whirlpool

/ˈwɝːlˌpuːl//ˈwɜːlpuːl/

معنی: گرداب، چرخش اب
معانی دیگر: (مجازی) هر چیز خطرناک یا پر خشونت، چرخاب، بوژ

بررسی کلمه

اسم ( noun )
(1) تعریف: water turning rapidly about a center and exerting a downward pull; vortex.

(2) تعریف: something with the force or disturbing effect of a whirlpool.
مشابه: maelstrom

- They were drawn into a whirlpool of conflict.
[ترجمه ترگمان] آن ها به میان گرداب کش مکش کشیده شدند
[ترجمه گوگل] آنها به یک گرداب جنگی کشیده شدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

جمله های نمونه

1. the whirlpool of addiction
گرداب اعتیاد

2. The water eddied around in a whirlpool.
[ترجمه ترگمان]آب در گردابی فرو رفت
[ترجمه گوگل]آب در اطراف گرد و غبار متمایل است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The canoe was sucked into the whirlpool.
[ترجمه ترگمان]قایق به درون گرداب کشیده شد
[ترجمه گوگل]قایقرانی به داخل گرداب مکیده شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The huge whirlpool could suck in the boat.
[ترجمه ترگمان]این گرداب عظیم می تواند در قایق بخورد
[ترجمه گوگل]گرداب بزرگ می تواند در قایق خوردن
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The whirlpool sucked down the canoe.
[ترجمه ترگمان]گرداب قایق را مکیده بود
[ترجمه گوگل]گرداب به قایقرانی سوار شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. The canoe was sucked down into the whirlpool.
[ترجمه ترگمان]قایق به درون گرداب کشیده شد
[ترجمه گوگل]قایقرانی به داخل گرداب رانده شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. A whirlpool is formed by water going round very fast.
[ترجمه ترگمان]گردابی از آب تشکیل می شود که به سرعت دور می شود
[ترجمه گوگل]گرداب با سرعت بسیار زیاد آب تشکیل می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. She felt she was being dragged into a whirlpool of emotion.
[ترجمه ترگمان]احساس کرد که به گرداب احساسات کشیده می شود
[ترجمه گوگل]او احساس کرد که او را به یک گرداب احساسات کشانده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. She is flailing about in a cultural whirlpool of conflicting expectations, standards and demands.
[ترجمه ترگمان]او در یک گرداب فرهنگی انتظارات، استانداردها و خواسته های متضاد دست و پنجه نرم می کند
[ترجمه گوگل]او در مورد گرداب فرهنگی انتظارات، استانداردها و خواسته های متناقض درگیر است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. A whirlpool bath and relaxing sun-beds are available for hire.
[ترجمه ترگمان]حمام گرداب و beds در حال استراحت برای استخدام در دسترس هستند
[ترجمه گوگل]حمام گرداب و آرامش بخش های خورشیدی برای استخدام در دسترس هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Just like that, she was sucked into the whirlpool that was threatening to swallow the Olympics.
[ترجمه ترگمان]درست مثل این، او به گرداب مکیده شد و تهدید کرد که المپیک را ببلعد
[ترجمه گوگل]درست مثل این بود که او به گرداب که تهدید به بلعیدن بازی های المپیک بود، مکیده شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Its two suites boasted whirlpool baths in which three could sit comfortably and four even more so.
[ترجمه ترگمان]دو ملتزمین رکاب که در آن دو تن ظرفیت داشت که در آن سه تن می توانستند راحت و حتی بیش از چهار تن در آن بنشینند
[ترجمه گوگل]دو سوئیت آن دارای وان حمام گرداب بود که در آن سه نفر می توانست راحت نشست و چهار و حتی بیشتر
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. November 21 A whirlpool of mutual hatred With accelerating fury the Middle East's cycle of violence spins.
[ترجمه ترگمان]بیست و یکم نوامبر یک گرداب نفرت متقابل با خشم accelerating چرخه خشونت خاور میانه به دور خود می چرخد
[ترجمه گوگل]نوامبر 21 گرد و غبار نفرت متقابل با تکان دادن خشم چرخه خشونت خاورمیانه پیچیده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Vortex missile . . . . . . creates a whirlpool of seething energy . . . . . . our only vortex missile.
[ترجمه ترگمان]گرداب موشک گردابی از انرژی در حال جوشش را ایجاد می کند
[ترجمه گوگل]موشک وریکس گرداب انرژی جوشان ایجاد می کند تنها موشکهای ماوراء الطبیعه ما هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. His face spun back in a whirlpool of anger.
[ترجمه ترگمان]صورتش در گردابی از خشم باز می گشت
[ترجمه گوگل]چهره اش در گرداب خشم پشت سر گذاشته شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

گرداب (اسم)
vortex, gulf, waterspout, whirlpool, tourbillon

چرخش اب (اسم)
whirlpool

تخصصی

[عمران و معماری] گرداب
[زمین شناسی] گرداب - یک گرداب کوچک دایره ای شکل در دریا یا رودخانه ای که از شکل کانال مربوط، یا بوسیله برخورد دو جریان، یا به علل مشابه ایجاد می شود.
[آب و خاک] گردابه چرخشی

به انگلیسی

• whirling eddy or current of water, vortex of water
a whirlpool is a small area in a river or sea where the water is moving quickly round and round, so that objects floating near it are pulled into its centre.
you can also use whirlpool to describe a situation in which there is a lot of activity and from which it is difficult to escape.

پیشنهاد کاربران

جکوزی
جکوزی ، استخرآب گرم یاداغ

چرخش آب گرداب
Whirlpool : گرداب
Whirlwind : گردباد
کلمات مرتبط با گرد باد :
Hurricane - typhoon - cyclone - Tornado - Twister
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما