پیشنهاد‌های علی ماشا اله زاده (٨٧٢)

بازدید
١,٨٢٦
تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٦

اقناع کننده توجه: "رضایت بخش" یعنی دیگران ر ا راضی کردن ولی fulfilingیعنی درون خودمان را راضی کردن که کلمه "اقناع کننده" بهتر می باشد

پیشنهاد
٠

یک سر و گردن بالاتر از کسی بودن خیلی بهتر از کسی بودن =much better than

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

سر تر از کسی /چیزی بودن Render is a streets ahead of fhe rest of us at Matt's. راندی سر تر از بقیه ی ما است در ریاضیات =much better tgsn

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

همینجوری یهویی ناگهانی بدون اطلاع قبلی Max was here a minute ago, then he disappeared_just like that مکس یک دقیقه پیش اینجا بود، سپس ناپدید شد_همینجو ...

پیشنهاد
١

آره برای او خیلی هم خوبه که. . . اما ( برای من نه ) برای بیان نظر مخالف ( contrast Idea ) It's all very well for him to say it's not important, but ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

یک کم دیره ( کار هز کار گذشته )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد

اما این را هم بهت بگم ( ها ) . . . . She is clever, l'll give you that, but I don't trust her او باهوش است، اما اینم بهت گم من بهش اعتماد ندارم. I ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

خیلی باید خوش شانس باشند که. . . . احتمالش تقریبا صفر است که. . . . They'll be lucky to find a restaurant open at this time of night خیلی باید خوش ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٥

درست و دقیقش را بخواهیم بگیم. . . .

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

فقط اسما رسما ( نه عملا ) It's my car in name only, to all intents and purposes , it belongs to my son این ماشین اسما مال من است ولی عملا مال پسرم ا ...

پیشنهاد
٤

از هر نظر، از هر جهت، عملا هرجور حساب کنی It's my car in name only. To all intents and purposes, it belongs to my son این ماشین اسما مال منه، ولی هرج ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد

Be unrepentant پشیمان نبودن ( از گناه، جرم )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

چشم پوشی کردن ( از حق خودت ) گذشت کردن صرف نظر کردن ( از یک حق، ادعا ) Resign ( a right, , claim ) = relinguish His elder brother resigned his righ ...

پیشنهاد
٣

شخصا قانون را در مورد کسی اجرا کردن بدون دادگاه و دفاعیه کسی را مجازات کردن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

راه خود را جدا کردن ( از کسی، بقیه. . . ) صف خود را جدا کردن اعلام براءت کردن He was the first to break ranks with Ceausescu and publicly criticise ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

مثل بقیه بودن ، سازگار با جمع بودن At our school, you were required to conform, and there was no place for originality. در مدرسه ما، از شما خواسته م ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٤

گروه سازمان یافته GROUP [countable] a group of people who work together to do a particular job or who are together for a particular purpose The Briti ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

هییت رییسه

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

Lay down a rule/minimum requirement ( ریزقانون، آیین نامه های درون سازمانی. . . ) گذاشتن ( قوانینی که قبلا در مجلس تصویب و اجرایی شده را برای پرسنل ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

Lay down a rule/minimum requirement ( ریزقانون، آیین نامه های درون سازمانی. . . ) گذاشتن ( قوانینی که قبلا در مجلس تصویب و اجرایی شده را برای پرسنل ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

در تایید آقا امین : برمی گردد به معنای that of که جایگزینs' می باشدبه معنای "مالِ" Than that ofنسبت به مالِ. . .

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

بطور عادلانه ای In this justic system, We shall be equally eligible to all high offices در این دستگاه عدالت ما بطور عادلانه واجد شرایط مناصب عالیه خو ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد

بی چون و چرا حاضرم بحثت کنم در حقانیتش که حاضرم اثبات کنم که حاضرم شرط ببتدم که Senna was arguably the greatest racing driver of all time سنا بی چون ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٤

۱_تلخ، تاریک، مبهم، شوم، غم انگیز the grim reality of rebuilding the shattered town� واقعیت تلخ بازسازی این شهر درب داغون When he lost his job, his f ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٦

۱_ بطور مجازی ( در ذهن ) نگهداشتن " ( در ذهن ) قدر دانستن " "همیشه در خاطر داشتن" She cherishes her memories of home. او خاطرات وطن را همیشه در خاطر ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد

به معنی واقعی کلمه ، به تمام معنا Argentina came to a virtual standstill while the game was being played. آرژانتین به معنی واقعی کلمه متوقف شد وقتی ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٩

عبور کردن از ( مشکلات، مریضی ) We are certain that he will get over his illness. ما مطمین هستیم که او ( بسلامت ) از این بیماری عبور خواهد کرد I'm g ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

used to show that something is surprising or unexpected: فقط اینکه ( متاسفانه ) . . . . فقط اینکه ( با کمال تعجب ) . . . . . He spent months negoti ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

حس ( منطق، شعور ) میانه روی حس تعادل برقرارکردن در کارها In fact it was Jack's sense of humour that kept her feelings in proportion during the next ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

مانع افتادن شدن He's just breaking his fall او فقط مانع افتادن خودش شد ( دستش را سپر کرد روی زمین که نیافتد )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

( شاگرد ) شیطون ، بازیگوش strategy for dealing with disruptive pupils یک استراتژی برای سر و کله زدن با دانش آموزان شیطون

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

حقوق انسانی که قابل معامله نیست حقوق غیرقابل فروش ( که نمیشه روی آن معامله کرد )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٤

۱_مجازی ( شبیه واقعی ) ۲_نسبتا واقعی ، قریب به یقین Car ownership is a virtual necessity when you live in the country. مالکیت خودرد یک نیاز نسبتا و ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٤

۱_سالن تولید ۲_کارگر بخش تولید the ordinary workers in a factory, or the place where they work. on the shop floor.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

۱ - نا هماهنگ بودن با هماهنگ نبودن با He was out of step with the music او با موزیک هماهنگ نبود ۲_ راهش جداست از حسابش جداست از Town council leader b ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٤

دو قطب مخالف مثل دو قطب مثبت و منفی They are poles apart in their political attitudes. آنها دو قطب مخالف هم هستند در گرایش های سیاسی شان My sister a ...

پیشنهاد
١

نتوانستن اخلاقی و وجدانی نمی توانم. . . . . ( نباید. . . ) نمی توانم. . . . . ( وگرنه ممکنه خدای نکرده باعث آزار کسی شدن/ممکنه خدای نکرده باعث خسارت ...

پیشنهاد
٢

سر جنگ داشنن با کسی سر دعوا داشتن با کسی آبمان با کسی در یک جوی نرفتن He and his wife are always at loggerheads او و همسرش همیشه سر جنگ دارند او و هم ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

سر جنگ داشتن سر دعوا داشتن آبمان با کسی در یک جوی نرفتن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

نه راه پس دارد نه راه پیش Be locked in battle /despite گیر افتادن در مخمصه ای که نه راه پس دارد نه راه پیش

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٧

۱ - پر درآمدتر You will be about �50 a week better off تو هفته ای۵۰ یورو پردرآمدتر خواهی بود ۲ - ( جهت مشاوره دادن ) برای کسی بهتر بودن که. . . bet ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

در حوزه ی فوتبال : گلزن کسیکه زیاد گل میزند

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

بد لباس، خز

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

اگر چه خیلی. . . . خیلی. . . . اما خیلی دوست دارم. . . . . اما Much as I'd like to, I can't come اگرچه خیلی دوست دارم، اما نمی تونم بیام. Much as I ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

مشاهداتی ، میدانی ( Observational = field ( work The study involves observational fieldwork in different types of police stations. این مطالعه شامل ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١٢

باز شدن درب مجازی فرصتی ایجاد شدن راه حلی گشوده شدن جلوی پای . . . دریچه ای باز شدن به سوی ( دنیای جدید، همکاری علیه تروریسم، . . . . ) بابی گشوده ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

( رفتار، احساس ) تصنعی بودن، مصنوعی بودن ( فضا، محیط ) تخیلی، فضایی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

با عاملیت مستقیم با دخالت مسقیم

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

قدیمی هایی که دیجیتال تو مخ شان نمیره

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٥

انطباق پذیری ، انطباق ( با ) ، تبعیت ( از ) As conformity in religious life has declined, choice has become a more important factor. چون ( تبعیت از ...