پیشنهادهای Sara Hatami (٣,٣٨٩)
ساعت مچی 🔹 نکته واژگانی: digital wristwatch = ساعت مچی دیجیتال analog wristwatch = ساعت مچی عقربه ای wear a wristwatch = ساعت مچی به دست داشتن lux ...
پیشگام / پیشرو / کسی که برای نخستین بار راهی جدید را باز می کند یا در یک حوزه نوآوری می کند 🔹 نکته واژگانی: pioneer in a field = پیشگام در یک حوزه ...
معنی: گسترش یافتن / به تدریج شکل گرفتن / از یک مرحله اولیه به چیزی کامل تر تبدیل شدن 🔹 نکته واژگانی: develop out of something = از چیزی رشد کردن ی ...
فری بی اس دی؛ یک سیستم عامل متن باز و رایگان شبیه یونیکس FreeBSD یک سیستم عامل متن باز ( open - source ) است. از خانواده BSD ( Berkeley Software Dis ...
معنی: رژیم گرفتن / رعایت رژیم غذایی برای کاهش وزن یا بهبود سلامتی 🔹 نوع کلمه ( Part of Speech ) : Noun / Verb ( اسم مصدر یا شکل فعلی ) 🔹 مثال: S ...
### معنی: ماشین را کنار بگذار / از خودروی شخصی استفاده نکن 🔹 **نوع عبارت ( Part of Speech ) :** **Slogan / Informal Phrase ( شعار یا عبارت غیررسمی ...
ماساژ گرفتن 🔹 نوع عبارت ( Part of Speech ) : Verb Phrase ( عبارت فعلی ) 🔹 مثال: I'm going to get a massage this weekend. = این آخر هفته می خواه ...
### معنی: 1. کمد لباس 2. مجموعهٔ لباس های یک فرد ( رایج تر در انگلیسی امروزی ) 🔹 **نوع کلمه ( Part of Speech ) :** **Noun ( اسم ) ** 🔹 **مثال ۱ ...
### معنی: ولخرجی کردن / برای چیزی خاص بیشتر از حد معمول پول خرج کردن و به خود لذت دادن 🔹 **نوع کلمه ( Part of Speech ) :** **Verb ( فعل ) ** / **N ...
ماهیگیری با طُعمه
### معنی: تارت آلبالویی / پای یا شیرینی کوچک با لایهٔ خمیر و رویهٔ آلبالو 🔹 **نوع عبارت ( Part of Speech ) :** **Noun Phrase ( عبارت اسمی ) ** 🔹 ...
### معنی: 1. اسکوپ / قاشق مخصوص برداشتن مقدار مشخصی از مواد ( مثل بستنی ) 2. یک پیمانه یا مقدار برداشته شده با قاشق اسکوپ 3. برداشتن یا قاپیدن چیزی ...
### معنی: گردگیری / پاشیدن مقدار کمی از پودر ( مثل شکر، آرد یا ادویه ) 🔹 **نوع کلمه ( Part of Speech ) :** **Noun / Verb ( اسم / فعل ) ** 🔹 **م ...
### معنی: قاشق کُف دست ( مقدار نسبتاً کوچک و گرد از چیزی نرم یا غلیظ ) 🔹 **نوع کلمه ( Part of Speech ) :** **Noun ( اسم ) ** 🔹 **مثال:** **Add ...
### معنی: گردابهٔ کوچک / جریان چرخشی کوچک در آب یا هوا 🔹 **نوع کلمه ( Part of Speech ) :** **Noun ( اسم ) ** 🔹 **مثال:** **Leaves were spinning ...
### معنی: گرداب / آب گردان / چرخش شدید آب یا مایع 🔹 **نوع کلمه ( Part of Speech ) :** **Noun ( اسم ) ** 🔹 **مثال:** **The boat was caught in a w ...
### معنی: اشترودل؛ نوعی شیرینی یا دسر لایه ای که معمولاً با خمیر نازک و داخل آن میوه ( مثل سیب ) یا مواد دیگر پر می شود 🔹 **نوع کلمه ( Part of Spe ...
### معنی: نماد / شخصیت نمادین ( معمولاً حیوان یا کاراکتر کارتونی که نماینده یک تیم، مدرسه یا برند است ) 🔹 **نوع کلمه ( Part of Speech ) :** **Nou ...
### معنی: کوفته قلقلی / گلوله های کوچک گوشت 🔹 **نوع کلمه ( Part of Speech ) :** **Noun ( اسم، جمع ) ** 🔹 **مثال:** **She cooked spaghetti with m ...
### معنی: خوش طعم ( غیرشیرین ) / شورمزه / دارای طعم های ادویه ای و غذاهای اصلی 🔹 **نوع کلمه ( Part of Speech ) :** **Adjective ( صفت ) ** 🔹 **مث ...
گوشت خوک ریش ریش شده / گوشت خوک آرام پز و ریش ریش شده ( باربیکیو )
### معنی: 1. شناور شدن / روی آب یا هوا ماندن 2. شناور بودن، معلق بودن 3. نوشیدنی ای که بستنی روی آن قرار می گیرد ( **ice cream float** ) 🔹 **نوع ...
### معنی: 1. یخ زده، بسیار سرد 2. خنک و یخی ( دربارهٔ نوشیدنی ها و دسرها ) 3. سرد و غیرصمیمی ( دربارهٔ رفتار ) 🔹 **نوع کلمه ( Part of Speech ) : ...
### معنی: روت بیر؛ یک نوشیدنی گازدار شیرین و بدون الکل که طعمی شبیه وانیل، ادویه ها و گیاهان معطر دارد. 🔹 **نوع کلمه ( Part of Speech ) :** **Nou ...
### معنی: شام ( به ویژه شام سبک یا شامِ آخر شب ) 🔹 **نوع کلمه ( Part of Speech ) :** **Noun ( اسم ) ** 🔹 **مثال:** **We had soup and bread for ...
چیپس سبزیجات
### معنی: ملچ ملوچ خوردن / ریزه ریز و با لذت خوردن / ناخنک زدن به غذا 🔹 **نوع کلمه ( Part of Speech ) :** **Phrasal Verb ( فعل عبارتی ) ** 🔹 **م ...
### معنی: کلم قمری 🔹 **نوع کلمه ( Part of Speech ) :** **Noun ( اسم ) ** 🔹 **مثال:** **Kohlrabi can be eaten raw or cooked. ** = کلم قمری را می ...
### معنی: جایگزین کردن / تعویض کردن یک چیز با چیز دیگر 🔹 **نوع کلمه ( Part of Speech ) :** **Phrasal Verb ( فعل عبارتی ) ** 🔹 **مثال:** **You ca ...
جایگزین کردن / عوض کردن یک چیز با چیز دیگر
### معنی: پیش ویتامین / ماده ای که خودش ویتامین نیست اما در بدن به ویتامین تبدیل می شود 🔹 **نوع کلمه ( Part of Speech ) :** **Noun ( اسم ) ** 🔹 ...
### معنی: اثر اَش / پدیدهٔ همنوایی با گروه حتی زمانی که گروه آشکارا اشتباه است 🔹 **نوع عبارت ( Part of Speech ) :** **Noun Phrase ( اصطلاح علمی در ...
### معنی: گروهِ بیرونی / گروهِ غیرخودی 🔹 **نوع کلمه ( Part of Speech ) :** **Noun ( اسم ) ** 🔹 **مثال:** **People often trust members of their i ...
### معنی: دوگان ها / زوج ها / گروه های دونفره 🔹 **نوع کلمه ( Part of Speech ) :** **Noun ( اسم، جمعِ *dyad* ) ** 🔹 **مثال:** **The study examine ...
### معنی: شیرینی جات / محصولات قنادی / خوراکی های شیرین مثل شکلات، آب نبات و شیرینی 🔹 **نوع کلمه ( Part of Speech ) :** **Noun ( اسم ) ** 🔹 **مث ...
### معنی: تنوع / تغییر / گونه یا حالت متفاوت از یک چیز 🔹 **نوع کلمه ( Part of Speech ) :** **Noun ( اسم ) ** 🔹 **مثال:** **There is a lot of var ...
### معنی: ترکیدن / ناگهان بیرون زدن یا فوران کردن / انفجاری شدن ( بسته به بافت ) 🔹 **نوع کلمه ( Part of Speech ) :** **Verb ( فعل ) ** / همچنین * ...
### معنی: جشن آمیز / مربوط به جشن و شادی / همراه با حالت تبریک و خوشحالی 🔹 **نوع کلمه ( Part of Speech ) :** **Adjective ( صفت ) ** 🔹 **مثال:** ...
### معنی: ترافل های رنگی / دانه های تزئینی ریز شیرینی پزی 🔹 **نوع کلمه ( Part of Speech ) :** **Noun ( اسم، معمولاً جمع ) ** 🔹 **مثال:** **She d ...
### معنی: آزمایش گری / آزمون وخطا / فرایند انجام آزمایش برای کشف یا یادگیری چیزی 🔹 **نوع کلمه ( Part of Speech ) :** **Noun ( اسم ) ** 🔹 **مثال: ...
### معنی: افرا ( نوعی درخت ) 🔹 **نوع کلمه ( Part of Speech ) :** **Noun ( اسم ) ** 🔹 **مثال:** **Maple syrup is popular in Canada. ** = شربت اف ...
### معنی: یک نوبت تولید، پخت یا تهیه / یک دسته از چیزهایی که با هم ساخته، پردازش یا آماده شده اند 🔹 **نوع کلمه ( Part of Speech ) :** **Noun ( اسم ...
### معنی: جوانه های چشایی ( گیرنده های حس چشایی روی زبان ) 🔹 **نوع عبارت ( Part of Speech ) :** **Noun Phrase ( عبارت اسمی ) ** 🔹 **مثال:** **T ...
### معنی: شادی شیرین / لذت دلنشین / خوشحالی دل انگیز 🔹 **نوع عبارت ( Part of Speech ) :** **Noun Phrase ( عبارت اسمی ) ** 🔹 **مثال:** **The swee ...
### معنی: خود را راضی کردن / به خود اجازه لذت بردن دادن / تسلیم یک میل یا خواسته شدن 🔹 **نوع کلمه ( Part of Speech ) :** **Verb ( فعل ) ** 🔹 **م ...
### معنی: فاج؛ نوعی شیرینی نرم، غلیظ و بسیار شیرین که معمولاً از شکر، کره و شیر تهیه می شود. 🔹 **نوع کلمه ( Part of Speech ) :** **Noun ( اسم ) * ...
### معنی: مسابقهٔ غذا خوردن / رقابت برای خوردن بیشترین مقدار غذا در زمان مشخص 🔹 **نوع عبارت ( Part of Speech ) :** **Noun Phrase ( عبارت اسمی ) ** ...
### معنی: آیتم های منو / موارد موجود در منو ( غذاها یا گزینه هایی که در یک منوی رستوران یا لیست انتخاب قرار دارند ) 🔹 **نوع عبارت ( Part of Speec ...
### معنی: پخش زنده / پخش هم زمان یک ویدیو یا رویداد در اینترنت 🔹 **نوع کلمه ( Part of Speech ) :** **Noun ( اسم ) ** / همچنین **Verb ( فعل ) ** � ...