dip in


بفرمایید بخورید!، سهیم شوید!، سهم خود را بردار!

انگلیسی به انگلیسی

• immerse in

پیشنهاد کاربران

معنی:
فرو بردن در / سری زدن به / کاهش یافتن ( بسته به بافت جمله )
🔹 نکته واژگانی:
**dip in** چند معنی رایج دارد:
* **dip something in something** = چیزی را در چیزی فرو بردن
* **dip into a book** = نگاهی گذرا به کتاب انداختن
...
[مشاهده متن کامل]

* **dip into savings** = از پس انداز خرج کردن
* **dip in temperature** = کاهش دما
📌 تفاوت و نکات مهم:
1. فرو بردن در چیزی
* **She dipped the bread in soup. **
= او نان را در سوپ فرو برد.
2. سر زدن یا مختصر مطالعه کردن
* **I dipped into the report last night. **
= دیشب نگاهی گذرا به گزارش انداختم.
3. استفاده کردن از ذخیره یا پس انداز
* **They had to dip into their savings. **
= آن ها مجبور شدند از پس اندازشان خرج کنند.
4. کاهش جزئی داشتن
* **Sales dipped in June. **
= فروش در ژوئن کمی کاهش یافت.
📌 تفاوت:
* **dip in** = کاهش جزئی یا موقت
* **drop** = کاهش ( کلی تر )
* **plunge** = سقوط شدید
🔹 نوع کلمه ( Part of Speech ) :
Phrasal Verb ( فعل عبارتی )
🔹 مثال:
**The temperature dipped in the evening. **
= دما در عصر کمی کاهش یافت. 🌡️📉

غوطه ور شدن
. you can have a dip in the ocean if you want before we head off back to the hotel