوکست / برنامه یا محتوای ویدیویی که به صورت منظم منتشر می شود؛ معادل تصویریِ پادکست 🔹 نکته واژگانی: * **videocast** ( رایج تر به صورت یک ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

منقار اردکی / چیزی که شکل یا ظاهری شبیه منقار اردک دارد

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

معنی: بیرون راندن / خارج کردن / بیرون دادن / تولید کردن ( بسته به بافت ) 🔹 نکته واژگانی: * **push out of** = از جایی بیرون راندن * **push someone ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

سلفی با حالت �لب اردکی�؛ عکسی که در آن فرد لب هایش را به جلو جمع می کند تا شبیه منقار اردک شود.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

معنی: به هم زدن / متلاطم کردن / زیرورو کردن ( آب، گل، خاک یا احساسات ) 🔹 نکته واژگانی: * **churn up the water** = آب را متلاطم کردن * **churn up ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

معنی: گرانشی / مربوط به نیروی جاذبه 🔹 نکته واژگانی: * **gravitational force** = نیروی گرانشی * **gravitational pull** = کشش گرانشی * **gravitation ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

معنی: جَزر / پایین ترین سطح آب دریا در چرخهٔ جزر و مد 🔹 نکته واژگانی: low tide = جزر high tide = مد at low tide = هنگام جزر tidal zone = منطقهٔ جز ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

معنی: آیین نامه ها / مقررات محلی / مصوبات قانونی محلی 🔹 نکته واژگانی: ordinance = آیین نامه، مقرره یا قانون محلی city ordinance = آیین نامه شهری l ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

معنی: در تردید / نامطمئن / مردد 🔹 نکته واژگانی: be in doubt = در تردید بودن when in doubt = وقتی شک داری / وقتی مطمئن نیستی leave no doubt = هیچ ش ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٣

در فرهنگ آمریکایی و اروپایی، frappe بیشتر به قهوه سردی گفته می شود که با یخ، شیر و طعم دهنده ها مخلوط شده و بافتی کف دار و خنک دارد. این نوشیدنی در ف ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

در کشورهای آمریکایی و اروپایی، اگ ناگ یکی از نوشیدنی های محبوب در فصل کریسمس و سال نو است که با تخم مرغ زده شده، شیر، خامه، شکر و ادویه هایی مانند جو ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٣

معنی: تلاش های حفاظتی / اقدامات برای حفظ محیط زیست یا منابع طبیعی نکته واژگانی: wildlife conservation efforts = تلاش های حفاظتی برای حیات وحش envir ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٣

معنی: اوج گیری / پرواز در ارتفاع / افزایش سریع نکته واژگانی: soaring bird = پرنده ای که در ارتفاع بالا پرواز می کند soaring prices = افزایش سریع قی ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

معنی: پرنده شکاری / دایناسور گوشتخوار ( از راسته ددپایان ) نکته واژگانی: raptor bird = پرنده شکاری ( مانند عقاب، شاهین و باز ) velociraptor = ولو ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٣

معنی: نوشابه بستنی / بستنی با نوشابه نکته واژگانی: ice cream soda = نوشابه بستنی ( نوشابه گازدار با بستنی ) vanilla ice cream soda = نوشابه بستنی ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

معنی: کاراملی شدن / به کاراملی تبدیل شدن / قهوه ای و براق شدن با شکر نکته واژگانی: sugar caramelizes = شکر کاراملی می شود onions caramelize = پیاز ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

معنی: به درون / رو به داخل / درونی 🔹 نکته واژگانی: * **look inward** = به درون خود نگاه کردن، خوداندیشی کردن * **inward journey** = سفر درونی * ** ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

نوعی تکنیک در آشپزی و شیرینی پزی که طی آن مواد سبک ( مانند سفیده تخم مرغ زده شده یا خامه ) به آرامی با مواد سنگین تر مخلوط می شوند تا حجم و بافت هواک ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

نوعی شیرینی فرانسوی که از خمیر لایه لایه با کره و شکر تهیه می شود و روی آن کاراملی شده و ترد است. نکته واژگانی: کوین امان = Kouign Amann این نام از ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

اِکلر شکلاتی؛ نوعی شیرینی فرانسوی کشیده که داخل آن معمولاً با کرم پر می شود و روی آن لایه ای از شکلات قرار دارد. 🔹 نکته واژگانی: �clair = اکلر ch ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

خطرات سلامتی / خطرات مرتبط با سلامت و بیماری 🔹 نکته واژگانی: health risk = خطر سلامتی health risks = خطرات سلامتی potential health risks = خطرات ب ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

آگاهی را افزایش دادن / آگاه سازی کردن / توجه مردم را به یک موضوع جلب کردن 🔹 نکته واژگانی: raise awareness about something = آگاهی دربارهٔ موضوعی ر ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

ساعت مچی 🔹 نکته واژگانی: digital wristwatch = ساعت مچی دیجیتال analog wristwatch = ساعت مچی عقربه ای wear a wristwatch = ساعت مچی به دست داشتن lux ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٣

پیشگام / پیشرو / کسی که برای نخستین بار راهی جدید را باز می کند یا در یک حوزه نوآوری می کند 🔹 نکته واژگانی: pioneer in a field = پیشگام در یک حوزه ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

معنی: گسترش یافتن / به تدریج شکل گرفتن / از یک مرحله اولیه به چیزی کامل تر تبدیل شدن 🔹 نکته واژگانی: develop out of something = از چیزی رشد کردن ی ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

فری بی اس دی؛ یک سیستم عامل متن باز و رایگان شبیه یونیکس FreeBSD یک سیستم عامل متن باز ( open - source ) است. از خانواده BSD ( Berkeley Software Dis ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

معنی: رژیم گرفتن / رعایت رژیم غذایی برای کاهش وزن یا بهبود سلامتی 🔹 نوع کلمه ( Part of Speech ) : Noun / Verb ( اسم مصدر یا شکل فعلی ) 🔹 مثال: S ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

### معنی: ماشین را کنار بگذار / از خودروی شخصی استفاده نکن 🔹 **نوع عبارت ( Part of Speech ) :** **Slogan / Informal Phrase ( شعار یا عبارت غیررسمی ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

ماساژ گرفتن 🔹 نوع عبارت ( Part of Speech ) : Verb Phrase ( عبارت فعلی ) 🔹 مثال: I'm going to get a massage this weekend. = این آخر هفته می خواه ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

### معنی: 1. کمد لباس 2. مجموعهٔ لباس های یک فرد ( رایج تر در انگلیسی امروزی ) 🔹 **نوع کلمه ( Part of Speech ) :** **Noun ( اسم ) ** 🔹 **مثال ۱ ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

### معنی: ولخرجی کردن / برای چیزی خاص بیشتر از حد معمول پول خرج کردن و به خود لذت دادن 🔹 **نوع کلمه ( Part of Speech ) :** **Verb ( فعل ) ** / **N ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

ماهیگیری با طُعمه

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

### معنی: تارت آلبالویی / پای یا شیرینی کوچک با لایهٔ خمیر و رویهٔ آلبالو 🔹 **نوع عبارت ( Part of Speech ) :** **Noun Phrase ( عبارت اسمی ) ** 🔹 ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٣

### معنی: 1. اسکوپ / قاشق مخصوص برداشتن مقدار مشخصی از مواد ( مثل بستنی ) 2. یک پیمانه یا مقدار برداشته شده با قاشق اسکوپ 3. برداشتن یا قاپیدن چیزی ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

### معنی: گردگیری / پاشیدن مقدار کمی از پودر ( مثل شکر، آرد یا ادویه ) 🔹 **نوع کلمه ( Part of Speech ) :** **Noun / Verb ( اسم / فعل ) ** 🔹 **م ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

### معنی: قاشق کُف دست ( مقدار نسبتاً کوچک و گرد از چیزی نرم یا غلیظ ) 🔹 **نوع کلمه ( Part of Speech ) :** **Noun ( اسم ) ** 🔹 **مثال:** **Add ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

### معنی: گردابهٔ کوچک / جریان چرخشی کوچک در آب یا هوا 🔹 **نوع کلمه ( Part of Speech ) :** **Noun ( اسم ) ** 🔹 **مثال:** **Leaves were spinning ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

### معنی: گرداب / آب گردان / چرخش شدید آب یا مایع 🔹 **نوع کلمه ( Part of Speech ) :** **Noun ( اسم ) ** 🔹 **مثال:** **The boat was caught in a w ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

### معنی: اشترودل؛ نوعی شیرینی یا دسر لایه ای که معمولاً با خمیر نازک و داخل آن میوه ( مثل سیب ) یا مواد دیگر پر می شود 🔹 **نوع کلمه ( Part of Spe ...